درشناخت ظلم و عدل و تعادل رفتارانسان
بنام خدا
درشناخت ظلم وتعريف عدالت (موازنه قدرت )
گاهي سوال ميشود:
آيا مظلوم به خاطر قبول ظلم مورد مواخذه قرارمي گيرد؟
آيا اول ظالم باعث ظلم بوده يا مظلوم ظالم را وسوسه كرده است
اصولا حوزه ظلم درناحيه ذهن است يا درناحيه عمل است ؟
دردعا داريم : واكفف ايدينا عن الظلم ........
دست های مارا ازظلم دورنما
درآيه سوره اعراف مي فرمايد:ولا تقربا هذالشجره!
به آدم وحوا می فرماید به درخت ظلم نزدیک نشوید!
غير از ظلم به نفس كه در حوزه ذهن نيزهست ؟
بنظر مي رسد اصولا حوزه ظلم فعل اجتماعي انسان ميباشد
انسان درمناسبات اجتماعي خويش نبايد ظالم باشد ونبايد مظلوم
انسان (با اراده) درروابط خويش با ديگران بايستي معامله كند
همیشه امتياز داده وامتياز بگيرد
از مسير انصاف به سوی عدالت باید رسيد....
درانصاف انسان نصف شرايط خودرا بانصف شرايط ديگري را
درنظر مي گيرد ولي درعدل
خلقت (ساختمان شی ) فطرت (درون انسان) ومعاد مطرح است
یعنی نیات وهدفهای همه راباید درنظرداشت
نكته مهم درافعال انسان علاوه برفعل چگونگي انجام فعل است
هم بايد كار خوب انجام داد
هم بايد خوب كار انجام داد
هم بايد راه درست رفت
هم بايد درست راه رفت
هم بايد حرف درست زد
هم بايد درست حرف زد
نکته ای دیگراینکه گاهی ظالم آگاهی ندارد که عمل اوظلم است
وهم چنین مظلوم نمی داند عمل او ظلم پذیری است
به همین دلیل یکی ازرسالت های انبیاء وعلما اکنون دربیان
عمل ظالمانه وعمل ظلم پذیری است
گاهی فرد ادعا می نماید ناچاراست وظلم می نماید؟!!!!!
وافرادی مظلوم می گویند ما توان دفع ورفع ظلم رانداریم ؟!!!!
اما اگر شخصی با آگاهی واراده مرتکب ظلم شود
بزرگترین خسران آن است که از هدایت الهی محروم می شود
والله لایهدی الظالمین
واگر شخصی مظلوم ناچارنباشد وآگاهی بر مظلومیت خویش داشته باشد
براو فرض است که قیام کند ویا هجرت کند وحتی جان خویش را
به خطر بیندازد وبساط ظلم رابرچیند
نکته دیگر اینکه درست گفته اند که باظالم فقط مبارزه کردن لازم است اما
کافی نیست و باید با ظلم که ریشه دروجود خودمان دارد برخورد کنیم
درباره ظلم بر نفس سخن بسیاراست !!!!!!
باید اول ظلمت وظلم را بسیا رخوب شناخت وازآنها پرهیز نمود
شاید ازمصادیق بزرگ تقوی پرهیز از ظالم وظلم (گناه )است!!!!
برخی قدم اول ظلم وظالم را سلطه گری وسلطه پذیری می دانند
وپیشنهاد اینکه سعی نماییید بردیگران مسلط نشوید وزیر بارسلطه
کسی نروید حتی پدرو مادر وسنت و...............................

SHAHRYAR