|
شناخت مراكز عواطف وادراكات ( افئد ه) ميدانيم در مغز حيوانات مراكز حسي (انفعال ) و مراكز عمل (پاسخ ) وجود دارد . مركز بينايي .مركزخاص حافظه بصري.مركز شنوايي .مركز خاص حافظه سمعي. مركزلمس مركز خاص حافظه حرارت ودما.تري وخشكي .نرمي وزبري .و................................... مركز بويايي .مركز خاص حافظه بوي خوش . بوي نامطبوع و..................................... مركز چشايي . مركز خاص حافظه مزه ها ي ملايم .تند و............شيريني تلخي ترشي شوري وقتي كودك بدنيا مي آيد ذهن او خالي وسفيد مي باشد كم كم شرايط خوش آيند وناخوش آيند براي او احساسات وعواطف ترس وخشم .شادي . غم .ياس .افسردگي.نشاط .شادابي .و....... رارقم مي زند .كه با درك محيط شرطي مي شود وتلفيق مي گردد هرگاه حال انسان خوش است خاطرات خوش او يادآوري ميشود (برعكس )مرور خاطرات خوب و(خوش او)حال اورا شاد وبانشاط مي نمايد هرگاه انسان ناخوش است خاطرات ناخوش او يادآوري مي شود (برعكس ) مرور خاطرات ناخوش و(ناملايم او) اورا غمناك ومايوس مي نمايد نكته مهم آنست كه درحيوانات زمان نياز خيال فعال شده وپس از رفع نياز خيال قطع ميشود مثلا چهار پائي وقتي تشنه اش مي شود درذهن او مسير رودخانه وچشمه برايش تصوير شده واو باپيمودن آن مسير به آب مي رسد وبعد پس ازخوردن آب (رفع نياز) تصوير ذهني اش زايل مي شود .اما( كاركرد )مغز انسان توانايي آنرا دارد درهر زمان بطور ارادي قوه خيال را فعال نموده ويا به مسيرپروسه شناخت بپردازد ويا اينكه مطالبي را مرور كند در انسان مركز تكلم نيز وجود دارد كه با تخيل و تفكر مفهومي ومجرد مرتبط مي باشد !توهم چيست ؟ براساس اختلال دركار مغز واحساسا ت منفي در انسان توهم تشكيل مي شود! اگر حال انسان ناخوش باشد تصاوير منفي وموجودات موهوم براي انسان تصوير ميشود نكته مهم اين است كه در تشكيل توهم (اراده انسان) دخالتي ندارد وخود به خودي مي باشد اگر درغفلت وعيش باشد! يا براساس مصرف داروهاي مخدرانسان دچار توهم وتصاوير اغراق آميز مي شود! ربنا اخرجنا من ظلمات الوهم واكرمنا بنورالفهم بار الها ما رااز تاريكي توهم خارج گردان وما را در نور فهم داخل گردان وگرامي بدار درآخر ياد آوري مي شود كه خلاقيت انسان ريشه درقدرت تصويرسازي اودارد وبرخي فلاسفه كاركرد تصوير سازي ارادي ما را كه مخصوص انسان است به روح (مجرد)نسبت داده وبسيا ر گرانبها مي دانند ذهن وقوه خيال سرمايه انسان است سعي نماييم آنرا بشناسيم وصحيح بكار بريم!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 20  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
درسوره حمد روزانه بانماز از خدامی خواهیم مارا به راه راست هدایت فرما صراط الذین انعمت علیهم (صدیقین .صالحین .شهدا.نبیین ) غیرالمغضوب علیهم والضالین اگر گروه اول را مثبت + فرض کنیم گروه دوم منفی - میباشند وگروه سوم صفر ۰۰ یعنی ما از خدا می خواهیم نه تنها مارا منفی قرارنده بلکه صفر هم نباشیم پس درمراتب ایمان ما درجه بالاتر ازصفر الی بینهایت راخواستاریم تا قرب الهی درسوره واقعه اشخاص به سه دسته تقسیم می شوند. اول اصحاب شمال ( مغضوب علیهم ) دوم اصحاب الیمین سوم والسابقون ( انعمت علیهم ) آیا سه گروه فوق قابل مقایسه با گروه های در سوره حمد می باشند؟ در مراتب علم نیز قرآن مجید سه گروه را می شمارد!!! گروه صاحبان علم الیقین گروه صاحبان عین الیقین گروه صاحبان حق الیقین آیا مراتب علم با مراتب ایمان قابل مقایسه اند؟ منظور این است در مدرسه دانش آموز گاهی صفر می شود گاهی نمره قبولی می گیرد وگاهی بالاتر از پانزده می شود........ اگر کسی خویش او به قتل رسیده باشد .می تواند اول قصاص کند دوم دیه بگیرد سوم ازحق خویش بگذرد وببخشد تا فرصت جدید وتولدی جدید پیش آید.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 15  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
اي ايران اي مرز پر گهر اي خاکت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان پاينده ماني تو جاودان اي دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم جان من فداي خاک پاک ميهنم * * * مهر تو چون شد پيشه ام دور از تو نيست انديشه ام در راه تو کي ارزشي دارد اين جان ما پاينده باد خاک ايران ما * * * سنگ کوهت در و گوهر است خاک دشتت بهتر از زر است مهرت از دل كي برون کنم برگو بي مهر تو چون کنم ؟ تا گردش جهان و دور آسمان بپاست نور ايزدي هميشه رهنماي ماست * * * ايران اي خرم بهشت من روشن از تو سرنوشت من گر آتش بارد به پيکرم جز مهرت به دل نپرورم از آب و خاک و مهر تو سرشته ام مهرت ار برون رود بميرد اين تنم <><><><><><><><><><><><><>
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 10  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
رحم چيست ؟!!!! حالتي درانسان كه موجب شفقت ومهرباني است .موجب نرمي وخوش خلقي است! حالتي است كه انسان به ديگران كمك مي كند.حال ديگران رادرك ميكند . درآن حالت به كساني كه عاجز وناتوانند توجه بيشتر مي شود. براي قلب حالتي سخت است كه قساوت گويند وحالتي رقيق ورقت فلب گويند. رقت قلب هم علت رحم است وهم نتيجه ترحم به ديگران مي باشد. درحالت رحم عمل بخشش و رفاقت وانصاف ومحبت ودوستي مي باشد . در بي رحمي جهل وعدم توجه به ديگران وعدم درك محيط مشهوداست . در بي رحمي خشونت وخشم و نفرت وحسادت و خودخواهي ديده مي شود . در رحم به نيكي ونرمي سخن گفتن وكلمات صميمي وزيبا ديده مي شود. دربي رحمي سخن هاي درشت وگزنده وكنايه آميز و طعنه وسخره است . دررحم حجب وحيا ودربي رحمي بي شرمي و شهوت وبي حيائي است . گاهي مي گويند زلزله وسيل و برق وگاز وآتش بي رحم اند!!!!! يعني آتش هم تخت ستمگران را ميسوزاند وهم خرقه درويشان . زلزله هم كاخ هارا وهم كوخ ها را خراب مي نمايد. وسيل هم بچه وهم بزرگ راغرق وهم خرد وكلان را ويران مي كند. گاهي انسان نسبت به اشياء خشونت دارد وگاهي به حيوانات نيز رحم نمي كند. شايد دقت نشده ولي معني اصلي انسان كه به ديگران رحم دارد ازآنها توقع پاسخ ندارد. اورحم دارد چون چشمه اي دروجودش جوشيده است مانند گل كه بودارد. گل براي همه بوي خوش دارد آشنا وغريبه نمي شناسد. انسان حتي به دشمن خويش رحم مي كند وسعي مي كند اورااز دشمني منصرف كند! به نظر من كسي كه رشد مي كند وجودش سرشار از رحم ومروت مي شود . آن كس ديندارتر است كه به خود وديگران مهر ومحبت دارد وكسي كه اعمال ظاهري دين را دارد ولي باديگران روابط خشن دارد دين او نقص دارد در قرآن آياتي داريم كه مي گويد خدا دوست دارد وآياتي داريم كه مي گويد خدا دوست ندارد.دوست نداشتن به معني نفرت وخشم نيست شاید قهراست. حالت صفر رادارد يعني مثبت نيست ولي منفي نيزنيست خداوند خويش را رحمن ورحيم معرفي كرده است .هوالله الرحمن الرحيم. درآياتي مي فرمايد كتب علي نفسه الرحمه يعني برخويش رحمت نوشتم !!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 19  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
الف :آيا دقت كرده ايد بعضي افراد باعث ميشوند ديگران خوب كاركننديااينكه ديگران بخوبي درس بخوانند. برعكس بعضي باعث مي شوند افراد رادركار وتحصيل دلسردكنند! ب :آيا قبول داريد برعكس (قانون الف )بعضي اشخاص در تمام شرايط موفق اند! بدین معنی که كمبود ها وفشارها وناملايمات و شرايط تاثيري در نتيجه كارآنها ندارد! درقرآن كريم آيه اي داريم: وفي الارض قطع متجاورات وجنات من اعناب وزرع ونخيل صنوان يسقي به ماء واحد ونفضل بعضها علي بعض في الاكل ان في ذالك لايات لقوم يعقلون (4)سوره رعد معني آيه اين است كه درزمين هاي مجاور ونزديك به هم كه ازشرايط آب وهوايي يكسان برخوردارند ميوه هاي رنگارنگ ومتعددي (انگور خرما پرتقال كيوي ازگیل شاتوت موز زيتون سيب گلابي انار شليل هلو ...................................) بدست مي آيد كه بعضي شيرين وبعضي ترش و....خوش خوراك ترميباشند!!!!! شايد اشاره به آن است كه درگياهان دانه و حب هرميوه و نباتات تعيين كننده اند! بنظر شما در مورد انسان نيز همين قانون ( ژنتیک گیاهان ) صدق مي نمايد؟؟!!!! درقرآن كريم آيه اي داريم :ضرب الله مثلا للذين آمنو امرات فرعون اذقالت رب ابن لي عندك بيتافي الجنه ونجني من فرعون وعمله ونجني من القوم الظالمين(3)ومريم ابنت عمران التي احصنت فرجها فنفخنافيه من روحنا وصدقت بكلمات ربهاوكتبه وكانت من القانتين وضرب الله مثل للذين كفروامرات نوح وامرات لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتاهما فلم يغنيها عنهما من الله شيئا وقيل ادخلا النارمع الداخلين تحریم معني آيه اين است نمونه زن كافر مانند زن حضرت نوح وزن حضرت لوط (ع ) با وجود اينكه همسران پيامبر داشتند ولي دركفر استقامت كردند تا ورود در آتش ونمونه زن مومن (مومنه ) همسر فرعون با وجود اينكه همسرش طاغوت بود درآن محيط ايمانش راحفظ كرد وازخداآرزوي خانه اي دربهشت نمود!!!!!! ومريم مقدس يك تنه دربرابر جامعه اي منحط مقاومت كرد !!!! پس هویت انسان با گيا هان متفاوت است وطرح از پيش تعیین شده اي در وجودش تصوير نگشته و او خود بايد طراحي و متجلی كند!!! انسان به كمك ذهن خويش و تصوير سازی شرايط ايده آل و مخالفت با خواهش هاي پست نفس مي تواند شعله اهداف عاليه و سیر درازمدت خويش را روشن داشته وبه سوي قرب الهي و اخلاق انساني و رحم و مروت صیرورت نمايد
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 11  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
بنام خدا انسان حيوان داراي ذهن فعال است (قضیه كبري )ليلا انسان است (قضیه صغري )ليلاداراي ذهن است!!!!!( نتيجه )اززمان ارسطو تمام تلاش ها برآن بود كه دراندیشه هاقضيه ( كبري ) جستجو شود استدلال اين بود كه دررابطه باقضيه صغري نتيجه گيري آسان وبديهي است متفكران دوران جديد مي گفتند اگر ما قضاياي كبري رابدانيم ديگر نيازي به بحث واستدلال ومنطق نداريم معما همان قضيه كبري مي باشد!!!! روش استدلال ارسطو را روش قياسي گويند. ومتفكران جديد روش استقراء راپيشنهاد دادند! دراستقراءانسان پله پله به سمت علم مي رود واز جزء به كل مي رسد ولي درقياس از كل به جزءرفته ونتيجه گيري مي شود. خلاصه انسان درروش قياسي بدنبال كشف حقايق موجود سير مي كند ولي در روش استقراءانسان گويي بناي علم را آجر.به .آجر سازمان مي دهد ومي سازد! واضح است كه كار درروش قياس مخصوص نوابغ وانسان هاي خوش شانس است! ولي درروش استقراء همه از افراد معمولي گرفته تااشيا ءوروش ها شركت دارند! ونياز به آزمايش وحركت گام به گام است . نكته اصلي ومهم درآن است كه صفتي در قضيه نتيجه موجوداست كه درقضيه كبري مندرج باشد وهيچگاه صفتي كه درقضيه كبري موجود نباشد درنتيجه قابل قبول نيست ! مثلا اگر بگوييد ليلا شجاع است گويند اين صفت درقضيه كبري نبوده از كجا آمده است! ديالكتيك پرسش وپاسخ عده اي گفتند تما م مكالمات زبان ما قضاياي خبري نيست ! گاهي ما سوال مي كنيم وپاسخ مي شنويم ولزوما يك سوال يك پاسخ ندارد! شايد به يك سوال بي نهايت بتوان پاسخ داد . پاسخ هاي صحيح ونادرست ومربوط ونامربوط بالاخره پاسخ است و درقيد صد درصد سوال نمي باشد.شايد بتوان دايره اي ازپاسخ هارا درنظر گرفت ولي مواد پاسخ هيچ گاه لزوما نبايد اندراج در سوال باشد!!! مثلا از انسان ها مي پرسند انسان چيست ؟ کسی می گوید:انسان حيوان است ! دیگری :انسان حيوان ناطق است ! اگزیستانسیالیسم :انسان ماهيت ندارد ماهیت خود رامي سازد! .......:انسان گرگ انسان است ! انسان موجودي كنجكاو است! انسان موجود بينهايت طلب است ! انسان ظلوم وجهول است ! و................................................... شايد كسي درپاسخ بخندد!!! كسي بگويد انسان ديوانه است ! فردی بگوید:انسان خودخواه است ! كسي درپاسخ سكوت كند. انسان موجودي ناشناخته!!!! انسان درجستجوي معنا ! انسان موجودي مجبوراست ! انسان موجودي خلاق است ! انسان موجودي است اميدواروآرزومند! ميشود گفت بينهايت امواج ارسال مي شود وهركس باآنتني صداي دلخواه خويش را مي شنود! آيا انسان يك ماهيت دارد ودرهرزمينه اي به نوعي ظهور مي نمايد. يا انسان بينهايت استعداد دارد ودر هرزمينه شعاعي را نمايان مي نمايد اگر ما براي هم زمينه بروز استعدادهاي متعالي باشيم چه بسا هرروز انسان جديدي خواهيم داشت كه چشمها را نوازش ودلهارا مطمئن مي كندوعقل رامتحیر می نماید! ..................
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 20  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
بنام خداوندمهربان می دانیم انسان دروجودش بی نهایت استعداد دارد!!!!! درزمینه ها وبسترهای مختلف استعدادهایش شکوفا شده وجلوه مینماید. اگر بستر و زمینه مناسبی باشد گل های زیبا وبادوام پرورش می یابد. اگر زمینه هایش منفی و نفسانی باشند بداخلاقی ها ظهورمی نمایند. باران که درلطافتش هیچ بحث نیست ...........................................در باغ لاله روید ودر شوره زار خس اگر ازهم درابهامات توضیح بخواهیم وهمدیگر را نقد کنیم زایش وپالایش خواهیم داشت
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 20  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
بنام خدا بيزاري ازتوهم : وقتي انسان درزندگي براي هدفي تلاش مي نمايد ودرآخر متوجه مي شود به نتيجه نخواهد رسيد بسيار ناراحت وغمگين مي شود كه چرا درانتخاب هدف دقت ننموده است . مثلا انسان درجستجوي آدرس مطب پزشكي تلاش مي نمايد وبعد مطلع مي شود كه اساسا آن آدرس پزشك در استان ديگري مي باشد. يا اينكه انسان به توصيه كسي كالايي راجهت معامله اي سود آور مي خرد ولي بعد متوجه مي شود بيشتر از قيمت خريد نمي تواند آنرا به فروش برساند. مثلي است معروف مي گويند انسان درنيمه اول زندگي هميشه به فكر وصال نيمه دوم زندگي است ولي درنيمه دوم حسرت و افسوس نيمه اول زندگي را ميخورد. بچه ها آرزو دارند زودتر بزرگ شوند قدرتمند شوند ولي بعد مي فهمند دنياي كودكي چه زيبااست . يا اينكه بعضي مجرد ها آنقدر درفكر ازدواج اند كه فكر ميكنند بعد از ازدواج هيچ مشكلي نخواهند داشت اما بعد خواهند فهميد هميشه با هر نوشي نيشي است !!!!! انسان گاهي فكر مي كند اگر مدرك تحصيلي خاصي راداشته باشد خوشبخت عالم است اما پس از دريافت خواهد ديد آنطور كه فكر مي كرده نبوده است !! درسالهاي گذشته عده اي فكر مي كردند اگر ازايران مهاجرت كنند به همه ايده آل هاي خويش مي رسند اما بعد كه از آنان سوال شد اكثرا مي گويند آسمان همه جا يك رنگ است !!! سوال اين است چه تصويري از اهداف خويش داشته باشيم تا اغراق آميز نباشد!!!!!! چگونه ذهن خويش را توهم زدايي كنيم !؟ ما بايد شناخت صحيحي از طبيعت وفيزيك عالم داشته باشيم .تا بدانيم عالم هرجور كه ما فكركنيم دراختيار مانيست .بلكه ما بايد خود را بانظم طبيعت هماهنگ كنيم . دررابطه باقانونمندیهای جامعه بعد صحبت می کنیم.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 19  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
بنام خدا مشخصات دونوع رفتار: الف : كنش يا عمل ب : واكنش يا عكس العمل خوردن غذا براي رفع گرسنگي يك عمل است اماغذاهاي رنگين وفانتزي چون پاسخ يك نيازكاذب است وبصورت صحيح مواد اصلي مورد نياز بدن را تامين نمي كند وبيشتر اشتها را زياد ميكند و لذت آوراست (عكس العمل) وپاسخ به ميل كاذب انسان مي باشد. مثلا لباس در حدي كه انسان را ازسرما وگرما محافظت كند زشتيها وعورت انسان راپوشش دهد .وزينت درحد متعارف باشد.رفتار صحيح وقابل قبول مي باشد اما لباس هاي پر زرق وبرق ورنگارنگ وناهنجار كه معمولا ازلحاظ اندازه يا خيلي تنگ ويا خيلي بلند و ياخيلي كوتاه اندرفتارناصحيح و واكنش مي باشند. مركب وماشين در حد اينكه نياز هاي اساسي ما را پاسخ دهند قابل قبول واضافه برآن مثل كسي كه ميليونها تومان را جهت پزدادن وفخر فروشي وسيله نقليه سوپردولوكس تهيه مي نمايد واكنش وعكس العمل دارد درباره مسكن نيز خانه درحد نياز ومتعارف قابل قبول است ولي اتاق هاي اضافه . فرش هاي آن چناني و مبلمان گرانقيمت و ......تجملات و ........چشم چشمي ورقابت اجتماعي است تحصيلات ضروري وتحصيلات مدرك گرايي كنش صحيح وواكنش اجتماعي مي باشد!
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 20  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
بنام خدا فقط شما بدنبال حقيقت نيستيد!!!! ........................................حقيقت نيز درپي شماميباشد؟ درقرآن كريم آمده : ............والذين جاهدو فينا لنهدينهم سبلنا كساني كه درراه ماتلاش مي نمايند. ما آنان راراهنمايي مينماييم. اگر خدارا ياري كنيد خدانيزشما راياري مي نمايد!! اگر به خدا قرض دهيد .به نيكويي پاسخ شمارامي دهد!! اگر خدارا بخوانيد .همان دم شما رااجابت ميكند!!!! اي كسانيكه ايمان آورديد خداوند دربرابردشمنان ازشما دفاع مي نمايد!!!
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 15  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
بنام خدا
ازاسماء الهي يكي طبيب است . شايد طبیب سازو كاري كه خداوند درفطرت زيستي انسان (وحيوانات )قرارداده تابه صورت خودكار درصورت بيماري بدن به عكس العمل پرداخته وبه سوي اعاده سلامت فعاليت نمايد. ازاسماء الهي يا جابر العظم الكسير يعني اي جبران كننده (ترميم ) استخوان شكسته . سیستم ترمیم خودکار بافت های ارگانیسم ؟؟؟؟ درمورد بيماري هاي روحي واخلاقي نيز چنانچه فرد به محيط سالم برگرددوشرايط راتغييردهد ازبيماري نجات پيدامي نمايد درمورد تغذيه وشرايط انسان دريازده ماه قبل ازرمضان هرطوركه باشد چنانچه باشرايط روزه درماه رمضان سپري شود چشمه هاي فطر شكوفا وجاري مي شود ازابن عباس نقل مي كنندكه مي گفت من معني فاطر السموات رانمي دانستم تااينكه دوعرب نزد من آمدند آن دودرمورد مالكيت يك چاه مخاصمه داشتند.يكي از آنان دردفاع از خود گفت . انا فطرتها .يعني من آن چاه راحفركردهام .چنانكه ملاحظه مي شوداعراب صدر اسلام اين لغت رابه معناي كندن و حفركردن بكار مي بردند . پس فطر يعني شكوفايي انسان پس از يكماه روزه داري و بندگي . فاقم وجهك لالدين حنيفا فطرت الله التي فطرالناس عليها لاتبديل لخلق الله ذالك دين القيم ولكن اكثرالناس لايعلمون پس روی آور به دین فطرت خویش آنگونه خدا آفریدوبا تلاش تو شکوفا نمود!!!
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 22  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
بنام خدا درداستان موسی وشبان مولانا از قول خداوند می گوید: ما درون را بنگریم وحال را ................................نی برون رابنگریم وقال را یعنی اساس نیت و باطن اعمال است ! اما فقها وحقوق دانان ملاک را ظاهر اعمال می دانند . یعنی اگر کسی گفت من مسلمانم به اظهار او اکتفا می شود وازدواج بااو مجاز و کلیه احکام فقهی بااو رعایت می شود !!! بعضی گفته اند : هم درون رابنگریم وحال را ..................................هم برون را بنگریم وقال را اماسوال این است که اصل درون است یا اصل برون است ! بنظر می رسد همیشه ودرهمه حال نمیتوان عاملی رااصل قرارداد زیرا پروسه اعمال وشناخت بسیا تودرتو می باشد ومیتوان گفت مابایستی دائم تجدید شناخت کرده وسازمان آگاهی هایمان را بازسازی کنیم وشناخت حد یقف ونهایتی ندارد. بعضی گفتند زیربنا واصل مسائل ومشکلات اجتماعی اقتصاد وبعضی فرهنگ میباشد اما عده ای گفته اند مهم اجراءاهداف ومدیریت مشکلات میباشد . گاهی اصل طرح است وخلاقیت برنامه ریزان وگاهی اصل حسن نیت ورهبران لایق بعبارتی شعر رااینطور می نویسیم : گه درون رابنگریم وحال را .................................گه برون رابنگریم وقال را همیشه شرایط خاص راباید درنظرداشت !!!!
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 10  توسط تصویری (خلیل) tasviri.A
|
|
|