چه بنویسیم؟
آسمان سینه ام را چون شمایی مشتریست
بازکن دکان دل که وقت عاشقیست
پس چه باشد عشق ؟ در یای عدم
درشکسته عقل را آنجا قدم
بحث و تحلیل خبر و علم (تصور و تصدیق)! shenakht dialogue
آسمان سینه ام را چون شمایی مشتریست
بازکن دکان دل که وقت عاشقیست
پس چه باشد عشق ؟ در یای عدم
درشکسته عقل را آنجا قدم
شیطان به آدم می گوید آیا می خواهی عمر جاودان و حکومت بی زوال بدست آوری
برترین اصل عمومی فلسفی اصل حرکت و تغییر می باشد
همه چیز روزی فنا می شود
اصولا امر دائمی نداریم
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبرالیل والنهار یامحول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
چندی است که دیگر فرصت نوشتن مطالبی که شاید برای کسی مفید هم نباشد
بدست نمی آورم اگر دقت کنیم وقتی مطالبی در جامعه رواج دارد هیچکس به
آن دانش عمومی شکی ونقدی نمی نماید وهمه آن مطالب را بدیهی و قطعی
می انگارند یکی از مشهورات آن تعریف انسان است
اغلب می گویند انسان از دو جزءتشکیل می شود یکی جسم و یکی روح
اما به نظرم این امر بدیهی برای من قابل لمس و قابل قبول نیست
انسان یک وجود بیشتر ندارد یک وجود کامل
ولی می شود گفت انسان دارای جسم است و دارای ذهن است
جسم او مانند جسم حیوانات است اما ذهن و روان او چیز ویژه وخاصی است
خلق الانسان علمه البیان
زبان و بیان در انسان بسیار رازآلود و عجیب است و ما نمی توانیم تصورکنیم
روزی در این دنیا موجوداتی انسانگونه بوده اند ولی زبان نداشتند و در مرور ایام
زبان تشکیل شده است
کلت السن عن غایته صفته
والعقول عن کنه معرفته
انسان اگر بر چیزی علم یافت برآن محیط می شود
انسان قادر به توصیف دوست داشتن نیست
عشق راه تسلیم و ایثاراست
و علم راه سلطه و غلبه فقرا است
ما چگونه بر خویش غالب شویم؟
الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب و هوایی غالب
آیا ایمان برترین هدیه الهی است و حتی علم گرایی نیز برتری جویی است؟
ونجات انسان رهایی از برتری جویی است
و تسلیم حق شدن است؟
از حوادث تلاطم به دور است البته شاید افرادی را نیز بیابیم که با تلاش وبرنامه ریزی به زندگی امن
و هموار دست یافتند
از طرفی دیگر افرادی را درمی یابیم که زندگی سخت و دشواری دارند ودچار بلا و تلاطم دائم هستند
علت آن آیا شرایط اجتماعی تاریخی یا در حوزه شخصی بگوئیم شرایط ژنتیک حاکم است گزاف نگفتیم
در حالت سوم اکثریتی از مردم زندگی نامشخصی دارند گاهی تحت تاثیر اعمال وبرنامه آنان است
وگاهی تحت شرایط بیرونی و تلاطمات اجتماعی است
سالها در باره کلماتی از سوره فاتحه الکتاب فکر می نمایم که چرا وقتی از راه مستقیم صحبت می شود
سه گروه اشخاص معرفی می گردند
صراط الذین انعمت علیهم
صراط الذین مغضوب علیم
صراط الذین الضالین
به نظر می رسد آیه می خواهد بگوید خلاصه همه به صراط مستقیم می پیوندند
اما عده ای بر اساس قانونمندی ها سخت
عده ای بر اساس شرایط غیر ارادی خویش
و عده ای نیز بر اساس عمل صالح و عمل هدفدار خویش به صراط مستقیم می پیوندند
مثلا افرادی خود قانون را رعایت می کنند
افرادی خود به خودی در مسیر اجراءقانون قرار می گیرند
و عده ای براساس زور و تنبیه و مجازات تسلیم قانون می شوند
یا در مورد شرایط فیزیولوژی بدن مثال بیاوریم
افرادی خود تغذیه را تنظیم نموده و درسلامت هستند
افرادی عادت کردند درست تغذیه کنند
گروه سوم پرخوری می کنند ودچار بیماری شده سپس تسلیم رژیم غذایی می شوند
ما از خدا می خواهیم به ما دانشی عطا کند و با کسب تجربه و تمرین
به درجه ای از تقوی و (سلف کنترول) برسیم تا در مسیر صراط مستقیم آگاهانه
و با اختیار و انتخاب گام برداریم
مثل اینکه زندگی صحنه جنگی است وانسان باید دائما برای غلبه جهاد کند
افرادی شاید با نگرش دینی بگویند چون شیطان در همه حال با انسان همره است پس
باید انسان همیشه به فکر غلبه برنیرو های ناپیدای اهریمنی باشد
در سطح واقعیت زندگی افراد می خواهند با داشتن پول و ثروت بر نیازهای خویش فائق آیند
جوانان می خواهند با داشتن قدرت و اعتماد به نفس از وابستگی به پدر ومادر رها شوند
ملت ها دوست دارند حکومت ها برای آنان زیادی قانون ننویسند واحساس آزادی کنند
اما باید برای نظم وقانون و آزادی ها مرزهایی وجود داشته باشد تا افراد سلیقه ای عمل نکنند
دکتر ابوالحسن بنی صدر که سالها است در این رابطه نظر هایی می دهد و کیش شخصیت
را برای انسان بلای بزرگی می داند دواصطلاح و مفهوم بکار می برد
مفهوم حق مداری
مفهوم زور مداری ( قدرت مداری )
انسان قبل از عمل بایستی رابطه خویش را با هدف بسنجد
آیا او طالب غلبه بر دیگران است و منافع خویش را جستجو می کند
یا اینکه برای همه حتی جامدات گیاهان وحیوانات حقوقی قائل است
در هر فعل انسان بایستی حقوق همه چیز در نظر گرفته شود
از قول مهاتما گاندی شنیدم چه خوب است در یک نبرد هر دو طرف پیروز شوند
یعنی حق به حق دار برسد کسی که از تجاوزگری دور شود به فطرت بازمی گردد
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک
حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن عظمتک
و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک ( مناجات شعبانیه )
بهترین خوراکی ها سبزیجات و میوه ها و خشکبار هستند
خیار بهترین تنظیم کننده قند خون و چربی خون است
غذاها را بخار پز کنیم مثل کدو مسمایی و کدو حلوایی و گل کلم و بادنجان و هویج و ..
اسفناج و.....حتی گوشت های سفید مانند مرغ و ماهی را با آب کم و آرام پز کنیم
بهترین روغن روغن زیتون است و روغن مغز گردو
دوستی شهرستانی (آذربایجان) داشتم وقتی پدرش فوت شد باهم صحبتی داشتیم اوگفت
وقتی پدرم از دنیا رفت چند برادر وخواهر کوچک داشتم طبق رسم ما همه اموال پدر در ید من
قرار گرفت و مطابق آن تمام مسوولیت هایش نیز به من منتقل شد چقدر برای خانواده ام زحمت
کشیدم والان با اینکه چهل سال دارم هنوز ازدواج ننمودم
به عبارت دیگر قبلا پدر ولی خانواده بود و بعد پسر بزرگ ولی خانواده شد بچه ها را بزرگ کرد
دختر ها را به خانه بخت فرستاد ومادر هم چنان در نزد او بود این یک معنی ولایت است
یعنی ولی آقا و صاحب اختیار دیگران و از طرفی مسوول و هدایت دهنده آنان است
باز فردی دیگر که حدود سی سال دارد و با او صحبت ازدواج را داشتم می گفت در ایران
به معنی دقیق ولایت شوهر بر همسر اجرا نمی شود ومن تصمیم دارم زنی اختیار کنم که
این مفهوم را بپذیرد و تسلیم و تابع من باشد (این هم یک معنی ولایت )
راستی ولایت به چه معنی است ؟ آیا به معنی صاحب و اختیار دار است ؟
قبلا که برده داری بود مولی و غلام بدین صورت بود که غلام برای مولی کار می کرد و
او نیز مخارج غلام را می پرداخت و گاهی کنیزی را به او می بخشید
حتما بچه های آنان نیز اتوماتیک به ارباب و مولی تعلق داشت
امروز عده ای به عنوان پیش فرض می پذیرند که جامعه صاحبی دارد
و افراد باید تحت سرپرستی و هدایت آنان باشند؟ تاچقدر مقبول است نمی دانم
اما مولانا شعری دارد می گوید
کیست مولا آنکه آزادت کند ...............
پس پیش فر ض فوق را می پذیرد ولی می گوید تو با انتخاب خود افسار را به مولی می دهی
و از مشقت مسوولیت ها رهایی می یابی؟
خداوند دید ابراهیم منظور او را از ذبح تعلق به اسماعیل (اسیری عشق ) دریافت نکردپس
برای او گوسفندی فرستاد و به او گفت ذبح انسان ممنوع است حتی درقربانی خدا ی یگانه
عید قربان مارا از تعلقات نفسانی و روانی پاک می نماید (نفی وابستگی روانی)
در باره عید امامت وقتی خداوند ابراهیم را با کلمات خویش آزمود و در(ابتلی) او موفق شد
(و اذا بتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک لناس اماما قال و من ذریتی۱۲۴/۲)
ابراهیم را امام قرا داد او از خدا خواست امامت به ذریه او منتقل شود اما
خداوند به او گفت (لا ینال العهد الظالمین) یعنی امام از ظلم باید بری باشد
شرافت عدالت همین بس که خداوند کاری که عادلانه است انجام می دهد
نه اینکه طبق نظر اشعری هرچه خدا کرد آن عدل است
معیار های عقلی مستقل از ذهن ما هستند
نور در برابر تاریکی انتخاب عقل است
اگر خدایی بگوید ظلمت بهتر از نور است ما اورا قبول نداریم چون خلاف عقل و فطرت است
خداوند برترین نعمت را قانون های عینی قرار داده است رحمت او نعمت اوست
کتب علی نفسه الرحمه خداوند بر خودش نیز رعایت قانون را نوشته است
پس عیدانه ما دو تا شد
یکی خط قرمزی جان انسان و ممنوعیت کشتن انسان وکرامت او
دوم برتری عدالت در دستگاه الهی از همه امور
خدای عادل امام عادل
ایشان به علت اسیدی بودن چای و دلایل دیگر معتقدند چای برای سیستم های بدن مفید نیست
و درخواست کردند شما اگر می توانید یک خاصییت از چای را بگویید
من به تو صیه ایشان چند سال است که قندو چایی را کنار گزارده ام و شاهد افزایش اشتها می باشم
اما امروز که دقیق می شوم می بینم نوشیدن چای برای کاهش اشتها بسیار مفید است
خصوصا افرادی که مایلند لاغر شوند بایستی چای را بگذارند خنک شده با یک خرما نوش جان کنند
گاهی در زبان عموم مردم دلیل وعلت به جای هم استعمال می شود
مثلا می گویند: به دلیل اینکه مریض بودم دکتر رفتم
یا ایضا" به علت اینکه مریض بودم دکتر رفتم
می خواهم مشغول کاری شوم به دلیل اینکه درآمدکسب کنم
یا به علت اینکه درآمدی ندارم می خواهم مشغول کاری شوم
اما از لحاظ ادبی و منطقی بکار بردن< علت> درعبارات
زمانی است که چگونگی پیدایش وتغییراموری بیان شود
مثل عبارت ( علت بخارشدن آب دمای صد درجه آن است)
یا اینکه علت گران شدن اجناس افزایش تقاضای آن است
علت پیدایش روز و شب گردش زمین به دور خویش است
علت شباهت فرزندان به پدر و مادر وجود ژن مشترک است
درباره دلیل و دال بودن چیزی گاهی دلیل مادی است وگاهی دلیل قراردادی
مثلا می گویند آفتاب آمد دلیل آفتاب
یعنی انتشارشعاع نور خورشید دلالت بروجود نور ذاتی آن کره است
(واضح است علت نور وانتشار انرژی فعالیت شیمیایی مرکز کره است)
اما نور مهتاب انعکاس نور آفتاب است نور ماه از خورشید است
رنگ رخسار حکایت کند از سر درون
یعنی سرخ شدن یک انسان دال بر آن است که او خجالت کشیده است
یا پریدگی رنگ شخص دال بر بیماری و ضعف درونی اوست
در باره دلیل قراردادی کلمات و اسم هاو صفت ها در زبان ها می باشد
دلیل اینکه ما به حیوانی شیر می گوییم قرارداد زبان فارسی است
چه بسا اینکه به مایع غذای کودکان ازپستان مادرترشح می شود نیز شیر می گوییم
در اینجا خواهیم گفت هر دو مورد به دلیل قرارداد وتفاهم جمعی است
آن یکی شیری است آدم می خورد
وان یکی شیری است آدم میخورد
آن یکی شیری است اندر بادیه
وان یکی شیری است در بادیه
غیر از دلالت مادی و دلالت قراردادی
گاهی ما به جای کلمه <هدف > از کلمه دلیل استفاده می کنیم
مثلا می گوییم دلیل تحصیل دانش آموزان کسب مدرک ومهارت است
دلیل دوری از گناه کسب سعادت است
دلیل نگارش این مطلب روشن شدن اذهان و تفکیک شناسایی هایمان است
گاهی اصطلاحی در منطق و فلسفه داریم گویند مقام ثبوت و مقام اثبات
اگر از علت ها گفتگو کنیم مقام ثبوت است
واگر از دلایل گفتگو کنیم مقام اثبات است
اگر از ساختمان تکوینی عالم صحبت کنیم به آیات خدا نزدیک می شویم
ولی برای اثبات ربوبیت و اسماء خدا بایستی دلایل متقن بیاوریم
مقام اثبات در دست ما ودانش اجتماع است و تحول پذیر
مقام ثبوت مقام شی فی نفسه است و دور از میل انسان
مثلا بهاء قرآن بی نهایت است ولی قیمت آن به بازار وجامعه خاص بستگی دارد
قیمت مقام اثبات است ولی ارزش ذاتی مقام ثبوت است
قرائتی از روح مطرح کرد که بیش از اینکه واقعیت داشته باشد سیاسی است
روح به معنی اینکه وجودی مستقل از جسم داشته باشد با آموزش قرآنی مغایراست
در قرآن با هرگونه دو گانگی که استقلال را القا کند مخالفت شده است
زیر بنای مفاهیم قرآنی توحید است
غیب وشهادت . روز وشب . زندگی وحیات . و ..........
اما یک سوال عقلی
اگر موجودی حیات ابدی داشته باشد و قدرت ورود در خلوت انسان را داشته باشد
آیا این مغایر با اصل اختیار انسان واصل فرصت داشتن عمل در دنیا تا قیامت نیست؟
اینکه انسان در برابر موجوداتی عریان باشد و نتواند باطنش را پنهان کند؟
این خواسته قدرتمداران و زورگویان نیست والقای یاس نمی کند؟
تازه عده ای از افراد را هم می ترساند که شما باید تسلیم باشید؟
یک تفکر ارتجاعی از نوع مداحان متحجر
خدا به داد ما برسد نه تنها کشور در اختیار تیم مداحان است
علم وحکمت را هم باید به روایت مداحان بی سواد وجاهل بخوانیم
همه انسان های متفکر باید از این روایت های دغلکارانه پرده بردارند
این کتاب با بررسی ، تجزیه و تحلیل و واکاوی اساسی دین مبین اسلام نگرشی بدیع و تازه را به خواننده ارائه می کند . چنانچه توانایی دریافت این کتاب را دارید ،پیشنهاد می کنم حتما آن را مطالعه فرمائید . کتاب هفت آسمان دکتر رستگار را با حجم ۴۲ مگابایت از لینک زیر دانلود کنید .
و بالاخره برای آنهایی که مشکل سرعت اینترنت و یا محدودیت حجم دانلود دارند یک نسخه کاهش حجم داده شده از فایل بالا را بدون کاهش کیفیت محسوس برای دانلود قرار داده ام . دانلود کتاب هفت آسمان دکتر رستگار نسخه کم حجم شده با حجم تقریبی ۳ مگابایت از لینک زیر :
دانلود کتاب هفت آسمان نسخه کم حجم
|
در سفر به کربلا و...... صحنه های عجیب و متاثر کننده ای دیدم
کثرت زباله در معابر و کوچه ها
وفور حشرات و مگس در کوچه و بازار و در مغازه های مواد خوراکی
بسیار تاسف خوردم که چرا ما مسلمانان به حقیقت پاکی توجه نداریم
به همین پاکیزگی ظاهری و مادی اهمیت نمی دهیم
در صورتی که حدیث داریم آب شستشوی شما بایستی قابل خوردن باشد
و مقدمه نماز شما وضو و غسل است
متاسفانه در ایران نیز جوی آب ها تبدیل به زباله دانی شده اند
نور و قانونمندی های طبیعی
قرآن و نور
انسان و نور
چشم و نور
هیچ دقت کردید چشم زمانی بینا است که نور باشد؟
نور و تجربه فردی روانی اجتماعی
نور حقیقی و نور انعکاسی
خورشیدی نور ماه
نور و علوم تجربی (انسانی)
از خداوند بزرگ علو درجه فرزند یدالله سحابی و خانم هاله سحابی راخواهانیم
تفکیک دین قرآنی و دین احکام گرا از ابتکارات ایشان بودیادش گرامی و پر رهرو باد
برقرار باد نهضت آزادی ایران با این همه آزاده و انسان های حلیم
آیت الله طالقانی و مهندس مهدی بازرگان
آینه معنویت مافوق علم و اخلاص و غلبه بر جو زدگی های زمانه
در رابطه با پروردگار می دانیم او دارای اسماء و صفات مختلفی است
مثلا او اول است و آخر است او صمد است و واحد است
او دارای صفاتی است که برای ما قابل فهم نیست ولی خداوند صفاتی دیگر دارد
که برای ما قابل مقایسه و فهم است
او صفات جمال و جلال دارد
او رحمن و رحیم است و فرمود کتب علی نفسه الرحمه
وانسان را در مقام رجاء قرارداد
او حلیم است در بازتاب رفتار ما شتابزده عمل نمی کند
و انسان را در مقام خوف قرار می دهد
لااله الاالله الحلیم الکریم
لااله الاالله العلی العظیم
سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضین السبع
ورب العرش العظیم
والحمدلله رب العالمین
ما می دانیم خداوند متعال موقعیت های بس ویژه ای دارد
و احتمالن او نمی خواهد برای صفات ویژه اش ستایش شود
بلکه او را باید طوری فهم کنیم که به خاطر عملش دوستش بداریم
به خاطر ربوبیتش و به خاطر خالقیت اش
وبه خاطر لطف بیکرانش در تعلیم اسماء به آدم
وعلم الآدم اسماء کلها ثم عرضهم علی الملئکه
خداوند را به خاطر محبت هایش حمد می نماییم
واو برای رشد انسان هیچ کم نمی گذارد
به شرطی که انسان از طغیان دوری کند
اینکه انسان موجودی ناطق است یا موجودی دارای فرهنگ وزبان است
اما من می خواهم از منظری دیگر به انسان توجه کنم
اینکه هسته وجودی انسان یا شخصیت انسان چیست؟
در مرحله بعد وجود و وضعیت فعلی اورا بررسی می کنیم
مثلا یک دختر و پسر جوان می خواهند درباره هم بیندیشند وانتخاب زوج کنند
آنها در درجه اول باید به چه چیزی توجه کنند؟
به نظر من هرانسانی رفتار و اعمالی از خود بروز می دهد
هم چنین او دائم به رفتار و اعمال دیگران عکس العملی دارد
عمل هر فرد نسبت به شرایط مختلف وهم چنین بازخورد عمل دیگران
هسته اصلی شخصیت اورا تشکیل می دهند
آیا او در واکنش به دیگران احساساتی عمل می کند یا باتفکر ومنطق
آیا او پاسخ رفتار احساسی دیگران را عاقلانه می دهد یا احساساتی
شاید بگویید این رفتارها نسبی است ومرز بین رفتار پخته و سنجیده با رفتار عاطفی
زیاد معلوم نیست وبستگی به شرایط دیگر دارد؟
رفتار او در رابطه با پدر ومادر چگونه است؟
رفتار او نسبت به کودکان چگونه است؟
رفتار او نسبت به خشم و بی احترامی دیگران چگونه است؟
رفتار او نسبت به افراد غیر هم طبقه خویش مثلا فقرا یا ثروتمندان چگونه است؟
رفتار او نسبت به افراد هم جنس و غیر هم جنس خویش چگونه است؟
رفتار او نسبت به اخلاق و اعتقادات اجتماع چگونه است؟
.................................................
در مرحله دوم موقعیت های یک فرد را بررسی می کنیم
مثلا فردی که از خانواده خاصی است یا از تحصیلات خاصی برخورداراست
یا اینکه از ثروت و مقام اجتماعی خاصی برخوردار است
مثلا ظاهر زیبایی دارد یا برعکس و اینکه به خودش خیلی می رسد وبرعکس
او مثلا دارای اتوموبیل گران قیمت است
او مثلا در صحبت کردن بسیار توانا وچرب زبان است
در بالای شهر زندگی دارد یا در پایین شهر زندگی می کند
درباره مردم شناسی خصوصا مردم ژاپن مطالبی نخواندم ولی چیزهایی شنیدیم
اینکه مردمی مقاوم هستند در کار بسیار جدی هستند خانم ها روزی ده ساعت
و آقایان روزی شانزده ساعت کار می کنند آن هم کار مفید وبا راندمان خوب
وقتی زلزله اخیر آمد بسیا ر ذهن مرا اشغال کرد واخبار ان را پی می گرفتم
ولی متاسفانه بسیار خبر رسانی ضعیف بود وهنوز هم مطالب زیادی منتشر نشده است
غرض از نوشتن مطلب دراین باره چون پروفسور توشیهیکو ایزوتسو قرآن شناس معروف
ژاپنی بود وهم او قرآن را به زبان ژاپنی ترجمه کرده است
درباره جهل وعلم مطالب بسیار مفید گفته است که در پست های قبل نگاشته ام
او می گوید جاهل کسی است که با اندک تحریکی جنجال می کند و جزع وفزع می کند
بسیار احساسات تندی دارد هم در خشونت وهم در شهوت وهم در قضاوت و........
ولی یک فر د حلیم بسیار خویشتندار است و با خرد رفتار می نماید
نمونه واقعی این رفتار در حادثه زلزله پیش امد
مردم ژاپن جزع و فزع نکردند به سر وسینه نزدند وبه فروشگاه ها هم حمله نکردند
بلکه از جانب مثبت بسیاری متانت به خرج داده و به هم کمک کردند
فقط آنان کمی نگران حوادث نشت مواد اتمی هستند
ما مردم ایران که بسیار ادعاها داریم زیبنده است ازمردم ژاپن درس ها بگیریم
یا مدبرالیل و النهار![]()
یا محول الحول والاحوال![]()
حول حالنا الی احسن الحال![]()
البته با زلزله شدید در ژاپن و عزاداری های لیبی و بحرین و یمن ![]()
عید باشکوهی نداریم؟![]()
با توکل به خدا سال را آغازمی کنیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
درباره عمل صالح قبلا صحبت هایی داشتم
از جمله اینکه عمل صالح یک واکنش نیست
عمل صالح براساس شناخت از حق است
نکته جدیدی را که دریافتم این است که گاهی عمل صالح دوری از عمل است
درباره اینکه کفر ورزیدن چیست فکر می کردم
چرا خداوند از ما خواسته است به طاغوت کفر بورزیم
و من یکفر بالطاغوت و یوئمن بالله فقداستمسک بالعروه الوثقی
عبارتی است در اخلاق اجتماعی که مردم می گویند
با متکبر تکبر بورز یعنی در برابر متکبر تو نیز متکبر باش
من با این جمله مشکل داشتم واز خودم می پرسیدم چگونه باید خون را با خون شست؟
پس از کلنجار زیاد با خویش به این نتیجه رسیدم جمله فوق صحیح نیست؟
ما باید از متکبر دوری کنیم وقتی او تنها شد دیگر تکبر محو می شود
ولی اگر ما نیز به او تکبر کنیم باعث مسابقه وتداوم بد اخلاقی می شود
در آخر به این رسیدم که معنی کفر ورزیدن همان دوری نمودن است
وقتی خدا می فرماید به طاغوت کفر بورز یعنی از او دوری کن
حداکثر اگر طاغوت با تو درگیر شد از خویش دفاع کن و عمل اورا خنثی کن
یکی از معانی قتل خنثی نمودن است
اگر شما در ظرفی که اسید دارد باز قلیایی بریزید عمل قتل انجام دادید
پس اگر در قرآن شریف می فرماید قاتل بالکافرین یعنی انان را جدی بگیرید
و حتی الامکان اعمالشان را خنثی کنید