تبليغاتX
پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

بحث و تحلیل درباره خبر و علم ( تصور و تصدیق)! shenakht dialogue

نظری درباره مسایل ازدواج

بنام خداوند حکیم

نکاتی درباره ازدواج

 

شخصی رامی شناختم  که درقید رفتارهای دینی نبود  واهل دنیابود

روزی از من درباره دختری ازفامیل که درقیدوبند مسایل شرعی بود سوال کرد

 

به او گفتم ما آیه ای درقرآن داریم که می فرماید :درامر ازدواج 

 زن مومنه برای مردمومن!!! و  زن مشرک برای مرد مشرک است.

براساس درک این آیه  چه خوب است دختران وپسران به فرهنگ دینی یکدیگر

توجه نموده  وفردی مشابه خویش را انتخاب نمایند

 

در پیوند زناشویی دو درک موجود است

 

درک اول درک عرفی وآن این است که مردان تکیه گاه زنان اند وباید باتمام وجود

 

به آنها سرویس داده وهمه تابع خانواده باشند؟

وهرکدام از زوج ها به میزان توان خویش در حل مسایل زندگی شریک است !!!

درک دوم  درک دینی از ازدواج است وبنا بر قرائتی که ازدین داریم متنوع است

مثلا  درک فقهی وسنتی از دین آنست که  مردان باید نفقه زنان را تقدیم کرده و ازآنان

 

هیچ نوع توقع کار نداشته باشند وحتی زن می تواند کودک راشیر نداده وطلب اجرت نماید

 

ودر عوض زنان حق انجام  هیچ کاری بدون اجازه همسر ندارند.

 

اما ما همگی می دانیم نظر دوم پیاده نشدنی است واسباب اختلاف ودعوا می باشد.

 

درمورد مهریه نیز دو نظر موجود است

 

عده ای گویند که داماد درابتدا باید مهریه را تقدیم عروس نماید!

 

ومعلوم است که میزان آن زیاد نمی تواند باشد (حداکثر چهارده سکه طلا )

یا مثلا دنگی ازخانه و    زمینی ......بستگی به شهرهای مختلف ایران دارد.

 

عده ای گویند  داماد اول کار بسیار داغ است ونمی فهمد ازدواج یعنی مسوولیت!

پس باید برای حمایت ازعروس مظلوم  مهریه ای سنگین درتعهدش باشد.

 

داماد هم اول متوجه نیست وفکر می نماید این تعهدات  تشریفاتی است ؟!!

وبعد از مدتی که به تعهداتش  پی می برد سر خورده می شود؟!!

 

بهتر نیست  این دونفر باآگاهی و تصمیم عاقلانه سفر خویش را آغاز نمایند؟

 

به نظر من هر دو زوج باید بدانند که ازدواج یعنی همکاری ومسولیت و هیچ

کدام حق ویژه ندارند

 

ومهریه نیز بایستی بسیار معمولی باشد.

 

دریکی از بند های سند ازدواج آورده شده است

 

کلیه دارایی های بدست آمده درجریان زندگی متعلق به هردو نفر می باشد!

 

پس دلیلی ندارد برای هیچکس حق ویژه قایل شویم؟

 

بر خورد ما در ازدواج نمایانگر درک ما از تساوی جنسی می باشد؟

 

ازدواج یک عهد وپیمان است

همسر انسان امانت خانواده اواست

اموال واسرار زندگی امانت های خانواده جدید است

 

وبچه ها امانت الهی اند

 

با ازدواج  به عنوان امری اخلاقی برخورد داشته باشیم!!!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

( MANSHAE RAFTARE ENSAN ) (منشاءرفتار انسان)

شناخت منشا رفتاروكردارانسان

 

 

 

عاقل مباش كه غم ديگران خوري

 

 

     ديوانه باش كه عاقلان غم توخورند.؟ 

 

 

 

 

يكي از بستگان ما فرزندانش را پس از تحصيلات ابتدايي به كار فرستاد.

مادرم از او پرسيد چرا اجازه نمي دهي بچه ها تحصيل كنند او درجواب گفت :

 مگر پدر ما به ما اجازه تحصيل داد؟ وگذاشت تا ما درس بخوانيم؟

 

برعكس شعر فوق ما اشخاص زيادي داريم كه سعي ميكنند نه تنها غم ديوانه گان كه غم همه  را خارج از قوم خويش خود و هم مسلكان خويش  بلكه غم همه  بشريت رابخورند.

 

وهم چنين برعكس شخص مورد اشاره  بسيار پدر ومادر ها از غذا ولباس خويش چشم پوشي كرده وهزينه تحصيلات عاليه فرزندانشان را تامين كرده  اند فقط به خاطر اينكه پدر ومادر آنان درتحصيلات آنان كوتاهي كردند.

 

چرا انسانها رفتار متفاوت دارند.

 

سوال اين است منشا رفتار افراد فوق چرا متناقض اند.

به نظر مي رسد اين رفتار فقط در انسان ظاهر مي شود.

انسان نيرويي دارد كه مي تواند

هم درجهت نظم وحق عمل كند وطبق منفعت عام وبه جا استفاده كند

هم مي تواند در جهت بي نظمي و خود خواهي و سوء  استفاده كند

 

هم مي تواند دربرابرنعمت شاكر باشد.

هم مي تواند دربرابر نعمت كافر باشد.

هم مي تواند دربرابر نعمت خاسر باشد.

 

او توانايي دارد شرايط ذهني خويش را طوري مهيا كند

 

كه از واقعيت ها دورشود وپي آمد ها را ناديده انگارد.

 

او با تصوير سازي ذهن موجب غلبه نفس بر تعقل مي شود.(برعكس)

 

اوميتواند دانش و تجارب خويش را درنظرنگيرد.

 

(البته كاركرد ذهن وتصويرسازي مثبت نيز مي باشد.)

 

او با تصوير سازي ذهني شرليط منفي را پس مي زند ومثبت ميشود

 

اگر پدر او به او لطف نداشت اوبرعكس پند گرفته به فرزندانش لطف مي نمايد.

 

نگرش علمي تجربي

 

بعضي گفته اند :

رفتار ما ناشي ازنگرش  ماست ونگرش ما ناشي ازساختار خلقت ما

 

(ساختمان وجودی ما)وناشي از باور به ارزش ها مي باشد.

 

مثلا انسان با رجحان خواسته هاي فردي بر خواسته هاي اجتماعي رفتاري دارد

 

كه اگر خواسته هاي اجتماعي را بر خواسته هاي فردي ترجيح مي داد

 

رفتارهاي ديگري داشت

 

ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربي (یوسف )

 

خودخواهي انسان را به سوء  امر مي نمايد مگر با رحم الهی (تقوي)

 

درباره مقوله   خلق   و   امر    بايد بررسي دقيق داشت.

 

درقرآن آيات زيادي داريم كه مي گويد خداوند چنان امر فرمود!!!! 

 

وهم چنين :

 

آياتي داريم كه مي گويد شيطان امر كرد!!

 

پس انسان استقلال دارد وقلب او در اختيا رخويش مي باشد.

 

(هرچه داخل قلب شود .جبرا به عمل منتهی می گردد)

 

          (   قلب درسینه ومرکز صدر است)

 

اما (صدر) سينه او (ذهن او ) درمعرض دعوت خدا وشيطان است.

 

 

 

درب صدر بازاست 

 

 

ولی 

 

 

نهايتا انسان بايد انتخاب كند ودعوت رااجازه دهد تا وارد قلب شود

 

 

عمل ورفتار از قلب منشاء می شود.

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*توضیح اینکه منظور از قلب عضو پمپ  خون نیست !

 

قلب مرکز ادراک واحساس انسان می باشد هم دریافت دارد وهم ارسال

 

هم ورودی دارد وهم خروجی

 

به نظر استاد رستگارقلب درمغز میانی مرکز هیپو تالاموس است

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 سوره نحل  آیه  ۹۰

 

ان الله يامر بالعدل والاحسان وایتائ ذی القربی

 

وینهی عن الفحشاء والمنکر والبغی

 

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 

 

ان الشيطان يا مر كم بالفحشاء والمنکر

 

 

وما امرواالا لیعبد وا الله مخلصین له الدین حنفاء

 

ویقیمو الصلوه   ویوتو الزکوت ذالک دین القیم (۴)  بینه

 

قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس

 

من شرالوسواس الخناس الذی یوسوس فی

 

صدور الناس من الجنه والناس

 

 

 

 اگر دقت شود شیطان (انسی و جنی )در صدر وسوسه می نماید.

 

درذهن انسان اثر می گذارد ولی درقلب انسان نمی تواند وارد شود

 

مگر به توافق وخواست انسان

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 13  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

تجرید وتعمیم ..نیروی شگرف ذهن بشر..فواد

بنام خدا

اگربه خاطرات خود مراجعه کنیم درهرسنی که باشیم

می بینیم شرایط مختلفی راگذرانده ایم گاهی مریض وبیشترسالم گاهی خوشحال واوقاتی ناراحت <زمانی اوضاع به کام مابوده وزمانی بدآوردیم >دوره ای وضع مالی خوبی داشتیم وزمانی درتنگنا بودیم

خلاصه بااینکه انسان درطول زندگی دچار مسائلی شده وگاهی آنهاراحل کرده ویاآنها

رادورزده وعبورکرده است امامجددابازهم وقتی دچارمسئله ای-بیماری-بیکاری-

...............می شوددوباره افکارتندوغلط به اوهجوم می آوردومایوس می شود

جالب اینکه به کسانی متوسل می شود که درحقیقت آنها بسیارازماناتوان ترند

رازاین برخوردهاچیست؟

<نیروی تخیل وویژگیهایش>

شیطان درذهن مالانه داردوهمیشه سعی میکند شرایط موجودرابرای ماابدی ودائم

جلوه دهد مثلا اگرحالمان خوبست به ماالقا میکندکه همیشه سالم وتندرست خواهیم بودومغرورمی شویم وازهیج چیزبرهیزنمی کنیم

موقعی هم که مریض هستیم انگارهمیشگی است ودیگرخوب نمی شویم

اگرفقیرهستیم به ماالقا می کنددزدی کرده اخلاق رارعایت نکنیم

الشیطان یعدکم باالفقر ویامرکم بالفحشاء

اگرثروتمندهستیم به ماالقامی کندبیشتراندوخته کنیم ودچارحرص وخست میشویم

امااگرانسان ازنیروی خیال وحافظه خویش درست استفاده نمایدوبه تجارب خویش ودیگران مراجعه کندنتیجه می گیردودرک می کند که همه شرایط موجود موقتی است وبه سرعت شرایط تغییرمیکند بایدضمن حلم وحفظ خونسردی وآرامش باید

ازهیچ تلاش عقلانی دست برنداشت ولی بایدبدانیم همه شرایط گذراهستند

چیزی راکه مامحکم واستوار می انگاریم شاید بسیار سست ولرزان باشد

درنگاه به حوادث زندگی خودودیگران بابصیرت حکمت هایی رامیابیم که معناو

مفهوم زندگی میباشد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 21  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

چون امکان تحقیق و پژوهش فعلا برایم میسر نیست بامید خدا تصمیم گرفتم با افتتاح وبلاگ با دیگران ودوستان آشنای ظاهراناآشناگفتگونمایم .  

تعریف             <  انسان  >

درباره انسان مطالب زیادی شنیدیم مثلا انسان حیوانی است ناطق (ارسطو)

اما بنظرمن درواقعیت (عینی )انسان ویژگی خاصی دارد که اوراازسایر موجودات ممتازمیگرداند

وآن ویژگی مغزوقدرت شناخت اومیباشد نیروی تصویرسازی وخیال بافی (تخیل )

انسان بوسیله تخیل میتواند ازمحیط جداشده وبرشرایط غلبه نماید .

به عبارت دیگر اوباتصویرسازی وتخیل می تواند ازشرایط زمان حال خارج شده 

زمان  گذشته را بازسازیوزمان آینده را پیش بینی نماید

به نظر من اندشه وفکر بسیار نیروی تاثیرگزار میباشد

مولانا  درشعر معروفی میسراید:

ای برادر تو همه اندیشه ای          مابقی خوداستخوان وریشه ای

گربود اندیشه ات گل گلشنی        گر  بود  اندیشه  هیمه گلخنی

اندیشه وافکار انسان میتواند سه گونه باشد.

اول اندیشه منفی یاس و ظلمت

دوم اندیشه آینه ای ( مطابق باواقع )نور و ظلمت

سوم اندیشه مثبت وامید نوروعشق وایثار

برای تربیت ورشد اندیشه قدم اول انسان باید تلاش کند منفی نباشد

یعنی سعی کند صفرباشد ( منفی نباشد )

قدم بعد انسان تلاش کند مثبت باشد وهرروز صعود وپروازنماید

درقرآن کریم سوره احزاب آیه

اناعرضناالامانه علی ا لسموات والارض والجبال فابین ان یحملنهاواشفقن منها

وحملها الانسان انه کان ظلوما جهولا

انسان فکر میکند آن چه امانتی بود که آسمانهاوزمین وکوه ها نتوانستند

آن راتحمل نمایندولی انسان حمل نمود وچرا گفته شده او ظلوم است

دربالا گفتیم انسان یا منفی است ویا صفراست ویامثبت است بنظر میرسد

 درواقعیت ها انسان صفرنداریم نقطه صفر برای عبوراست اکثریت از عدل

و تراز (بالانس ) خارج اند یا عاشق وایثارگرند ویا متجاوز  و   تنبل اند!!!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 12  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   |