تبليغاتX
پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

بحث و تحلیل درباره خبر و علم ( تصور و تصدیق)! shenakht dialogue

یادداشتی برای خواننده جدی این وب

باسلام

دوست گرامی ضمن آرزوی موفقیت برای شما

باید بگویم که اخیرا بسیار سخت موضوعاتی را پیدامی کنم تابنویسم

درسیر مطالعاتی خویش دریافتم که دستگاه شناسایی انسان بسیار مهم وپیچیده است

و علت ان را دراین دیدم که ما بیش از فعالیت مغزی وعلمی فعالیت احساسی وقلبی داریم

به خاطر همین نام وبلاگ را ( صدر و فواد) گزاردم تافعالیتم رادرهمین موضوع متمرکزکنم

اما حوادث روزمره ومسایل جاری مرا از هدفم دور کرد

الان نیز تصدیق می کنم که ضروری ترین شناخت ها

شناخت های قلبی  و  مهندسی و مدیریت ( ذهن وخیال )خویش می باشد

حتی در بااهمیت ترین موضوع درپیش روی انسان

یعنی

شناخت خداوند بزرگ نیز (من عرف نفسه فقد عرف ربه)

عاطفه اول است

سوال مینماییم چرا رحمت  و  رحم بالاترین ویژگی اواست

بسم الله  الرحمن  الرحیم

چرا علم او و قدرت او و..................................................

حرف اول را نمی زند

امروز بشر نیز  پی برده  صفت  رحم بالاترین  ارزش و راز حیات است

وقتی ما با هستی مواجه می شویم پی می بریم

با سامانی  رحم محور مواجه ایم

و     خداوند  فرمود   کتب  علی  نفسه الرحمه

درانسان  مرکز  رحم  و شرم  را قلب گفته اند

و   داستان   عقل  و  عشق  ازقدیم مورد توجه بوده است

تمرکز  برعواطف  و  شناختهای  قلبی هدف اول وآخر این وب است

تاچه میزان  توفیق  باشد  وچه میزان  قبول گردد!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 4  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

کارکرد ناخودآگاه

توضیح :

در توضیح کارکرد خودآگاه و ناخودآگاه در  روان انسان

به نظر می رسد افرادی که دارای سلامت روان و رشد فضایل اخلاقی اند

ناخودآگاه آنان بیشتر نقش مثبت دارد و مثل فطرت  عمل می نماید

اما افرادی که دچار روان نژندی و رشدنیافته اند ناخودآگاه مثل نفس (اماره )عمل می نماید

البته قابل ذکراست در روان انسان نرمال نیز نفس کارکرد دارد

ودر روان انسان روان نژند نیز  فطرت کارکرد دارد

در مباحث قبل به صدر  و قلب انسان اشاره کردم و معتقدم انسانهای باتجربه

و ساعی در مجاهدت بانفس خویش پروسه تشکیل ایمان قلبی راطی مینمایند

و دور از پذیرش  هرتحمیل و عکس العمل روانی عمل صالح دارند

البته مباحث  فوق لازم است دقیق درفرصت دیگری بیان شود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 12  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

خصلت میل به برقراری پایداری در مسائل روانی انسان

یامقلب القلوب والابصار

به قول استاد محمدجعفرمصفا

خانم کارن هورنای مسائل روان انسان را خوب تحلیل نموده است

خانم کارن هورنای در کتاب تضاد های درونی ما 

 افراد را به طورکلی به سه تیپ تقسیم نموده اند

افراد سادیسمی  .  افراد ماژوخیسم    .      افراد منزوی     .

گروه اول کسانی اند که مایلند به هر صورت بر دیگران غلبه داشته باشند

گروه دوم افرادی که  آسایش  و آرامش  خویش را  تسلیم دربرابر  گروه اول می بینند

گروه سوم  از اجتماع گریزانند و در خود توان این رانمی بینند تا دردو گروه فوق باشند

شرح  دقیق ویژگیهای افراد فوق درکتاب عصبانیت ورشد آدمی انتشارات بهجت

این تقسیم بندی انتزاعی است درواقع فرد روان نژند در زمانها وشرایط مختلف

هر سه حال را تجربه می نماید

در برابر اقویا تسلیم ودر برابر ضعفا  میل تسلط دارد و...........

به نظر من انسان در فطرت خویش طالب پویایی و  تسلیم دربرابر حق است .

او هیچ گاه نمی خواهد وضع ثابت روانی داشته باشد

دینامیزم وجود انسان  در تکاپو بودن و دائما رشد کردن است.

یکی از راه های تحلیل روان خویش این است که بررسی نماییم آیا در برابر

تغییرات بطور جبری روان ما واکنش دارد یا خیر!

به عبارتی دیگر  ناخودآگاه در ما به چه میزان سلطه دارد

آگاهی  و  خودآگاهی  شاخص انسان های رشید می باشند.

کسانی که وجود خویش را ازخشم و نفرت  و سلطه بردیگران پاک نمودند

کسانی که صفات  فطری خویش را حفظ نمودند

از توهم و ذهنیت های منفی دور هستند.

یا مقلب القلوب  ثبت قلوبنا علی دینک

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 11  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

نقد عقاید خویش را فراموش نکنیم

 

بنام خدا

 

افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

 

هرکس دارای عقاید و بینش های است که انگار در هر شرایط  مایل است آنهارا حفظ کند

 

ادیان  آباء و اجدادی در همه کشورها موجود است

 

آنکس  که  یهودی  ویا مسیحی است گویی  همیشه  می خواهد پایبند  دینش  باشد

 

از مسلمانان  نیز  آنکس  که  سنی  یا  شیعه است همچنان  وفادار باقی  می ماند

 

راستی  اینگونه  برخورد  با  ادیان  صحیح است ؟!!!

 

به نظر من  پایبندی  به  اعتقادات  پدر ومادر برای  حفظ  وحدت اجتماعی  مفیداست.

 

اما  انسان  کما بیش  بایستی  اعتقادات  خویش  را نقد نموده ودوستانه طرح کند

 

تا اولا دچار دگماتیسم  وتحجر  نشود دوما  بانقد  وطرح آن از خرافات دوری کند

 

به هر حال هرکسی باید شرایطی را بگوید که درآنصورت دست از عقایدش بردارد

 

من می گویم  اگر  بنا براین باشد که خداوند به امور ما دخالت ننماید وربوبیت

 

نداشته باشد  من دست از آن خدا بر می دارم

 

سنتهای  الهی  در تاریخ مهمترین عمل خدا در هستی است

 

ان تنصرالله  ینصرکم  ویثبت اقدامکم

 

والذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا

 

سنتهای  نبی  نیز متاثر از سنت الهی است

 

اولی الامر نیز اگر صاحب سنتی است در راستای سنت الهی است

 

عا لم  خلق  وعا لم  امر  از معجزات  تبیین قرآن است

 

در هدایت انسان نیز ناخودآگاه  و جاری شدن امر  اصل هدایت انسان است

 

ان النفس الماره بالسوء الا مارحم ربی

 

به   امر     اماره     توجه شود

 

 

 

مردان خدا پرده پندار دریدند                 زیرا که ز دو عالم یکی راطلبیدند

 

هردست که دادند همان دست گرفتن      هر نکته که گفتن همان نکته شنیدند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

مقدمه شناخت تقوی ازدیدگاه روانشناسی تجربی

بنام خدا

چگونه اعمال خويش را ارزيابي كنيم ؟

مي دانيم كه اعمال ما ظاهري دارند وباطني

چه بسا كاري انجام دهيم كه ظاهر آن عملي نيكوست ولي باطن آن فاسد است

مثلا نماز بخوانيم يا به دیگران کمک كنيم  ولي چون براي ريا باشد قبول نشود!

اگر اعمال ما بر اساس حب وبغض باشد!(لذت والم )

يعني چون ميل داريم كاري انجام دهيم حتي بدون دليل انجام دهيم!

درخود انگیزه شدید داریم وخواهش قوی درونی حس می نماییم

 

قرآن کریم

 

عسي من تكرهو شيئا وهو خيرلكم

چه بسا عملي رادوست نداريد ولي نتيجه خوبي دارد!

عسي من تحبو شيئا وهو شرلكم

چه بسا عملي را دوست داريد وبرايتان نتيجه بدي دارد!

 

ما در سيستم ليمبيك مغز مراكزي داريم به نام مركز لذت ومركز درد!

 

چنانچه آن مراكز بوسيله محركي تحت تاثير قرار بگيرند.انسان به دليل

 

درد ازآن عمل دوري نموده ویا به دلیل دريافت لذت عمل راادامه مي دهد.

 

به نظر مي رسد ازلحاظ فيزيولوژيك تمهيداتي شده تا بشر بوسيله لذت ودردهدايت شود

 

فرض كنيد ما مسابقه اي ترتيب دهيم كه به افراد درمسير آزمون پاداش داده شود

 

وپاداش دو مرحله اخراج ازدایره  مسابقه و انتقال به مرحله بالاتر مساوی باشد!

 

اگر افراد صرفا براساس دريافت پاداش حركت كنند معلوم نمي شود كه موفق شوند.

 

بلكه لازم است آنها ضمن استفاده از دريافت پاداش به مسابقه نيز اشراف داشته باشند.

 

وفرق بين صعود به مرحله بالاتر را با سقوط به مرحله پايين را درك كنند.

 

مثال دیگر

 

مثلا انسان زماني كه خسته است دوست دارد بخوابد وازخوابيدن لذت مي برد.

 

ولي اگر در سرماي شديد باشد چنانچه به خواب رود  يخ زده وهلاك مي شود

 

پس  در مرحله دوم نيز بسيار از خوابيدن لذت مي برد ولي اين لذت او را به سوي مرگ مي برد

 

 افرادي كه تجربه دارند وبه اين نكته آشنا هستند به لذت خوابيدن توجه

 

نمي نمايند وبا خواب مبارزه كرده حتي شايد ازديگران بخواهند كه مانع خوابشان شوند

 

درخوردن غذا نيز اين قاعده صدق مي كند يعني انسان هوس خوردن بعضي

 

خوراكي ها را در دو شرايط بسيار حس مي كند

 

اول زماني كه بدن او به آن ماده بسيار نيازدارد.

 

دوم زماني كه بيماري انسان پيشرفت كرده وانسان ميل بسياركاذبي دارد

 

كه منجربه تشديد بيماري مي شود

 

مثلا كساني كه مرض قند دارند بسيار به قند علاقه مندند واگر بگويند بامصرف اين ماده

 

درخطر هستيد باز او اعتنايي ندارد وبسيار به خوردن قند علاقه نشان مي دهد!

 

درادامه مقاله نقش ذهن را درذکر اهداف وکنترل امیال خویش بررسی خواهم نمود.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 19  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

اراده خویش را تقویت کنیم

بنام خدا

 

چون دراخلاق وحقوق  اعمال غير ارادي مورد داوري نيست.

 

نفس حيله اي دارد وآن اينکه انسان را درفشارو اضطرارقرارداده تا

 

اوعمل خويش را گناه نپندارد.

 

چاره آن نيست که انسان تسليم نفس شود!

 

چاره آن است که انسان از مقدمات گناه پرهيز نمايد.

 

وهرچيزي را که يک بارتجربه کرده ومنجر به گناه شده

 

يادداشت کند وبخاطر بسپارد تا تکرارننمايد.

 

مثلا دراین مورد به تغذیه خویش توجه کند؟!!!

 

 

سعدي عليه الرحمه:

 

 

يکي رااز بزرگان بادي مخالف درشکم پيچيدن گرفت وطاقت ضبط

 

آن نداشت وبي اختيار ازاوصادر شد.  گفت اي دوستان مرا درآنچه

 

کردم اختياري نبود وبزه اي برمن ننوشتند وراحتي به وجود من رسيد

 

شماهم بکرم معذورداريد!!

 

 

 

شکم زندان باداست اي خردمند

                                    ندارد هيچ عاقل با د  در بند

 

چو باد اندرشکم پيچد فروهل

                                   که باد اندرشکم باراست بردل

 

 

البته بعضی ازشعر فوق برداشت کردند که

 

بایستی افکار منفی تصورات وتخیلات باطل وبه طورکلی

 

الگو های ذهنی رفتارمخربی که درذهن وفکر مامی باشد باید هرچه

 

زودتر آن رابیرون ریخت.یعنی به نوعی لازم است که برزبان آورد

 

زیرا اگرآن راباخودمان حمل کنیم ممکن است روی کنش هاورفتارما

 

تاثیر منفی بگذارد.

 

این موضوع اشاره به اصل خودافشایی درروانشناسی والگوهای ذهنی

 

مخرب درجامعه شناسی دارد.

 

(فصلنامه راستان )تابستان ۱۳۸۵ بروجرد

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 18  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

درشناخت ظلم و عدل و تعادل رفتارانسان

بنام خدا

 

درشناخت ظلم وتعريف عدالت            (موازنه قدرت )

 

گاهي سوال ميشود:

 آيا مظلوم به خاطر قبول ظلم مورد مواخذه قرارمي گيرد؟

آيا اول ظا‌لم باعث ظلم بوده يا مظلوم ظا‌لم را وسوسه كرده است

اصولا حوزه ظلم درناحيه ذهن است يا درناحيه عمل است ؟

 

دردعا داريم :  واكفف ايدينا عن الظلم ........

دست های مارا ازظلم دورنما

 

درآيه سوره اعراف مي فرمايد:ولا تقربا هذالشجره!

به آدم وحوا می فرماید به درخت ظلم نزدیک نشوید!

 

غير از ظلم به نفس كه در حوزه ذهن نيزهست ؟

بنظر مي رسد اصولا حوزه ظلم فعل اجتماعي  انسان ميباشد

انسان درمناسبات اجتماعي خويش نبايد ظالم باشد ونبايد  مظلوم

انسان (با اراده) درروابط خويش با ديگران  بايستي معامله كند

همیشه  امتياز داده وامتياز بگيرد

از مسير انصاف به سوی عدالت  باید رسيد....

 

درانصاف انسان نصف شرايط خودرا بانصف شرايط ديگري را

درنظر مي گيرد ولي درعدل 

خلقت (ساختمان شی ) فطرت (درون انسان) ومعاد مطرح است

یعنی  نیات وهدفهای همه راباید درنظرداشت

نكته مهم درافعال انسان علاوه برفعل چگونگي انجام فعل است

 

هم بايد كار خوب انجام داد

                                 هم بايد خوب كار انجام داد

هم بايد راه درست رفت

                                هم بايد درست راه رفت

هم بايد حرف درست زد

                               هم بايد درست حرف زد

 

نکته ای دیگراینکه گاهی ظالم آگاهی ندارد که عمل اوظلم است

وهم چنین مظلوم نمی داند عمل او ظلم پذیری است

به همین دلیل یکی ازرسالت های انبیاء وعلما اکنون دربیان

عمل ظالمانه  وعمل ظلم پذیری است

 

گاهی فرد ادعا می نماید ناچاراست وظلم می نماید؟!!!!!

وافرادی مظلوم می گویند ما توان دفع ورفع ظلم رانداریم ؟!!!!

 

اما اگر شخصی با آگاهی واراده مرتکب ظلم شود

 

بزرگترین خسران آن است که از هدایت الهی محروم می شود

 

والله لایهدی الظالمین

 

واگر شخصی مظلوم  ناچارنباشد وآگاهی بر مظلومیت خویش داشته باشد

براو فرض است که قیام کند ویا هجرت کند وحتی جان خویش را

به خطر بیندازد وبساط ظلم رابرچیند

 

نکته دیگر اینکه  درست گفته اند که  باظالم فقط مبارزه کردن لازم است اما

کافی نیست و باید با ظلم که ریشه دروجود خودمان دارد برخورد کنیم

 

 

درباره ظلم بر نفس سخن بسیاراست !!!!!!

 

باید اول  ظلمت وظلم را بسیا رخوب شناخت وازآنها پرهیز نمود

 

شاید ازمصادیق بزرگ تقوی پرهیز از ظالم وظلم (گناه )است!!!!

 

 

برخی قدم اول ظلم وظالم را سلطه گری وسلطه پذیری می دانند

 

وپیشنهاد اینکه سعی نماییید بردیگران مسلط نشوید وزیر بارسلطه

 

کسی نروید حتی پدرو مادر وسنت و...............................

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 7  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شناخت خویش وزمینه های ظهور استعدادهای خود

بنام خدا

انسان حيوان داراي ذهن فعال است (قضیه كبري )

ليلا انسان است (قضیه صغري )

ليلاداراي ذهن است!!!!!( نتيجه )

اززمان ارسطو تمام تلاش ها برآن بود كه دراندیشه هاقضيه ( كبري ) جستجو شود

استدلال اين بود كه دررابطه باقضيه صغري نتيجه گيري آسان وبديهي است

متفكران دوران جديد مي گفتند اگر ما قضاياي كبري رابدانيم ديگر نيازي به

بحث واستدلال ومنطق نداريم معما همان قضيه كبري مي باشد!!!!

روش استدلال ارسطو را روش قياسي گويند.

ومتفكران جديد روش استقراء راپيشنهاد دادند!

دراستقراءانسان پله پله به سمت علم مي رود واز جزء به كل مي رسد

ولي درقياس از كل به جزءرفته ونتيجه گيري مي شود.

خلاصه انسان درروش قياسي بدنبال كشف حقايق موجود سير مي كند ولي

در روش استقراءانسان گويي بناي علم را آجر.به .آجر سازمان مي دهد ومي سازد!

واضح است كه كار درروش قياس مخصوص نوابغ وانسان هاي خوش شانس است!

ولي درروش استقراء همه از افراد معمولي گرفته تااشيا ءوروش ها شركت دارند!

ونياز به آزمايش وحركت گام به گام است .

نكته اصلي ومهم درآن است كه صفتي در قضيه نتيجه موجوداست كه درقضيه كبري

مندرج باشد وهيچگاه صفتي كه درقضيه كبري موجود نباشد درنتيجه قابل قبول نيست !

مثلا اگر بگوييد ليلا شجاع است گويند اين صفت درقضيه كبري نبوده از كجا آمده است!

ديالكتيك پرسش وپاسخ

عده اي گفتند تما م مكالمات زبان ما قضاياي خبري نيست !

گاهي ما سوال مي كنيم وپاسخ مي شنويم ولزوما يك سوال يك پاسخ ندارد!

شايد به يك سوال بي نهايت بتوان پاسخ داد .

پاسخ هاي صحيح ونادرست ومربوط ونامربوط بالاخره پاسخ است و درقيد صد

درصد سوال نمي باشد.شايد بتوان دايره اي ازپاسخ هارا درنظر گرفت ولي

مواد پاسخ هيچ گاه لزوما نبايد اندراج در سوال باشد!!!

مثلا از انسان ها مي پرسند انسان  چيست ؟

کسی می گوید:انسان حيوان است !

دیگری :انسان حيوان ناطق است !

اگزیستانسیالیسم :انسان ماهيت ندارد ماهیت خود رامي سازد!

.......:انسان گرگ انسان است !

انسان موجودي كنجكاو است!

انسان موجود بينهايت طلب است !

انسان ظلوم وجهول است !

و...................................................

شايد كسي درپاسخ بخندد!!!

كسي بگويد انسان ديوانه است !

فردی بگوید:انسان خودخواه است !

كسي درپاسخ سكوت كند.

انسان موجودي ناشناخته!!!!

انسان درجستجوي معنا !

انسان موجودي مجبوراست !

انسان موجودي خلاق است !

انسان موجودي است اميدواروآرزومند!

ميشود گفت بينهايت امواج ارسال مي شود وهركس باآنتني صداي دلخواه خويش را مي شنود!

آيا انسان يك ماهيت دارد ودرهرزمينه اي به نوعي ظهور مي نمايد.

يا انسان بينهايت استعداد دارد ودر هرزمينه شعاعي را نمايان مي نمايد

اگر ما براي هم زمينه بروز استعدادهاي متعالي باشيم

چه بسا هرروز انسان جديدي

خواهيم داشت

 كه چشمها را نوازش ودلهارا مطمئن مي كندوعقل رامتحیر می نماید!

..................

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

قدر خویش رابشناسیم

بنام خدا

ازخودبيگانگي چيست؟

انسان اگر خودرا‌ ‌‌‌نشناسد ‌و قدرخويش رانداندخودش نيزبراي اوبيگانه است.

منظور ازشناختن اطلاعات شناسنامه اي نيست بلكه درك دقيق موقعيت واهميت

وتوانايي ها‌خويش است

اگر كسي تمام شعرهاي شاعري‌ راحفظ باشداو درباره‌شاعرمطالب مختلفي بداند

اما چون حال شاعررا حس نكند به اعماق شعرهاي او پي نمي برد.

شخص ديگري شايد فقط بيتي ازاشعار شاعرنامبرده رابخواند بخاطر اشتراك احساس

دقيقا به عمق شعراوپي ميبرد.

انسان فقط به شباهت هاي ظاهري نبايداكتفا كند شايدتنها موجودي كه به ظاهرشبيه هم

هستنداماافرادآن گاهي ازمنهاي بينهايت الي مثبت بينهايت ازهم دورند.انسان است.

افراد بايد بالقوه باهم اشتراكاتي داشته باشند.تابتوانند باهم ارتباط بارورداشته باشند.

مثلي است ميگويند يك شمع روشن ميتواندهزاران شمع ديگر راروشن كند

آيا شمع روشن ميتواندآهن را يا خاك راروشن كند؟

پس خودشناسي به معني آن است كه انسان واقعيت هاي وجود خويش رادرك كند

اوبايستي درك كندجانشين خدادرزمين است.خليفه الهي است .

عالم مادي بواسطه انسان باعالم مجرد (بالا) درارتباط است .

خداونددرقرآن عالم غيب و عالم شهادت تقسيم بندي مينمايد.

انسان باايمان به غيب ودرك غيب بواسطه ذهن خويش باهمه عالم درارتباط است

حال اگر انسان به ماديات اكتفا كند ودنياراانتخاب كند.آيابه خويش ظلم نكرده است؟

درقرآن كريم بارها مي فرمايد شما وقتي ظلم كنيد اول به خويش ظلم كرده ايد

اگرما قدرواقعي خويش راندانيم طوري رفتارمي كنيم كه به كمال نمي رسيم

درمعني  (قدر ) كمي مكث مي كنيم :

ماميدانيم نورآفتاب خيلي مفيداست ياهواي تميز خيلي مفيداست يعني قدردارند

اماظاهرا رايگان ومجاني اند وقيمت ندارند.مثلاكتاب قرآن بسیارباقدراست

اماانسان به قيمت هزارتومان ميتواند تهيه كند.برعكس كتابي شايدمبتذل باشد

امابسيارگران بفروشند.چون قيمت براساس عرضه وتقاضاتعيين ميشود

اما بسيارچيزهاي گرانقدر كه به فراموشي سپرده شده اند

اگرجواني به ماهيت وقدر خويش توجه نكند اوبه بازار ( مد )به پردازد قطعازيان مي نمايد.

درپايان دوباره درخواست مي كنم به معني عميق خودشناسي وازخودبيگانگي فكركنيم

تادوباره مطلب راشرح كنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 9  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

جهل چیست ؟

بنام خدا

جهل چیست ؟آیامعنی مفهوم جهل نادانی است؟دانایی چیست ؟فرق دانایی باآگاهی چیست ؟

  نکته ای که درتفکیک شناسایی ها کمک می کند این است که صفت دانایی برای غیرانسان نیز بکاربرده می شود.مثلا اژدها (مار)حضرت موسی نمودنبرددانایی اصحاب فرعون وموسی میباشد.

یا مثلا می گویند رایانه دانا است یا باخبراست یا اطلاعات دارد حتی بهتر ازانسان بردازش میکندوسریعترجواب میدهد.

 دکتر توشیهیکو ایزوتسومحقق عالیقدر ژا بنی که به شانزده زبان آشنابود درمفهوم جهل تحقیق نموده است اومی گویددرادبیات عرب قبل ازاسلام مفهوم جهل دربرابر حلم بود

 یعنی جاهل به کسی گفته میشد که با اندک تحریکی به شدت عکس العمل نشان می داد.مثلا براحتی همه اموالش رامی بخشید.یاجنگ وکشتارمی کرد.

 اگر فیلم های قدیمی قبل از انقلاب رادیده باشید افرادی باشکل خاصی راجاهل محله می نامیدند واکثرا یا نوچه اند ویا نوچه دارند.تکبردارندواهل دعوا ومرافه می باشند

 بعبارت دیگر افرادی که عواطف بی نظمی دارند سریع اعتما د می کنند سریع تصمیم می گیرند سریع مایوس می شوند سریع به یقین می رسندسریع اظهارعشق می نمایند

 ذهن آنها تیره وهمه چیز را تعبیر وتفسیر می کنند.همیشه خود رابادیگران مقایسه میکنند.طبق تعریف به افراد فوق جاهل گفته می شود شاید مدرک تحصیلی داشته باشند.

 درمورد آگاهی مطالب بسیاری میتوان گفت که البته با شعری شروع می کنم

 شاعر میگوید آن کس که نداند ونداند که نداند درجهل مرکب ابدالدهر بماند

 یعنی اول مرحله آگاهی آن است که کسی حد وحدود خویش را تشخیص داده قبول کند

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 5  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   |