تبليغاتX
پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

بحث و تحلیل درباره خبر و علم ( تصور و تصدیق)! shenakht dialogue

اولین مرحله شناخت دقیق الفاظ است

بنام خدا

شناخت مشترك لفظي

........................................وان يكي شيري است آدم ميخورد

آن يكي شيري است آدم مي خورد

........................................وان يكي شيري است اندرباديه

آن يكي شيري است درباديه(كاسه )

شير=حيوان شير=خوردني.غذا شير= ابزاركنترل آب

قانون =فيزيكي رياضي قانون = قراردادي راهنمايي ورانندگي

باك =ترس باك = مخزني دراتوموبيل

دام = تله دام =حيوان بي آزارصحرايي.آهو.گوزن(دد=گوسفند)

قرن = صدسال قرن = شاخ .گيسوي زنان

باز =حيوان باز =خلاف بسته باز = خلاف اسيد

و..............................................................................

علم نيز مشترك لفظي است

گاهي مراد ما ازعلم اطلاع داشتن است . عربي = خبير با خبر

گاهي علم داشتن = يقين داشتن مثل علم قاضي

گاهي علم = سواد است

گاهي علم = درك واستنباط

علم الاشياء - علم الحيات - علم الروح - علم النفس -علم اليقين

گاهي علمي دربرابر فلسفي يك روش است .

گاهي علم منظور به علوم دقيقه مثل رياضي وفيزيك است

گاهي مراد علم به علوم ديني مي باشد به روحاني اهل علم گويند .

لذا مابايد ببينيم مراد گوينده يانويسنده كدام معني ازعلم را درنظردارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 19  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

چرا پیامبران نتوانستند همه راهدایت نمایند؟

بنام خدا

يك شمع روشن مي تواند هزاران شمع ديگر را روشن كند.

دراصطلاح فلسفي شمع روشن را فاعل وشمع هاي خاموش راقابل مي گويند .

ومعني ومفهوم آن اينست كه اگر شئي ياموجودي قابليت وزمينه داشته باشد مي تواند تحت

تاثير قرار بگيرد اجسامي كه قابل اشتعال وسوختن مي باشند اگر شمع روشن رابا آنها برخورد

دهيم آتش ميگيرند اگرشمع روشن را به آب يا باد تماس دهيم خاموش مي شود

دردريافت غذا هركه ظرف مناسب تر وبيشتر داشته باشد موفق تراست

دربحث هدايت به راه راست نيز قانون فوق اجرا مي شود

يعني بايد انسان زميته وقلبليت هدايت داشته باشد تا هادي اورا هدايت كند .

مثل فلزات وغيرفلزات كه درزمينه هدايت الكتريسيته باهم تفاوت دارند .

درانسان پذيرش هدايت امري ارادي است .يعني اگر انسان نخواهد حتي پيامبران نيز

قادر به هدايت او نمي باشند.

ضلالت نيز چنين است يعني اگر كسي همكاري نكند ونخواهد شيطان قادر به گمراهي

اونيست .درسوره ناس آيه :

بسم الله الرحمن الرحيم قل اعوذ برب الناس ملك الناس اله الناس

من شر الوسواس الخناس الذي يوسوس في صدور الناس من الجنته والناس

معني آيه اين است كه شيطان در ذهن (صدر )وسينه انسان وسوسه مي نمايد

اگر انسان اجازه ورود وسوسه را به قلب حويش بدهد يعني به پيشنهاد شيطان

جواب مثبت بدهد آنگاه به گمراهي وسقوط مي كشد .

پس شيطان وخناسان همه را وسوسه مي كنند ولي فقط عده اي به آنان پاسخ منفي داده

وبه خدا پناه مي برند.

جهت ايجاد زمينه هاي هدايت درانسان رعايت چند چيز مهم است

اول دوري از گناه كه گناه زمينه ضلالت را افزايش مي دهد.

دوم خواندن نماز (ان الصلوه تنهي عنه الفحشاء والمنكر)نمازمارا ازفحشاءبازميدارد

سوم شناخت سازو كار هدايت وگمراهي با تفكر وتعمق در پروسه گناه

چهارم دوري از حرص وحب دنيا(مقام .قدرت .زينت وثروت .شهرت

پنجم تذكر وذكردرذهن وزنده نگهداشتن اهداف وآرزوهاي منطقي وسالم وصحيح

ششم دوري از مقدمات گناه چون شيطان انسان را گام به گام به گناه نزديك مي نمايد

هفتم مخالفت بانفس وهوس هاي زود گذر

هشتم داشتن حياء واطاعت ازامرخدا

نهم انجام امر به معروف ونهي ازمنكر

دهم تغذيه حلال وخوردن غذاي پاك واندازه (عدم پرخوري وبد خوري)

وانتخاب دوستان مناسب ومعاشرت هاي صحيح.............................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 17  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شناخت ازدید قرآن

بنام خدا

ولاتقف ما‌ليس لك به علم.ان السمع والبصروالفواد كل اولئك كان عنه مسوولا(اسراء)

(اي انسان)هرگز برآنچه علم واطمينان نداري دنبال مكن همانا چشم وگوش ودل همه مسوولند .

والله اخرجكم من بطون امهاتكم لاتعلمون شيئا وجعل لكم السمع والابصروالافئده لعلكم تشكرون(نحل)

خداشماراازبطن مادران بيرون آورددرحالي كه هيچ نمي دانستيدوبه شماچشم وگوش وقلب اعطاء كردتا شايدشكربجاآوريد.

اگردرقرآن مجيدآيات مبحث شناخت را دنبال كنيم خواهيم ديد:

ابزار شناخت همان چشم وگوش وحواس ديگر مي باشند كه امروز بشر بطورتجربي معتبر مي داند

منابع شناخت امور واقعي وگزارشات تجربي ومتون الهي (اخبار غيب )مي باشد.

تخيل ارادي وخلاقيت ذهن انسان ميتواند هم منبع وهم وسيله شناخت باشد.(باتاييد تجربي)

انسان درمراحل شناخت مسووليت دارد وبايستي ذهن خويش را هدايت نمايد!!!!!!!!!!!!!!

در ديدن وشنيدن بايستي گزينشي عمل كندوكنترل خيال وتئوري پردازي خويش را داشته باشد.

معلوم است كسي كه به مبدا ومعاد اعتقاد دارد.درتحليل وتبيين پديده ها وحوادث به رنگي ديگرتصويرمي نمايد.

به قول اقبال لاهوري بشر امروز به تفسير معنوي از جهان نيازمند است !!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 16  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

آشنایی با مفاهیم حسابداری

بنام خدا

معادله حسابداري چيست ؟

در حسابداري آن بخش از دارايي هاي اشخاص منظور مي شوند كه قابل اندازه گيري به پول رايج كشور مي باشند

مثلا كسي داراي صداي دلنوازي است يا كسي موقعيت خانوادگي مهمي دارد يا موقغيت معنوي قابل توجه دارد ولي

چون موارد مذكور قابل برآورد ريالي نمي باشد مورد نظر حسابداري نمي باشد.

معادله حسابداري تراز دارايي ها وبدهي هاي يك شخص مي باشد.

معمولا هرشخص مقداري پول نقد ومقداري پول پس اندازدارد.ومقداري اثاث واحتمالا مسكن وماشين وموبايل

و...............دارد .هم چنين هرشخص مبالغي مقروض ميباشد يا ازبانك وام دريافت نموده است وشايد چك

مدت داري تعهد نموده است يا مبا‌‌ لغي بصورت امانت نگهداري مي نمايد.

واضح است درماه هرشخصي داراي مخارجي مي باشد هم چنين هرماه داراي حقوق يا دريافتي هايي است .

درحسابداري مفاهيم اعتباري مانند سرمايه . وجوه نقد . بانك .اسناد دريافتني . اسناد پرداختني. پيش پرداخت.

پيش دريافت .اموال .هزينه . درآمد .استهلاك .وام .....................................................................

__________________________دارايي ها = بدهي ها + سرمايه _____________

در معادله فوق گاهي مبلغ دارايي ها برابر با مبلغ بدهي ها است .يعني شخص سرمايه اي ندارد آنچه نزد او

مي باشد به ديگران معادل آن بدهكار ميباشد.

گاهي فردي ممكن است هيچگونه بدهي نداشته باشد درنتيجه تمام اموال او سرمايه ميباشد .

گاهي نيز اشخاصي بيش از دارايي بدهي دارند درنتيجه تراز آنها منفي ميباشد

گاهي مردم از دور شخصي را ثروتمند ميدانند غافل ازاينكه او بدهكارترين اشخاص مي باشد.

برعكس افرادي به ظاهر فقير وازطبقات پايين جامعه هستند ولي آنها تراز مثبت دارند.

مورد مذكور شخص حقيقي راتصوير مينمود . گاهي شخص حقوقي مانند شركت يا موسسه كه واقعيتي

خارج ازذهن ندارند وتنها يك نام مي باشند به اعتبار ثيت قانوني و دفتري ارقام نجومي يدك مي كشند.

وافرادي ازدور غافلند وآرزو ميكنند ايكاش درآن شركت اسمي داشتند .

نوبت بعد مثالي واقعي وملموس مي آوريم تا علاقه مندان بيشتر آشناشوند!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

بینش متاثر ازکاربرد ودانش حسابداری

بنام خدا

حسابداري چيست ؟

همه ماازکودکي باعلم حساب آشنا هستيم .جمع وتفريق .ضرب وتقسيم و........

آيا حسابداري همان علم حساب است ؟

فرق بين کسي که حساب آموخته باکسي که حساب بلد نيست چيست ؟

فرق بين کسي که حساب آموخته باکسي که حسابداري بلد نيست چيست ؟

واضح است کسي که حساب بلد نيست اما بطور تجربي درزندگي چون معامله مي نمايد ازحساب سردرمي آورد؟

اما کسي که حسابداري بلد نيست اگرچه دررشته هاي ديگر تحصيلات زيادي نيز داشته باشد تا زماني که علم و

فن حسابداري - مالي راآموزش نديده وبکارنبرد.ازمزاياي آن درک صحيحي نخواهد داشت ؟

بنظر من کساني که حسابداري را عميقا آشنا هستند وبکاربرده اند درزمينه هاي غير کاري نيز بهره مي برند.

بنظر من حسابداري هم دانش است وهم به انسان بينش مي دهد!!!!!!!!!

پس آشنايي وتعمق دراين فن براي همه بسيار مفيد است .!!!!

اولين چيز وآخرين مطلب درحسابداري بحث ترازنامه مي باشد.

تراز درفنون مختلف کاربرد دارددرصنعت ودرمعامله ودرروانشناسي ودرحقوق و....................

درست است که ما درزندگي با وسايلي به نظم وتراز پي ميبريم امادرنهايت تراز يک شناخت ونوعي درک ميباشد؟

پس ما بيش ازاينکه به ترازو نيازمند باشيم به درکي ويژه که درذهن انسان به مرور اندوخته مي شود نيازداريم

اولين چيزي که ما دراين شناخت ويژه نيازمنديم درک شناخت مجازي يا شناخت اعتباريات ميباشد.

ماتوجه ميکنيم که اعتباريات درذهن ما موجودند وشايد خارج ازذهن ما هيچگونه عينيتي نداشته باشند

مثلا شخص موجود خارج ازذهن ما را که ميبينيم ويک انسان ميباشد ما به دلايلي وبه اعتبارياتي اورا (حسين آقا)

همسر. پدر. فرزند .مدير .مهندس .انسان .ايراني .هم وطن .تهراني .باسواد .مومن .قانع .عمو .دايي . باشرف .مذکر

عارف .خليفه خدا .راننده .باذوق .و.........................................................................................مي ناميم

پس فرد درواقعيت ملموس خارج ازذهن يک نام بيشتر نيست ولي به خاطراينکه ازدواج کرده وبچه دارد پدر......

همسر.........................................................................................................................................

کودک وقتي بدنيا مي آيد درآغاز حتي مادرش را از محيط تفکيک نمي نمايد اوابتدا به نور عکس العمل نشان مي دهد

کم کم اجسام خارج ازذهن ودرمحيط خويش را لمس مي کند وبين اشياء تفاوت هارا تميز مي دهد قبل از سخن گفتن

فقط واقعيت هارادرک مي کند کم کم نام هارايادمي گيرد.او ابتدا فقط نام چيزي رايادمي گيرد که مي بيند وميشنود و.....

وآن چيز راحس ميکند وقتي به کسي ميگويند خاله تواست اوخاله رابراي شخص حقيقي نام مي داند اورابطه اي

راکه به اعتبار آن نام هاي خاص بزرگترها درک ميکنند نمي فهمد تااينکه کم کم زبان مي آموزد.

آري حسابداري يک زبان خاص ميباشد که بايستي ابتدا مفاهيم اوليه آن راتعريف نماييم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 16  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شناخت بهترین همسر وشناخت بهترین فرزند

بنام خدا

آيا تابه حال دقت كرديد رابطه چشم با نور  چيست ؟

چشم عضوي است كه شديدا به نور نياز دارد!!!!!!

يعني برفرض اگر نور نباشد وجود چشم با عدم وجود چشم مساوي است!!!

اگر كره اي راتصور كنيم كه تاريك باشد موجودات آن مي توانند با حواس ديگر

به يكديگر پيام داد و ستد كنند انتقال صوت . گرما سرما .سختي نرمي. بوهاي خوش وناخوش

باهم گفتگو كنند باطعم هاي گوناگون آشناباشند ولي داشتن چشم بدون نور دردي را

دوا نمي كند چشم عضو بيكاره وبي استفاده مي شود !!!!!!!

پس اساس اهميت چشم ودنياي بصري وجود نور مي باشد!!!

بنظر من وقتي درقرآن مجيد آيه داريم :

الله نورالسموات والارض .....................................................................

منظور نور مادي نيست منظور آن نيست كه خداوند فوتون است !!!!!!!!!!!!!!!

منظور آن است هستي وكهكشانها وآسمان وزمين رااگر به علاوه خدا ببينيد

درآن آيات ونشانه هاي هدايت مي بينيد و اگر آنها را بدون وابستگي به مبدا ومعاد

ببينيد ظلمت وياس واحساس حقارت و ترس ونا امني و پوچي است !!!

اما اگر هستي وآسمانها وزمين را با وجود لايزال الهي توجه كنيد رستگار ميشويد!

ان في خلق السموات والارض والاختلاف الليل والنها ر لآيات لاولي الابصار

الذين يذكرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم يتفكرون في خاق السموات والارض

ربنا ماخلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار (آل عمران )

آيا درباره پيدايش چهان و خلقت آسمانها وخلقت كره زمين انديشيده ايد!!!!!!

آيا به پيدايش روز وشب واختلاف اندازه روزها وشب ها درفصل هاي مختلف سال

توجه كرده ايد آنان كه روزها وشب ها درحالت خواب وبيداري ايستاده و نشسته و به پهلو

آرميده درحركت هستي وخلقت واداره كهكشانها تفكر مي كنند وبااطمينان فرياد مي زنند

اين جهان بيهوده آفريده نشده وباهدايت الهي و ربوبيت خدا بسوي مقصد رشد مي گردد

خداوندا تو از هر ظلم وكار عبث پاك ومنزهي مارااز سقوط      در     درياي شك و     ياس

وپوچي نجات فرما آمين!!!!!!! ربنا هب لنا من ازواجنا وذریاتنا قره اعین .................

خدایا همسران وفرزندان مارا نور چشم ما قراربده

اگر همسروفرزند انسان همراه ما باشند مانند نورچشم ما هستند

حضرت اسمعیل درجریان ذبح  به پدر گفت آنچه در خواب دیدی عمل کن !!!!!

وپدر بسیار از برخورد فرزندش شادمان گشت!!!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 22  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شناخت .سیاست .تدبیر

بنام خدا

آيا هدف نيك هروسيله اي راتوجيه ومجاز مي دارد؟

چواب ازمنظر ي چند قابل بحث مي باشد!

بنظر بسياري ازاساتيد اخلاق هدف وسيله راتوجيه نمي كند!!

اما نكته اين است كه ما درعالم ذهن نبايستي مطلب را بررسي نماييم

بسيار اتفاق مي افتد انسان باتدبير مسئله اي راحل مي نمايد!!!!

مثلا درقرآن كريم داستان شكستن بتها توسط حضرت ابراهيم مي فرمايد

ابراهيم پس ازشكستن بتها تبر را به گردن بت بزرگ انداخت هنگامي كه

ازاو پرسيدند آيا توبت هارا شكستي ؟اوگفت ازبت بزرگ سوال كنيد!!

پس مي توان گفت ابراهيم بزرگترين پيامبرتوحيد جواب راست نداد؟

دوباره درقرآن مجيد داستان حضرت يوسف ميفرمايد چون يوسف تصميم

گرفت بنيامين برادر خويش را درمصر نگهدارد درجريان تقسيم ارزاق

پنهاني پيمانه ارزاق را دركوله بنيامين قرارداد واو رادربازرسي به عنوان

سارق دستگير نمودند!!!آياحركت يوسف اخلاقي وقابل قبول بود؟

البته اين بدان معني نيست كه ما درهرتصميمي فقط به هدف بينديشيم

بلكه بايستي هدف هارا باوسايل صحيح واخلاقي دنبال كنيم !!!

علي (ع) ميفرمود اگر‌من بخواهم بسيارازمعاويه سياستمدارترم !!

پس انسان با كمك ذهن وتجارب خويش واخلاق مداري بايستي تدبير

نمايد زيرا درعالم واقع نبايستي مجرد انديش وساده لوح بود!!!

درسياست جهاني وسياست وطني پيشگامان بايستي طلايه دار

تصميمات منطقي عملي وبامسئووليت اخلاقي انساني تلاش نمايند!!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 0  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شناخت توصیفی یاشناخت ریاضی؟

بنام خد ا

شناخت درست كدام است؟

شناختي كه انعكاس واقعيت باشد شناخت درست مي باشد.

چگونه درذهن ما واقعيت منعكس شود؟

يك راه شناخت درست ازراه حواس پنحگانه مي باشد.

مثلا چيزي راكه ما با چشم خود ديده باشيم .

يا صدايي را با گوش خود شنيده باشيم .

يا گرمايي رابا پوست خود دريافت كرده باشيم .

يا طعم ومزه چيزي راتست كرده باشيم .

ياعطر وبويي را حس كرده باشيم .

مثلا اگر حبه قندي را توصيف كنيم رنگ سفيدوشكل خاص وطعم شيرين وعطربخصوص دارد.

مركزي كه خواص جسمي را مجموعا درك مي نمايد مغز ما مي باشد كه عامل ذهن مي باشد.

دقت كنيد ما حافظه سمعي وحافظه بصري وحافظه چشايي وحافظه بويايي وحافظه حس پوستي داريم.

معلوم است كودك يكساله بسيار كمتر از كودك هفت ساله حافظه دارد.

پروسه شناخت تودرتو وپيچيده مي باشد پس از اينكه حواس ماواقعيت رادرمغز منعكس كرد بانك

حافظه علاوه برثبت جديد سوژه آن را پردازش نيز مي نمايد وبه سوابق آن مراجعه مي كند

معمولا مادرباره واقعيات ازديگران مطالبي شنيده ايم يا درباره خواص آن حدس هايي مي زنيم

چنانچه درذهن خرافات وپيش فرضها ي نادرست نداشته باشيم بواسطه حواس درك ميكنيم .

راه ديگر شناخت درست توصيف صحيح ازمنبع مورد اعتماد مي باشد.

مثلا شما آدرسي رااز شخص مطلع مي پرسيد وبا‌اطمينان مقصد رامي يابيد .

يا به نسخه دكتري عمل مي كنيد ومداوا مي شويد.

گاهي ماقوانيني راميدانيم مثلا درپي روز شب مي آيد يادرپي بهار تابستان مي آيد

درپي برق رعد ميآيد يا‌اينكه آب آتش راخاموش مي نمايد وزمين جاذبه دارد درآنصورت

واقعيات اطراف خويش راصحيح تفسير مي كنيم وزندگي خويش رااداره مي نماييم

ما بوسيله ذهن بسيارحقايق را آزمايش كرده ونتايج مورد اطمينان مي گيريم

مثلا حال وروز فرد معتاد راديده وبدون تجربه شخصي مواد مخدر نتايج مهمي مي گيريم

پس بوسيله مناطق مختلف مغز وحواس خويش كه ذهن ماراتشكيل مي دهندبه شناخت دست مي يابيم

ويا از منابع معتبر مانند علوم تجربي و وحي الهي به شناخت صحيح مي رسيم

مطالب فوق جهت تاكيد برنقش ذهن وخلاقيت آن به كمك نيروي خيال اشاره گرديدودربخش بعد

نقش احساسات وعواطف واسرار ذهن وهدفها وآرزوهاي دردل يك سينه سخن خواهيم گفت !!

البته مافقط شناخت های توصیفی وکیفی داریم اما علوم دقیقه شناخت کمی وریاضی دارند که با آزمایشگاه وروش های خاص

می باشد که ازعهده فرد خارج است!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 19  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

قانون همه یاهیچ ؟

بنام خدا

سه چیز درصورت موجود بودن باضد خود ناسازگار وجمع نشدنی اند

اول رحم است آن نوعش حقیقی است که درکنارش هیچ نوع بی رحمی رانمی پذیرد

یعنی اگرکسی رحم داشته باشد بی استثنا نسبت به همه رحیم است

کسی که به دیگران رحم کند ولی به خودش رحم نکند بداند آن رحم حقیقی نیست

دوم آگاهی است که درکنا ر جهل ماندگارنیست .

امکان ندارد شما دیگران را بشناسید اما نسبت به خود جاهل باشید

سوم حیاءاست کسی که حیاءدارد درخلوت نیز حیا دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 15  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

پرستش خدایی که انبیا’ رافرستاد

بنام خدا

ميدانيم بزرگترين گناه قتل نفس ميباشد!!!!

بدين دليل ما به حيات بشراصالت مي دهيم حتي بيماران صعب العلاج تاثانيه هاي آخر دردکشيده وپزشکان معذورند که آنهاراراحت کنند؟

درفطرت سالم نيز همه حق حيات رابراي ديگران مساوي ميدانند

ما سؤا لي رادرپله پايينتر حيات (گياهان وجانوران ) مطرح مي نماييم آيا حفظ حيات جانوران تکليف انسان مي باشد؟

آيا پرورش و اهلي کردن حيوانات واستخدام وبکارگيري آنان جهت منافع ما مجازاست ؟

آيا ما مجازهستيم هرگونه ازطبيعت ومحيط زيست استفاده ببريم ؟حتي به قيمت فساد وتخريب محيط؟

بنظر مي رسد هرگونه استفاده وبهره از امکانات به شرطي که باعث دوام ورشد و ارتقاء حيات طيبه باشد مجازاست!!

وديگر اينکه حيوانات نيز حقوق دارند!!!!

اگر حيوانات گوشتخوار نبودند شايد انسان اوليه به خوداجازه نمي دادتا ازگوشت استفاده ببرد؟

پس قبل ازاينکه ما به مسائل حقوقي بپردازيم بايد پاسخ دهيم چرا خا لق هستي چرخه حيات را طوري تنظيم کرده است که حيوانات از

گياهان استفاده کنند وبخش ديگرازحيوانات ازجانداران ضعيف تر تغذيه کنند!

شايد دليل اصلي ارسال پيامبران وهدايت بشر اين است که طبيعت نمي تواند هادي ما باشد؟

خداوند ضمن شخصيت دادن به بشر اورا راهنمايي کرد تااز افراط وتفريط دورباشد

خورشيد منافع بسيار داردولي نبايد خورشيد راپرستش کرد

آب منشاء حيات ودوام آن است اما نبايد بت انسان شود

آتش دنياي انسان اوليه رادگرگون کرد باگرمي وايجادامنيت مسير قافله بشري را هموارکردآيا بايد موردپرستش قرارگيرد ؟

تشکيل اجتماع وتقسيم کار وتعيين پادشاه براي بشر مفيد وحياتي بود اما نبايد پادشاهان راپرستيد

علم ودانش تجربي زندگي را آسايش داد ولي نبايد انسان را مغرورنمايد.واو را گرفتارخودپرستي کند!!!!

انبياء به مردم مي گفتند فقط خدارا پرستش کنيد که او سزاواراست وبس!!!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

سوالی درباره مالکیت

بنام خدا

بحثي درباره مالكيت

ميدانيم يكي ازاصول تشكيل ودوام اجتماع مالكيت ميباشد.

وبسيار ازاصول ديگرازآن ناشي مي شود.

مالكيت گاهي ازمنظر حقوقي بررسي ميشود كه تقريبا دراكثر جوامع پذيرفته شده است .

گاهي از منظر حقيقت مالكيت ومباحث ارزشي مورد توجه قرارمي گيرد.

سوال اينست آيا مالك نسبت به مال خود همه اختيارات رادارد؟

در جوامع ليبرال مالك صاخب اختيار اموال خويش است !!!!!!

اما اگرچه نظر فوق مي تواند جنبه هاي مفيد وعملي داشته باشد

ولي جنبه هاي ارزشي را مورد غفلت قرارداده است

سوال اينست آيا مالك نسبت به اموال خود مسئوايت دارد؟

براي حفظ اموال و استفاده صحيح وتوسعه آن چقدر مسئوول مي باشد؟

آيا انسان مي تواند اموال خويش را بي هدف به ديگران ببخشد؟

يا صريح تربپرسم انسان اختيار دارد اموال خويش را ازبين ببرد ؟

به صرف اينكه مالك چيزي هستيم مي توانيم مانع استفاده بهينه آن باشيم ؟

بهتر آن است بگوييم انسان اختيار اموال خويش راداردولي نسبت به آن مسؤوليت اكيد دارد!!!

در قرآن كريم يكي ازصفات جاهلين آنست كه اموال خويش راتباه مي كنند!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 11  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

با هم درباره تقوی گفتگو نماییم

بنام خدا

تقوي چيست؟

تقوي نيروئي است كه درانسان كم كم تشكيل مي شود واورا به رستگاري مي رساند.

مانند لباسي كه كم كم بافته مي شود تا تمام شده وحتي بسوي تكامل مي رود !!!!!!!

تشكيل نطفه تقوي دردوران كودكي تشكيل مي شود ولي رشد وتكامل آن ازدوران بلوغ

پي گيري مي شود .

بخشي رفتارهاي انسان عكس العملي وازآموزه هاي اجتماعي كه درآن بزرگ شده است

ناشي مي شود.البته رفتارهاي صحيح ومناسب ما چنانكه ازعادت ماباشند مستحق ستايش

نمي باشد اگر ماعملي نيكو انجام دهيم كه خود برآن آگاه باشيم وآن عمل بي غرض باشد

يعني توقع رفع تنبيه وكسب پاداش رانداشته باشيم رنگ تقوي دارد.

البته بحث تقوي بسيار گسترده مي باشد وميتوان فهرست آنراتنظيم نمود تادرفرصت ها

باشرح وتفصيل گفتگو نماييم .

تقوي درخوردن غذا

تقوي درانجام نظافت وپاكي امورفردي

تقوي درچشم وديدن

تقوي درگوش وشنيدن

تقوي درزبان وسخن گفتن

تقوي درلباس پوشيدن

تقوي درخشم وشهوت

تقوي در معامله ومسائل مالي

تقوي درامانت داري وپيمان گذ‌اري

تقوي درمديريت .درقضاوت .درآموزش .دركار .درانتخاب

تقوي درفكر وذهن وخيال پردازي

تقوي دردفاع ودرجهاد

تقوي درپذيرش حق

تقوي دراقرار به حق

تقوي درهنر وآرزوهاي بزرگ

تقوي درتعليم وتعلم يادگيري وتعليم دادن

تقوي درعمل به فرائض وشعائرديني

تقوي درانفاق وايثار

تقوي درمجاهدت باخواسته هاي فراوان نفس وارضاءنفس

تقوي درعلم وكسب قدرت

تقوي درهمت به كارهاي اجتماعي

ووووو.....................................................................

بعضي تقوي را به ترس وبعضي تقوي را به پرهيزترجمه نمودند.

واضح است با توضيحات فوق نميتوان تقوي را با كلمه اي بيان كرد

آرزودارم كه دوستان با نقد بارور درتشكيل كلمه تقوي ياري دهند

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 16  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

زمان راچگونه درک کنیم

بنام خدا

معمولا ماانسانها زمان را مانند یک خط  مستقیم می بینیم

که اکنون (زمان حال ) دروسط آن قراردارد

ابتدای خط را  زمان گذشته درنظرمی گیریم

انتهای خط را  زمان آینده تصور می نمائیم

اما درکی از  زمان موجود است که زمان را مانند دایره فرض می کند.

با فرض دوم زمان گذشته و زمان آینده به هم وصل می شوند.

درواقع گذشته با آینده درآغوش یکدیگرند.

اگر به ساعت نگاه کنیم از ۱شروع شده به ۱۲ ختم میشود ودوباره ازیک شروع میشود.

اگر به ایام هفته دقت کنیم ازشنبه شروع شده...یکشنبه ..دوشنبه ...سه شنبه ...

چهارشنبه ...پنجشنبه ....جمعه ....ودوباره به شنبه وصل می شود.

ماه های سال نیز از فروردین شروع شده ....................اسفند....فروردین ختم میشود.

درقرآن آیات زیادی داریم که می فرماید.   خداوند شب را از دل روز    و    روز راازدل شب می آورد

موجودات زنده رااز موجودات غیرزنده خارج کرده ودوباره آنها رامی میراند.

فصل ها رانیز می بینیم بهار تابستان پائیز زمستان ودوباره بهار........................

گردش ایام وفصل ها وهفته ها وساعات روزدر دایره هستی

جالب است ماه های قمری مانند رمضان ....... طوری گردش میکند که گاهی در بهاراست و

روزه می گیریم وگاهی درتابستان است  و گاهی درپاییز وگاهی درزمستان ودوباره............

مثل این می ماند که همه چیز جریان دارد.گردش دارد. حیات دارد

چه خوب است ذهن ما نیز درجریان باشد. وهرروز وهرساعت رشدکند.

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل والنهار

یا محول الحول والاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

خدا در قرآن

 

 

آيا ازاين راه مي شود خداراشناخت

 

خدایی که تکبر دوست ندارد

خدایی که فساد دوست ندارد

خدایی که ظلم دوست ندارد

 

خدایی که ناسپاسی رادوست ندارد

خدایی که تجاوزرادوست ندارد

خدایی که خیانت رادوست ندارد

خدایی که خوش گذرانی وغفلت رادوست ندارد

خدایی که پاکی رادوست دارد

خدایی که نیکوکاری رادوست دارد

خدایی که صبوری رادوست دارد

خدایی که بازگشت رادوستدارد(خدایی که یکدندگی رادوست ندارد)

خدا دوست ندارد ناسپاسان والله لايحب کافرين
خدا دوست ندارد متکبرين والله لايحب مستکبرين
خدا دوست ندارد خيانت پيشه گان والله لايحب خائنين
خدا دوست ندارد خائن کافر والله لايحب خواناکفرر
خدا دوست ندارد اسراف پيشه گان والله لايحب مسرفين
خدا دوست ندارد خوش گذران والله لايحب فرحين
خدا دوست ندارد تباهي والله لايحب فساد
خدا دوست ندارد ظلم کنندگان والله لايحب ظا لمين
خدا دوست ندارد تجاوزکاران والله لايحب معتدين
خدا دوست ندارد کافرگنهکار والله لايحب کفاراثيم
خدا دوست ندارد فساد پيشگان والله لايحب مفسدين
خدا دوست ندارد گردنفراز خودخواه والله لايحب مختالافخور
خدا دوست ندارد خائن گناهکار والله لايحب خوانا اثيم
خدا دوست ندارد رجزخواندن والله لايحب جهربا لسوء من القول الامن ظلم
خدا دوست دارد پرهيزگاران والله يحب  المتقين
خدا دوست دارد توبه کنندگان والله يحب  توابين
خدا دوست دارد صبر پيشگان والله يحب  صابرين
خدا دوست دارد توکل کنندگان والله يحب  متوکلين
خدا دوست دارد نيکوکاران والله يحب  محسنين
خدا دوست دارد پاک کنندگان والله يحب  متطهرين
خدا دوست دارد پاکان والله يحب  مطهرين
خدا دوست دارد عادلان  والله يحب  مقسطين
خدا دوست دارد مجاهدان الذين يقاتلون في سبيله  کانهم بنيانا مرصوص
آیا خدای بزرگ  باصفات فوق قابل ستایش نیست ؟
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 12  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

تلاش کنیم خدارا بشناسیم

 

شما فکرمي کنيداگرکسي درباره خدا باماصحبت ننمايد.پیامبران نیایند

آياخود به وجوداوپي مي بريم ؟

اگرخدايي وجودداردوخالق آسمان وزمين وهمه موجودات است ولي اکنون به ما

کاري نداردوسازمان واداره جهان رابه خودواگذاشته باشدجالب است؟؟؟

آیااوآفریده  وکناررفته وعالم رامانند ساعتي کوک کرده ورهاساخته است؟

آيا اين خداقابل ستايش وپرستش است ؟

بدين ترتيب خدابراي رشد وتکامل ماحدواندازه اي قرارداده است ؟

راستی !!! آيا او ميخواهد انسانها برده اوباشند؟

درآن صورت اوچه فرقي با پادشاهان متکبر دارد؟

بافرض فوق ! او چرانمي خواهد ما رشد بي نهايت داشته باشيم؟

مانند او دانا وتوانا ومهربان وآقا ودورازظلم باشيم ؟

آيا اوفقط بايدمهربان باشد رحمن ورحيم باشد؟

چرا مابايدهميشه روزي خودرا ازاو بخواهيم ؟

گاهي آدمي درعمق دلش آرزو دارد!!!!!!!!!

چه خوب است خدايي باشد همه رادانا توانا عزيز ومهربان بخواهد؟

چه خوب است او به ماکمک کند تاآرزوهاي بزرگ داشته باشيم !!!

به ماکمک کند به لذات آني وخواسته هاي پست دل نبنديم !!!!!!!!

تاهمه همديگر رادوست داشته و آرزوي موفقيت هم راداشته باشيم!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 11  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

ماه رمضان مبارک باد

موضوع : د ل دادن

در آموختن وشناخت هاي ارادي (غيرشرطي ) دل سپردن مهم مي باشد

درآموزش هاي شرطي پاداش يعني تشويق وتنبيه حرف آخررامي زند.

پاداش گاهي مادي (جايزه )و گاهي تعريف وستايش است .

اما گاهي انسان خود را‌ يك دل كرده وعميقا گوش دل به آموزه هايي مي دهد.

بعضي گفته اند احساس شديدنياز باعث مي شودانسان اقدام جدي مينمايد.

اگرشما تشنه باشيد بري جستجوي آب هراقدامي مي كنيد ولي اگرتشنه نباشيد

دركنار دريا نيز آب توجه شماراجاب نمي كند.

اراده ذهن براي اهميت دادن به هدفي بسيارحياتي است .ذهن بايد با

تذكردائم هدف رادرخود تكرار وحاضر نمايد

درقرآن مجيد با‌رها ميگويدكافران دل به پيام الهي نمي دهند وباوجود تكرار

دعوت بازحالتي دارند كه انگار مطلبي نشنيده اند.

پيامبر اكرم دردعوت مردم بسيار حريص بود وازخود مايه مي گذاشت .

خداوند به پيامبر مي فرمود آيا مردگان صداي ترا مي شنوند؟يعني كافران كه

دل نمي دهند مانند مردگان مي باشند.

درتاريخ ديده شده بعضي باكوچكترين آيه ونشانه هدايت مي شوند اما عده اي

تمام تلاش امامان راخنثي مي نمايند.

انگيزه اصلي كساني كه دل نمي دهند.علاقه به دنيا ولذات آن وياتنبلي وبي نشاطي است.

مثلي است مي گويند اگر خواب كسي سنگين باشد خلاصه راهي پيدا مي شود اورا

از خواب بيداركرد اما اگر كسي به انگيزه اي خود رابه خواب زده باشد

باهيچ راهي نمي توان اورابيداركرد؟

يكي ازراه هاي پالايش نفس وتسليم اودربرابرحق تزكيه وروزه گرفتن است

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   |