تبليغاتX
پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

بحث و تحلیل درباره خبر و علم ( تصور و تصدیق)! shenakht dialogue

عید فطر مبارک (دوشنبه)

عید   رمضان  آمد   و        ماه رمضان رفت

صدشکر که این آمد و  صد حیف که آن رفت

شخصی می گفت در زمان امام صادق  منصوردوانیقی روز بیست ونهم رمضان را

عید  فطر اعلام  کرد  و  امام  پذیرفت و نماز خواند

پس  هر روزی را که  حکومت اعلام کند آن  روز عید است

معنی  ولایت  اطلاع رسانی  را نمی دانستیم  وفهمیدیم؟

آیا  چنانچه  زمزمه  می شود در کلیه  امر  حکومت  ولایت دارد

ولایت  نظامی!!  ولایت سیاسی! ولایت  اقتصادی ! ولایت  قضایی!!

این  تذهبون ؟  به کجا  می رویم؟

پس  معنی  ولایت  که  محبت است  چه می شود

آیا ولایت دستوری  واز بالا  اعمال می شود؟

گفتند  که  امام  مانند  خانه  کعبه است

ما باید بسوی  او  برویم  یعنی  با شوق  واشتیاق

 نه با زور  و سرنیزه   و  فرمان  و امریه!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

طلوع ماه مبارک رمضان مبارک باد

 

وفا کنیم

و ملامت کشیم

خوش باشیم

که در طریقت ما

کافریست رنجیدن

 

دوستان : پیروان  همه  تفکرات  و ادیان  در پی  تکثیر و تولید مثل اند

خانواده یهودی  افراد یهودی تکثیر می نمایند

.........مسیحی ....................................

........مسلمان .....................................

........اهل تسنن ..................................

........تشیع ........................................

.........بهایی ........................................

.........وهابی .......................................

.........هندو .........................................

.........بودایی.......................................

.........کمونیست..................................

.........لاابالی.......................................

.........هر  فرقه ای...............................

چه کنیم  به  معنی  واقعی  آزاده  باشیم

ودر پی  تکثیر افکار خویش نباشیم

و همه  را فارغ  از اعتقاداتشان  دوست  بداریم ؟

و اندیشه واعتقاد را به عنوان یک روش برگزینیم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شناخت حقیقت موجودات

تمام تلاش بشر برای کسب دو حقیقت است

اول  کسب حقیقت  موجودات

دوم  کسب  حقیقت اخبار

ازنظر فلاسفه تقسیماتی است ازجمله ( وجود  . ماهیت)

هم فلاسفه  قدیم و هم فلاسفه جدید سقف دانش و شناخت حقایق را

شناخت  ماهیات می دانند و معتقدند عقل بشر از شناخت موجوداتی که

فاقد  ماهیت اند عاجزاست.

وسیله شناخت انسان حواس پنج گانه  می باشد

البته  وسیله شناخت انسان  فقط ذهن و مغز او نیست

او دارای  ویژگی ای است که تجربه های  نفسانی  گویند

او دارای  وسیله  شناخت است که در زبان قرآن  قلب گویند

قلب او در صدر است

به نظر می رسد  غیر از وجود خداوند که  بی ماهیت است

وجودهایی داریم که آنان  نیز فاقد ماهیت اند مانند روح

و شناخت از روح  نیز اندک است

ظاهرا نیروی  قلب انسان  پس از دریافت روح از عالم امر است

و فرمان سجده فرشتگان به آدم پس از دریافت روح است

کلت السن عن غایته صفاته و العقول عن کنه المعرفته

در مورد  ماهیت اخبار جاری نیز باید روشمند بود

و در باره  اخبار تاریخی  و اخباروحی  نیز تزکیه لازم است

و انسان بایستی  تلاش مستمر داشته باشد

مولوی  و حافظ  بسیار راهگشایند

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 17  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

کیست مولی آنکه آزادت کند !!

عید مبعث مبارک

من علمنی حرفا  فقد صیرنی عبدا

امام علی  می فرماید اگر کسی  به من مطلبی یاددهد مرا بنده خویش کرده است

دوستی  میگفت چون  خداوند ما را بدون مشورت ما خلق کرده است پس ما درروز

قیامت  حرفی برای گفتن داریم

اگر به ما بگویند چرا نماز نخواندی  و چرا حجاب کامل رعایت نکردی خواهیم گفت

دشوار بود و چون شما مارا قبل از خلقت درجریان احکام و تکالیف قرارندادید

امروز مارا حق ندارید تنبیه کنید؟!!!

به نظر می رسد در یوم جزاء فقط پرسش ازحق الناس مجاز باشد؟

 تصور ما  ازخداوند مانند  پادشاهان و قدرتمندان غالب است در صورتی که

خداوند انسان را وقتی خلق کرد گفت فتبارک الله احسن الخالقین

و اذ قال ربک  انی  جاعل  فی الارض  خلیفه قالو اتجعل فیها من یفسد فیها

و  یسفک الدماء  و نحن  نسبح بحمدک  و نقدس لک

قال انی  اعلم  مالا تعلمون

آری  خداوند انسان را خلق کرد و به او اراده و اختیار داد ( آزادی )

و از او  خلافت انتظار دارد و به خاطر احکام عبادی اورا مجازات نمی نماید

فقط  دررابطه  با حقوق دیگران  ( حتی حقوق محیط طبیعی )پاسخ می طلبد

و انسان مانند  طوطی را  مقلد وار نمی پسندد

بلکه  مانند زنبور  بایستی  از شهد آزادی  عسل  تقوی و مسوولیت بسازد

وعلم الآدم الاسماء  ثم عرضهم علی الملئکه قال انبئونی باسمائه ان کنتم صادقین

قال سبحانک  لاعلم لنا  الا ماعلمتنا

ملائک  گفتند ما فقط علمی را که دریافت کردیم تحویل می دهیم

معلوم می شود انسان علمی را هم که دریافت نکرده انتظار است تحویل دهد

یعنی ملائک حداکثر می توانند  طوطی باشند

اما انسان می تواند مانند زنبور که شهد رابه عسل تبدیل میکند

 علوم دریافت از وحی را پرورش دهد علومی انسانی فرا وحی تحویل دهد

پس نتیجه  می گیریم بندگی  خدا وند بزرگ غیراز بندگی قدرتمداران است

بندگی خدا باعث رشد و شکوفایی است

اشهد ان  محمد  عبده  و رسوله  اللهم صل علی  محمد وآل محمد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 18  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

مبارزه طبقاتی غیرمستقیم و بلا اراده است ؟

در بکار بردن  کلمات  گاهی  معنی  کاربردی و واقعی  آن منظور است و گاهی بار ارزشی آن

مثلا  وقتی  می گویند  فرد  دزد است گاهی  به معنی  واقعی  یعنی  سرقت  می کند

اما  گاهی  دزد  به  عنوان  صفت  به کار می رود مثلا  از کودکی بچه ها هر غریبه و ناشناسی را

دزد می نامند  یا در نظر فقرا  اغنیا  دزدند یا به طعنه معروف است که فلانی حاجی بازاری است؟

در باره  کلمه  حزب  گاهی  معنی  واقعی  آن  مراد است که  سازمان  حقوقی و سیاسی است

گاهی  معنای  حزب  صفت  آن  مراد است  یعنی  گروهی  متشکل دگم قدرت پرست که رهبران

اعضاء را به  انقیاد می کشند  و در برابر آنان را تامین  میکنند!

اینکه  گفته  می شود  حزب ولی فقیه حزب به معنی  دوم آن است

یعنی  عده ای گویند  این خون  که در رگ  ماست  هدیه  به رهبر ماست

رهبران آن  حزب  نیز از آنان  سرپرستی  کرده  و آنان را حمایت  می کنند

در صورتیکه  مسلمانان  هر روز  در  نمازهای  یومیه  می گویند

ایاک النعبد  وایاک  النستعین  فقط ترا می پرستیم واز تو یاری  می جوییم

حداقل  موحدین  نباید حزبی به معنی دوم آن بیندیشند

ریشه  نگرش  ها ی حزبی  به درک فلسفه تاریخ  وفلسفه اجتماعی آنان برمی گردد

یعنی  نوعی  قرائت  از جامعه  و تاریخ  که به مبارزه طبقاتی اعتقاد دارد

 تفسیری  از امام زمان  و جامعه  بی طبقه توحیدی

ادامه دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

حزب ولايت فقيه

بنام خدا

آيا بدون  اصلاح قانون اساسي حاکميت ملت معنا دارد؟

اگر حکومت  ايران را درنظر بگيريم

قوه قضائيه که بايستي  مستقل و بااستحکام باشدتحت حزب ولايت فقيه است

نيروهاي نظامي  و ارتش ونيروهاي دفاعي ملت تحت امر حزب ولايت فقيه است

صدا و سيماي ملي  و عموم خبرگذاريها تحت نفوذ حزب ولايت فقيه است

انفال و اموال ملي  بيت المال وتحت نظرو سلطه حزب ولايت فقيه است

دانشگاه ها و آموزش عالي  تحت نهاد حزب ولايت فقيه است

مجلس  ملي براساس مديريت حزب ولايت فقيه است

حوزه علميه  و مساجد کشور تحت  حزب ولايت فقيه است

شوراي  نگهبان  منصوب وتحت  حزب ولايت  فقيه است

سازمان  امنيت واطلاعات کشور  تحت حزب ولايت  فقيه است

وزارت  ارشاد  تحت  حزب ولايت فقيه است

حال شما تصور کنيد  فردي  مانند مهندس موسوي  سکاندار قوه مجريه باشد

و بخواهد  با  پيچيديگي  و مهندسي مديريت کند  چند درصد از حاکميت رادارد

تصديق  مي کنيد که رئيس جمهور کارپردازي بيش نيست

 کارپرداز رهبر

رهبر ایران درمقایسه با کشورهای جهان  بیش از رئیس جمهور منتخب ملت قدرت دارد

قوه قضاییه  و  انحصار اطلاعات و دستگاه  تبلیغات وصدا وسیما نباید تحت اختیار فردی باشد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 12  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

اتحاد و توحید --- تفرقه و شرک

با نام خدا

مرگ  بر  ضد ولایت  علی (ع) ؟؟

یادم است قبل از  انقلاب ۵۷ و زمان جوانی به شعار فوق  که توسط متحجرین داده می شد

بسیار حساس بودم  شهید دکتر علی شریعتی  با شعار فوق  مخالفت کرد وبه همین دلیل

به باد  تهمت و ناسزار قرار گرفت

و گفتند  شریعتی سنی  و نوکر ناصبی ها  و مبلغ  وهابی گری است خصوصا از طرف

بخشی از روحانیت متهم بود

 ولی من به بیانات شریعتی که می گفت این شعار  توسط

دستگاه  زر و  زور  و تزویر به خاطر  تفرقه  امت  اسلام است گرایش داشتم

اتفاقا  پس  از انقلاب ۱۳۵۷ حاج آقا خمینی  هم  مسیر  شریعتی  را  ادامه داد

و ایشان  بسیار  طرفدار اتحاد  مسلمین  بودند  و به آن نیز  عمل  کردند!

ولی  سوال  اینست که  اگر حرکت  فوق  یعنی مخالفت با شعار مرگ بر ضد ولایت علی (ع)

اصیل  و همه  جانبه  بود  چرا  ایشان  با شعار  مرگ  بر ضد ولایت  فقیه مخالفت  نکرد!

متاسفانه پس  از ایشان  نیز رهبران  جمهوری اسلامی علی رغم توصیه به اتحاد شیعه وسنی

شعار  هویت ساز  حزب الله (  مرگ  بر ضد  ولایت  فقیه ) ادامه دارد

به  نظر  من  آ قای کروبی  و آقای  موسوی  وعلمای فراکسیونشان باید در باره این شعار

اعلام  موضع  کنند  و با  سکوت  در برابر این  شعار

با  فریب  افکار  عمومی  و مشکلات  آینده  مواجه  نشوند

دوستان  دقت  کنید شعارهای  ذیل  بسیار شرک آلود است

مرگ  بر ضد  ولایت  فقیه

این  خون  که  دررگ  ماست  هدیه  به رهبر ماست

حزب  فقط  حزب علی  رهبر فقط  سید علی

حزب  فقط  حزب الله  رهبر  فقط  روح الله

ضمن  اعلام  برائت از شعارهای فوق  علاقه مندم از افراد ذیل  نظر سنجی شود

آیت اله حسینعلی منتظری

آیت اله جوادی آملی

آیت اله صانعی

آیت اله اردبیلی

مجمع مدرسین ومحققین حوزه علمیه

مجمع  روحانیون مبارز

آیت اله رفسنجانی

آیت اله شبیری  زنجانی

دکتر سروش

مهندس میرحسین موسوی

آقای مهدی کروبی

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

حزب مشارکت

آقای  لاریجانی

آقای توکلی

آقای قالیباف

آقای محسن رضایی

من الله التوفیق

دوستان بحث  را  دنبال  کنیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 11  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

کیست مولی ؟ آن که آزادت کند !!!!!

                                  با نام خداوند حکیم

سالها درباره  شعار  مرگ  بر ضد ولایت فقیه  فکر کردم   !!!!

معنی  این شعار  چیست ؟

آیا دارای  خبری است  مثلا  اینکه  هرکس  تسلیم عقل کل نشود  هلاک می شود؟

آیا  لعن  و  نفرین  است که توسط  عده ای فرستاده می شود؟

آیا  این  شعار  آرزو و  آرمان  عده ای است ؟

آیا  این  شعار  هویت ساز  عده ای از مردم است ؟

چرا  تا به حال  هیچکس  در باره این شعار موضع گیری نکرده است؟

(البته  آقای  خاتمی  عبارت کلی  داشت  که شعار مرگ  ندهید )

چرا  در مساجد  پایان  نماز جماعت اتصالا این شعار گفته می شود؟

و مراجع  و  علمای دین سکوت می کنند؟

اگر آقای خامنه ای و آقای رفسنجانی و آقای موسوی وآقای کروبی و........

دیگران  با پذیرش  ولایت  فقیه  شعار  فوق  را می پذیرند !باهم چه فرقی دارند!

 در دین خدا  گفته  نمی شود مرگ برمنکران خدا

لعنت الله  علی القوم الظالمین

ظالمین  از توجه  خدا دور  هستند

اکثریت  مردم  شعار  فوق  را  نمی پذیرند

 پس پشتوانه نظام ولایت فقیه

صدا  و سیما  و پایگاه های  نماز جمعه اند

چرا به دروغ  همه مردم را فهیم و پیرو خویش  می دانیم

الله  ولی الذین  آمنو  یخرجهم  من الظلمات الی النور

ولایت  الهی  انسان را از تاریکی  و بردگی  به نور  و آزادی و اختیارمی رساند

 

باور به شعار  مرگ بر ضد ولایت  فقیه شرک  به  خداوند حکیم است

ازشعار فوق  برائت می جوییم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

هدف اقتصاد سود نیست ؟

بنام خدا  (رب العالمين)

 هرعملي که موجب سلامتي جسم ما و حافظ تعادل روان ماست

و  هماهنگ با اکولوژی کره زمین و محيط طبيعي هستی می باشد

و باعث رشد و شکوفايي استعدادهاي ما و ایجاد مناسبات صحیح اجتماعي  و

توزيع صحيح قدرت  و  ثروت هاي عمومي است.

عمل صالح است و مي تواند در هرشکلي بروز کند.

پس ما در درجه اول تابع شکل عمل خويش نيستيم

بلکه اهداف وبرنامه هاي مطابق فطرت انسان و مصالح انساني را مد نظرداريم

 اگر درجامعه اي رشد سطح آگاهي اجتماعي مورد توجه است يا به لحاظ

اقتصادي رشد سطح اشتغال نیازاست و یا غرض اجتماعی مانند افزایش سطح ازدواج لازم است

قطعا توليد و تجارت في نفسه ضروري است. و  انگیزه های مالی فرع است

 پس سود و  جذب   ريال تعيين کننده نبوده و اهميتي ندارد

 هم چنین ضمن توجه به حرمت حقوق فردی همه آحاد شهروندان مطلوب طرحهاي اقتصادي

 باید اهداف عام المنفعه  باشد

 نکته دیگر   به علت ارتباطات و مناسبات جهاني

غفلت از رقابت بنگاه هاي اقتصادي خارجي وسلطه تراست ها وکارتل ها

 ساده نگري وحرکت از درک انتزاعي شرايط مي باشد

 

 پس تعریف موجود ربا  سطحی و  تعریف دقیق آن بسیار ساده نیست

 وقتی خداوند می فرماید اوفو بالعقود

به انسان احترام نهاده و می خواهد به قراردادهای خویش وفادار باشد

 ازلحاظ روانی انسان زیاده خواه  ناآرام است وقناعت موجب سلامتی است

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 17  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

آیا علم اقتصاد بااخلاق وایدئولوژی درارتباط است؟

یارازق

آيا انسان حق ازبين بردن اموال خويش رادارد؟

ظاهرا انسان اخلاقا نمي تواند به خود و اموال خويش زيان برساند !!!

انسات باید براساس  منافعش  اقدام کند!

دوستي مي گفت ازجمله فوق مي توان نظام کاپيتاليزم وسود محور را تبليغ کرد

اگر شما فعاليتي اقتصادي کنيد و به فکر سود نباشيد مردود هستيد

مثلا اگر بگوييد من ايجاد اشتغال کرده ام درتفکر امروز چون سود نداشتيد ناموفق هستيد

درمورد اينکه خداوند ربا را محاربه باخويش دانسته است!دوستم گفت

آيا فرمان خدا در توافق دو نفر دليل برآن نيست که خدا انسان را به عنوان موجودي مختار

به رسميت نمي شناسد ؟!

دو نفر بانرخ معين باهم توافق مي نمايند و اسکونت پول رد وبدل مي کنند!

چرا خدا در اقتصاد دخالت مي نمايد.

ما پرداخت  صدقه و انفاق و زکات ......را اموري داوطلبانه تلقي مي نماييم

يا دردستورات  دين اموري روانشناسي و از سر علاقه رامي بينيم

مثلا  والله لايحب الفساد  واله لايحب المفسدين

کسي که خدارا دوست دارد داوطلبانه  مايل است مانع فساد اموالش باشد

آري پيچيدگي ودشواري اقتصاد در رابطه هاي  روانشناسي واخلاقي آن باجامعه است

و امروز  سواي بحث هاي  گردش پول و عرضه و تقاضا و تورم ورکود .............

توجه به روابط دقيق انسان و  معاملات و  فعاليت هاي رواني او است!

استاد محمد جعفر مصفا  مي گويد تلاش مضاعف انسان براي گردآوري مال و رونق کسب

و مال اندوزی شايد ناشي از بيماري نفس است! مگر انسان چقدر امکانات نياز دارد؟

به نظر شما  ابعاد علم اقتصاد و انسانشناسي و روان انسان و...... چقدراست؟

 

والله لا يحب الظالمين!!!!   والله يحب المقسطين!!!

 

ادامه دارد

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 18  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شناخت و رابطه آن با سلامتی

 

بانام خدا

 

آیا دقت کردید انسان بعضی اوقات شرایط بهتری برای توجه نمودن ودرک پدیده هارا دارد

گاهی اوقات مواردی را در محیط می بیند که ظاهرا بارها ازآنان عبور نموده ولی ملتفت

نبوده و چشم و گوشش انگار ازکار می افتند و برعکس زمانی حساس ترند

  مثلا  پگاه وصبح سحر هنگامی ازخواب بیدار می شویم حس می کنیم چه کارهایی

را انجام ندادیم  یااینکه  خوب بود چه کارهایی را طور دیگری انجام  می دادیم و

ازانجام  بعضی کار ها پشیمان وناراضی هستیم

آیا این بخاطر آن است که ارگانیزم استراحت کرده و پذیرش بهتری دارد یا اینکه

این  حالت در انسان اختصاص به سحر دارد ؟

عجیب است که اگر انسان  صبح پس ازطلوع آفتاب از خواب بیدارشود حالت مذکور

راتجربه نمی کند !!

از حافظ شاعر بلند آوازه نقل است که هرچه داشت از بیداری سحربود

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 9  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

انسان دارای هسته ای مستقل

 

اقراء کتابک

 

آیا  قانون  تز  و آنتی تز و سنتز در پیوند های انسانی  صادق است؟

افرادی را دیدم علی رغم  میل باطنی بادیگران معاشرند وآنان را بر مصلحتی

پذیرفته اند!!! مثلا زن و شوهری ضمن زندگی درازمدت باهم از هم کمتر تاثیر

می پذیرند و درکنارهم  اهداف خود را دنبال  می نمایند!!

اگر در وجود هر انسان هسته ای مشخص  وجود دارد یعنی هرکسی هواهایی

دارد آرمان هایی دارد راهکارهایی دارد راهبردهایی دارد ؟

چگونه است  همه را به راهی می خوانیم  یک  راه  مستقیم

آیا متصوراست  راه های مستقیم  و معبودهایی متفاوت !!!

مثلا من باگوش  خود از خانم هایی شنیدم که می گویند ما استقلال نمی خواهیم

ما می خواهیم تحت  مدیریت مردها باشیم!!!!

این  اختلاف  را چگونه می توانیم  تحلیل کنیم

به نظر می رسد نوع انسان در سطوحی شبیه هم اند

مثلا  زنان آزاد   و زنان وابسته و ............................

افراد بسیاری  درنوع  انسان  یگانه  و بی تا هستند!!

البته باید هشدار داد نتایج  فلسفی گرفتن  ممنوع!

بدنبال این باشیم که ما چگونه هستیم

فرد فرد فرد   تنها تنها تنها

یا علاقه مند به هضم  و حل  در جمع  هستیم

آیا ما سنتز ی از  وجود دیگران  و بازیچه جامعه  وتاریخ ایم ؟

اگر ما باید  کتاب خویش  را بنویسیم  وبخوانیم

چه کسی مارا مسوول قرارداده است

که خود را به شکوفایی برسانیم؟

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 16  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

نکته ای درباره ظلم

 

آیا اگر بگوییم  فلانی  عادل نیست لزوما معنای آن این است که او ظالم است؟

آیا  ظالم  فقط  بار  منفی  دارد؟

عدل  به معنی  تعادل  و نظم از پیش تعیین شده است !

اگر  کسی  تعادل ندارد  باید دید که او  به جهت مثبت تعادل ندارد یا به جهت منفی

مثلا  کسی متعادل غذا  نمی خورد  آیا او کم غذا میل میکند یا زیاد تراز میزان

پس  در هر دو صورت  او  ظالم است اما  بعضی توجه ندارند

ظلم  تراز  منفی  و مثبت  دارد.

معمولا  تراز مثبت  آن در زبان  عام ظلم  گفته نمی شود

در قرآن کریم می فرماید:

انا عرضنا الامانه  علی السموات و الارض  والجبال فابین ان یحملنها

و اشفقن منها  و حمله الانسان  انه  کان  ظلوما  جهولا

سوره احزاب

سوال این است  در این جا انسان که به صفت ظلم  توصیف شده !

توصیفی  مثبت است  یا توصیفی  منفی ؟

به نظر می رسد  توصیف شرایط  واقعی انسان  می باشد

تعریف خاصی  از انسان

نظر دکتر عبدالکریم سروش این است  که  دین رسمی مارا  به عدل دعوت  می نماید

ولی  معنی آن این نیست  که  سطح بالاتر  دین  که  عشق است را توصیه

ننماید   به عشق  اختیارا  دعوت شده  ولی  به عدل  انذارا

او می گوید  مکتب  جلال الدین مولوی  سطح بالاتر دین است

و از بطن  قرآن  استخراج شده است

آری مکتب  عدل  دین حداقلی  ومکتب  عشق  دین انتخابی است

انسان  هرچه بیشتر  رشد  نماید  از غریزه منفک  شده  و بایستی  با تلاش

و اراده  قوی و معرفت بالا به سمت عشق پرواز نماید!!

 

ان الله  یامر  بالعدل  والاحسان

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 13  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

در دفاع از استاد عبدالکریم سروش و قرائت های جدید از قرآن

( طرح موضوعی که بایستی پرورده شود)

 

آیا می دانیم اصل قرآن یک حقیقت است

 

 که در شب  مبعث به قلب مبارک پیامبرنازل  شد ؟

 

پس  از  نزول  قرآن  بر قلب  پیامبر  گرامی

 

خطاب  شد   اقراء

 

محمد (ص ) گفت  چگونه   بخوانم ؟

 

اقراء بسم  ربک  الذی  خلق

 

ازاین  به بعد  پیامبر  آیات را مناسب حال وزمان با

 

اذن الهی طی بیست و سه سال  قرائت  فرمود

 

او نبایستی در قرائت  عجله  نماید!!!!!

 

سوال این است اگر پیامبر در سرزمینی دیگر بود

 

آیا  باز  هم  قرآن  را  به زبان  عربی  تلاوت  می فرمود؟

 

حتما   به زبان  همان   سرزمین وسطح دانش مردمش می خواند

 

اینکه دکتر عبدالکریم  سروش  گفته است  متن  قرآن توسط

 

پیامبر  انتخاب  شده  واو به واسطه  جبرئیل استعانت گردید

 

وقرآن  در قلب  خویش  را  به تناسب حوادث ونیاز هدایت

 

اعراب  بیان  فرمود. شاید منظور این باشد

 

مثلا  روانشناسان  متخصص  کمک  می نمایند  تا اشخاصی

 

مطالبی را که  فراموش  کردند  به خاطر  بیاورند

 

آنها  مطالب  را  به  فرد   گوینده  القاء نمی نمایند  بلکه

 

کمک  می کنند  در  حالتی  قرار  بگیرند  تا موانع فراموشی

 

کنار  زده شود

 

و بتوانند خاطرات  مغفول  را بیاد آورند

 

نام  دیگر  قرآن  کریم   نیز   ذکر است

 

علت  خاتمیت  پیامبر  این است  که

 

در دوران های  بعد  دیگر نیازی به

 

جبرئیل  نیست  وقرآن  خود  برای  مومنین سبب

 

 قرائت های  جدید  است

 

البته  فراموش نشود  که استاد  شبستری می گوید

 

قرآن  براساس نگرش  توحیدی  پیامبر ساخته شده

 

ولی  دکتر سروش  به  اخبار غیب  نیز  قائل است

 

یعنی  بخشی  از قرآن  شامل  اخبار غیبی است که

 

توسط  جبرئیل به پیامبر اطلاع داده شده است

 

خلاصه  بررسی این  سوالات  به  شرط اینکه افراد

 

با تقوی مطرح نمایند  نباید باعث نگرانی شود

 

ومن الله التوفیق

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 18  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

ان مع العسر یسرا فان مع العسر یسرا

 

می گن  فرشته  روزه شو        با گریه  افطار  می کنه

فرشته خوب   میدونه که        نور     ظلمت رو  بیدار می کنه

 

تولد  و  رشد  همراه است  با  سختی   و امتحان ( بلا   )

 

ولی  اگر  از عرصه نور و ظلمت  پیروز در آمدید

و سایه را تحمل کردید

بدانید:

ان مع العسر یسرا    با سختی ها گشایش است!

و هر سر بالایی  سر پائینی دارد ؟

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 13  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

قساوت قلوب و درمان امام حسین ( ع )

بنام خدا

اگر  قلب ( مرکز ادراکات  واحساسات  انسان )را بشناسیم و نقش آن رادرهدایت انسان

و تربیت  انسان  بدانیم ! بیماری های آن را جدی میگیریم؟!

بزرگترین دشمن  قلب  میل  به جمع آوری  ثروت  و وصال قدرت است!

آیا  درمان آن  به سادگی  با موعظه  و تبیین  انحراف قابل دسترسی است؟

مگر  امامان  و عارفان  و حکیمان  کم در این باره  سخن  گفته اند!!!

به نظر میرسد شرکت  در عمل  صالح  و زهد  و تقوی  چاره ساز است؟

و حسین  (ع ) با تدبیر  و تبیین  و ایثار  و تقوی  و آزادگی

و صبر  و عطوفت  و ......قصد  بیدار نمودن  همه را داشت!

او  متعلق  به  زمان  خاص  و مکان  خاص نبود

کل  یوم  عاشورا  وکل  ارض  کربلا

اگر در معاملات  خود  ورفتارهای اجتماعی  خویش تجدید نظر نکنیم

اگر معرفت  و نگرش  خویش  را دگرگون  ننماییم

چگونه  خود را  از  سلطه  نفس  خویش  رها سازیم

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 12  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

ذهن فعال وشکافتن پرده جهل و تیرگی

بنام خدا

چرا انسان  در زمانهای مختلف ومکانهای متفاوت قدرت  توجه و فراگیری متفاوت دارد؟

مثلا مطلبی را آخر شب متوجه نیست  ولی  صبح پس ازبرخواستن از خواب اتوماتیک

به ذهن اش سر ریز می شود.

یا مثلا در خستگی  تصمیمی گرفته است پس از استراحت پشیمان می شود.

یا  در عصبانیت  قضاوتی  نموده است  ولی بعد متوجه می شود اشتباه است!

گاهی مطلب پیش  پا افتاده ای برایش  بسیار  غامض جلوه می نماید

یا اینکه  مطالبی را  فراموش می نماید  درصورتی که بدان شدید نیازمنداست.

  گاهی  مطالب  واضحی را  نمی بیند و بعد احساس میکند که عمدی ندیده

است انگار  با چشمان  بسته  حرکت می کرده است!!

و....

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 21  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

عید غدیر عید عشق مبارک باد

بنام خدا


روایت است در شب معراج پیامبر اکرم محمد مصطفی ( ص ) سخنانی شنید.

خداوند تبارک وتعالی با صدای علی (ع ) با پیامبر سخن گفت !!!!!!!!!

چون پیامبر طنین صدای علی را از هرصدایی بیشتر دوست می داشت .

آیا ما می توانیم نتیجه بگیریم اوج طنین هرصدا برای هرکس!

صدایی است که (او )انسان دوست دارد

مرکز محبت های انسان و (درد)الم هایش قلب اوست.

آیا ما نباید کنترل ذهن و قلب خویش را داشته باشیم؟

هرچیزی و هرکسی را دوست نداشته باشیم؟

علایق قلبی و دوستی های ما اوج ارزش های ما می باشند!

تنفر ها و پرهیز های ما .. اوج زمینه سازی دوستی های مااند

 

انسان در روز قیامت با هرچیزی یاکسی که دوست داشته محشور می شود


-------------------------------------------------------------------------------
ببینیم خداوند چه کسانی را دوست دارد 

والله یحب المحسنین

والله یحب المتقین  

والله یحب المتطهرین


والله یحب المومنین

والله یحب متوکلین

والله یحب الصابرین

والله یحب المقسطین

والله یحب الذین یقاتلون فی سبیله

.....................


خداوند چه کسانی را دوست ندارد!!!

والله لایحب المتکبرین

والله لا یحب الخائنین

والله لا یحب المفسدین


والله لا یحب الکافرین

والله لایحب الظالمین

والله لا یحب المسرفین

والله لایحب الفرحین



......................

خداوندا دلهای ما را از حب الدنیا خالی گردان!!!


دوستیهای پست و زودگذر!


حب جاه  و مقام  . حب نفسانیات . حب شهوات.

انسان هر شئی رازیاد دوست بدارد آن شئی بت اوست

و هر شخصی را زیاد دوست بدارد او  ولی او است

او مولی  او است

خداوند از مومنان خواسته  غیر مومنان را به ولایت نگیرند!

روز غدیر اعلان روز  دوستی  علی (ع ) است

یا علی  گفتیم  وعشق  آغاز شد         








 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 7  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

عید بزرگ اراده الهی به استقلال انسان عید قربان مبارک باد!!!

بنام خداوند بخشنده مهربان

دوستان عزیز همه داستان اراده ابراهیم جهت ذبح اسمعیل را شنیده ایم !

البته هرکس برداشت و تفسیری از آن دارد!!!

من نیز نکته ای به ذهن ام آمد و ادعا ندارم که آن نکته حرف آخر است.

ابراهیم جهت رشد و کمال خویش و قرب الهی ( کلمات )زیادی را پشت سرگزارد

من فکر می کنم شیطان دررویای او آورد که تو جهت کمال خویش

حتی فرزندت رانیز می توانی ذبح کنی!


وچون مسیر صیرورت الی الله مطرح بود ابراهیم به وادی اقدام افتاد

و قصد داشت فرزندش را قربانی کمال خویش نماید

اما خداوند متعال به او گفت همه نیروها و اموال خودت را در راه من فدا کن!

ولی درراه کمال خویش مجاز نیستی فرزندت را قربانی کنی؟؟؟؟

وبرای او گوسفندی را ارسال نمود

حیات انسان خط قرمز است !!  او اصالت دارد ؟

او شرف ذاتی دارد و فقط با میل خود باید به سوی هدفش سیرنماید

ان الانسان لیطغی ان راه استغنی

انسان طغیان می نماید چون در خویش استقلال می بیند!

واقعا انسان بررسی می نماید مثل اینکه خواست او اصل است!

خداوند خود خواسته که این موجود دارای این ظرفیت ها باشد.


می دانیم که خداوند در مرحله ای از خلقت اعلام فرمود:

کتب علی نفسه الرحمته

بر خویش نوشتم که رحمن و رحیم باشم !!!

یعنی اگر انسان سوء استفاده نیز نمود من صبر می نمایم


و ابلیس تا یوم قیامت فرصت یافت!!!!

چون انسان باید درکمال آزادی و آگاهی به سوی سعادت سیر کند!














+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

Aeradeh maatof be hadaf ( اراده معطوف به هدف )


1-Rahaee  اراده معطوف  به رهایی از نیازها ی زیستی و شرایط  محیطی

Roshd-2  اراده معطوف   به  رشد جسمی و روانی و مادی و معنوی

esteghlal-3  اراده معطوف  به استقلال  شخصیت

bagha -4  اراده معطوف به  بقاء

sazegari -5  اراده معطوف به سازگاری و صلح

taslim -6  اراده معطوف به  تسلیم شدن در برابرحق

Amozesh -7  اراده معطوف به آموزش و پرورش

Lazzat -8  اراده معطوف به لذت . شهوت شهرت

Sargarmy -9  اراده معطوف به سرگرمی .کار

ghodrat  -10  اراده معطوف به قدرت .سلطه

hayat  -11  اراده معطوف به حیات ویژه

sanat -12  اراده معطوف به صنعت .توسعه

Behdasht -13  اراده معطوف به بهداشت .تقوی

Salamaty - 14  اراده معطوف به سلامتی جسم . نفس .روان

اراده معطوف  به خشونت . نفرت    جنایت ...............................

 اراده معطوف  به  آزادی  عدالت   .............................

به نظر شما  بیشترین  اراده انسان ها معطوف به چه چیزی است؟

به نظر شما  اراده ها  بایستی  معطوف به چه چیزی باشد؟

 اراده معطوف به درک هستی و  عشق و ایثار ؟

به نظر من  اگر اراده ها  معطوف  به  وحدت  باشد!

وحدت دینی  مذهبی  ملی  طبقاتی  اجتماعی

اراده ها معطوف  به  دوستی .صلح  و یگانگی باشد!

اراده ها معطوف  به  تفرد  ولی  به مفهوم  عدم خود خواهی آن باشد!(شکوفایی)

اراده  معطوف  به  علم و حکمت و سلامت نفس و خلاقیت وهنرباشد

اراده  ایده آل است!!!

در قرآن  کریم  علاوه بر دعوت  به  توحید  و انبیاء  و معاد

 

انسان   از زاویه  نگاه  لقمان حکیم  دعوت  به توحید و اخلاق می شود!

ان الشرک  لظلم  عظیم

بالوالدین احسانا  نیکی بدون استثنا به پدر و مادز

اخلاق امانت داری  و اجرای عهد و پیمان

اراده معطوف  به صداقت و درستی

اراده  معطوف به تطبیق با سرنوشت هستی ( پروردگار عالم )

اراده معطوف  به فناء   وحدت   توحید  و  یگانگی

 هرکسی کو دور ماند از اصل خویش

                                           بازجوید روزگار وصل خویش





 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

خبر کمیت است یا کیفیت ؟khabar

بنام خداوند علیم وخبیر

مولانا جلال الدین محمد معروف به مولوی- شاعر ایرانی

مولوی


جان نباشد جز خبر درآزمون

 هرکه را افزون خبر جانش فزون

جان ما ازجان حیوان بیشتر

 از چه زان رو که فزون دارد خبر

پس فزون ازجان ما جان ملک

 کو منزه شد ز حس مشترک

وز ملک جان خداوندان دل

 باشد افزون تر تحیر را   بهل

زان سبب آدم بود مسجودشان

 جان او  افزون  تر است از بودشان

ورنه بهتر را سجود دون تری

 امر کردن هیچ نبود د ر خوری

کی پسندد عدل ولطف کردگار

 که گلی سجده کند در پیش خار

جان چو افزون شد گذشت ازانتها

 شد مطیعش جان جمله چیزها

مرغ و ماهی و پری و آدمی

 زآنک او بیشست وایشان درکمی

ماهیان سوزن گر دانش شوند

 سوزنان را رشته ها تابع بوند

 

مولانا جلال الدین بلخی

 

نکته قابل ذکر این است که داشتن خبرلازم است ولی کافی نیست.

 

حضور ذهن و بکار بستن خبر مهم است.

 

 

انسان اگر بداند پرخوری بد بوده ونتیجه اش بیماری است (لازم )


اما او در هنگام غذا خوردن باید خبر رافراموش نکند


(خبر باید درذهن حضور داشته باشد) ذکر در دل


واشتها یش را کنترل نماید! تا به سلامتی برسد (کافی )


 

 

اشتها = اژدها



ترمز = تقوی




 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

علم برتر است یا اطلاعات ( خبر )


بنام خدا

میدانیم خبر اعم از علم است !

چون دایره خبر بزرگتر و شامل خبر .صحیح .ضعیف . نادرست . تخیلی!می باشد

. ولی علم به خبری صحیح .تحقیق پذیر . ساختاری . کارکردی . کاربردی .معتبر .

فرازمانی و فرامکانی (قانون عام  )و مسلط بر انسان است !

انسان با تسلیم دربرابرقانون علمی.. علم  را به خدمت می گیرد!

انسان پس از انتخاب هدف از علم برای رسیدن به آن سود می برد.

ولی خبر انسان را به رفتاری که شاید مایل نیست می کشاند.

علم ذهن انسان را روشن وبیدار می نماید

خبر گاهی باعث گمراهی و سقوط انسان می شود.

در باره اسماء خداوند داریم هوالعلیم عالم . هوالخبیر باخبر

بنظر می رسد امامان و پیامبران علم غیب دارند . ولی خبر غیب ندارند!

در قرآن کریم هم علم داریم هم خبر و نباء

در داستان روبرو نمودن آدم و فرشتگان آدم از اسماء آنان باخبر بود

ولی فرشتگان در باره اسماء آدم بی خبر بودند!!!

جایگاه خبر و کارکرد آن در ذهن انسان است ؟!!! ( صدر )

جایگاه علم و معرفت در قلب انسان است ؟ !!!!! ( فواد و فلب )

قدرت خبر از علم بیشتر است زیرا هم کارکرد منفی دارد هم مثبت!

قدرت علم به سلطه ما برآن دارد !

خبر به انسان قدرت می دهد علم به انسان تواضع می دهد!

قدرت پرستان به دنبال خبر اند ؟!!

علم دوستان منتظر دریافت علم و تسلیم حقیقت اند!

علم برتر است یا خبر ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!




+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

علم حصولی و علم حضوری

بنام خدا

دراقسام علم گفته اند:

علمی که براساس اراده انسان و انتخاب و تمرین برای انسان کسب می شود

مانند دروس کلاسیک  و مدرسه و آموزشگاه  و دانشگاه  است

مثل رانندگی  اسب سواری  شنا  فوتبال  ..........................

فنون  تجارت  صنعت   تولید  جنگ  مدیریت  .......................

دسته دوم علمی که بطو رخود بخودی و غیرارادی برانسان مکشوف شود 

و آن دانش های یقینی است برای انسان که  درمسیر زندگی پدید می آید

مثلا درک اینکه ما روزی در این دنیا نبودیم و روزی هم  دراین دنیا نخواهیم بود

درک اینکه ما آزاد هستیم  و نباید برده و بنده کسی باشیم!

درک اینکه برای حفظ حیات بایستی تغذیه و هوا و خواب مناسب داشته باشیم

درک اینکه نعمت های اطرافمان را پاسداری کنیم

درک اینکه ما باید قدردان پدر و مادر و نزدیکانمان باشیم

برای ادامه زندگی برنامه و تدبیر داشته باشیم

از کسانی که به ما علاقه مندند اطاعت و تجربه اندوزی کنیم

خطرات را شناخته و از آنها دوری کنیم

البته درشرایط متفاوت اقلیمی واجتماعی اشخاص به نتیجه های متفاوت می رسند

انسان  کم کم به اموری ایمات آورده  و به آنها توجه می نماید

و اوقاتی را در روز  به ارتباط با آن امور می گذراند

شاید کسی به خاطر محیط نامناسب به امورناصحیحی باور نماید!

پس از دوران بلوغ انسان باید  باور های خویش را بازبینی نموده  و

آنها راپالایش نماید وپس از علت جویی به رفع علل اقدام نماید

شاید  او بایستی از محل زندگی خویش هجرت نماید

حتی شاید انسان باید ازنزدیکان خویش دوری جوید؟!

البته این کار دشواراست ولی باید با نام خدا انجام داد!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 21  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

ماه رمضان ماه میهمانی خدا وماه بهار قرآن و بهار دل ها را هرچه بیشتر دریابیم

بنام خدا وند بخشنده مهربان

ان الله و ملئکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنو صلو علیه و سلمو تسلیما

یاایهاالذین امنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا  و سبحوه بکره و اصیلا

هوالذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور

اواست آنکه درود فرستد برشماوفرشتگانش تابرون آردشماراازتاریکیها بسوی نور

وکان بالمومنین رحیما  (سوره احزاب)

برای درک ظلمات چند نکته قابل بررسی می باشد!

 

(ظلمت    ظلم )

 

۱- ظلمت   کودکی

۲- ظلمت  نابالغی

۳- ظلمت  مجردی

۴- ظلمت نادانی

۵-  ظلمت جهل (نداشتن حلم )

۶- ظلمت  فقر

۷- ظلمت  خودپسندی

۸-  ظلمت خودخواهی

۹- ظلمت  هوس بازی

۱۰- ظلمت بیماری

۱۱- ظلمت بردگی

۱۲- ظلمت مغلوبی

۱۳- ظلمت سرکشی

۱۴- ظلمت ناپاکی

۱۵- ظلمت پیمان شکنی

۱۶- ظلمت  خیانت

۱۷- ظلمت یاءس

۱۸- ظلمت عدم اعتماد به نفس

۱۹- ظلمت فریب کاری

۲۰- ظلمت وهم

 ۲۱- ظلمت غفلت

۲۲-  ظلمت  خواب

۲۳- ظلمت تنبلی

۲۴- ظلمت قساوت قلب

۲۵- ظلمت بی حیایی

 ۲۶- ظلمت برتری طلبی

۲۷- ظلمت ناامنی

۲۸-ظلمت حسادت

۲۹- ظلمت خشم

۳۰- ظلمت ترس

۳۱- ظلمت بخل

۳۲- ظلمت  تکبر

۳۳- ظلمت  تبارپرستی

۳۴- ظلمت قدرت پرستی

۳۵- ظلمت ثروت پرستی

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

پیامبری

 

ان الله وملئکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنو صلو علیه وسلمو تسلیما!!

 

خداوند از مومنین می خواهد بر نبی صلوات بفرستید

 

اما ما دوباره به خدا حواله میکنیم

 

 الهم صل علی محمد وآل محمد

 

به نظر می رسد صلوات بر محمد یعنی پیمودن راه او ؟

 

نه فقط ذکر زبانی؟

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 22  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

تبریک نیمه شعبان

و  نرید ان نمن علی الذین  استضعفو ا فی الارض و نجعلهم  ائمه و نجعلهم الوارثین

و    اراده کردیم بر کسانیکه به ضعف گرفته شدند تا    آنان را به امامت رسانده

و  وارث  و خلیفه زمین گردانیم  قرآن مجید قصص

اگر عالمی بنام ماوراءطبیعت باشد  وعالمی  بنام طبیعت

انسان موجودی است ( به سبب داشتن روح الهی )درمرز دوعالم

واحتمالا  عالم ماوراءطبیعت به واسطه انسان با طبیعت در ارتباط است

والبته بالاترین ارتباط از طریق انسان کامل است

آیا انسان کامل و   واسطه فیض الهی امام زمان می باشد؟!!!!!!

عید  بر همه مبارکباد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 8  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

اصول فرا دینی

به حالات و رفتار افراد توجه کنید:

۱- اگر حرمت پدر و  مادرخویش را داشتند!!!   وقدر دان آنان بودند!

۲- اگر درامانت خیانت نکردند!

۳- اگر پایبند قول ها وتعهداتشان بودند!

۴- اگر دروغ نمی گویند!

۵ - اعمالشان تحت  رفتارهای عاقلانه بود!

تازه بپرسید  چه دینی دارید!

آیا خدا را دوست دارید!

آیا به برنامه های دینی عمل می نمایید؟!!!!

به طعام مسکین توجه دارید!

به یتیم و اسیر و گمگشته  توجه دارید!

به تغذیه   و نظافت و اخلاق و  حلم  و بردباری چطور؟

به کودکان عشق می ورزید!

درراه حق  و  نهی ازمنکر حاضرید کتک بخورید!

در راه احکام حق (امربه معروف )  حاضرید  مایه گذاری کرده  ولزوما  حد     جاری کنید؟!!

و.....................................

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 19  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

در چه شرایط ذهنی هستیم ؟

بنام خدا

ذهن مشوش

ذهن بیمار

ذهن شقی - شقه شده

ذهن آلوده

ذهن در حجاب

ذهن درفشار

ذهن شلخته

ذهن سیطره طلب

ذهن بی حال

ذهن بی رمق

ذهن رمیده

ذهن آشفته

ذهن تاریک

ذهن خواب آلود

ذهن منفعل

ذهن سالم

ذهن تسلیم

ذهن یکپارچه

ذهن روشن

ذهن درکنترل

ذهن فعال

ذهن بالغ

ذهن خلاق

ذهن پاک

ذهن هوشمند

ذهن حنیف

ذهن مشروح

ذهن مومن

ذهن محکم

ذهن قانونمند

ذهن مطمئن

ذهن خوش رنگ

ذهن معطر

ذهن بیدار

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

عدالت عدالت عدالت

بنام خدا

 

فرق عدات علی (ع)  با عدالت قوه قضاییه

اگر دقت کنیم خواهیم دید کسانی که نزد قاضی می روند  خودشان بهتر میدانند

حق چیست وحق باکیست ؟

شاید در زمان مولی علی اشخاص جرات نمی کردند ادعای واهی نمایند

چراکه مولی با درایت وتیزبینی وبررسی وتحلیل خواسته ها و اخذ اقرار از آنان

خلاصه حق را آشکار نموده و قضاوت می فرمود .وبی طرف نیز نبود!!

خصم ظالمان   !!!!!و یار مظلومان !!!

اما امروز درقضاوت ها ی دنیای جدید .

دنبال قضاوت حقوق غیرشفاهی وثبت شده اند!

یعنی اگر مظلوم مدارک نداشت ! وظالم مدارک داشت و وکیل داشت!!

چنانچه قاضی حس کند ظالم واقعی کیست اما چون مدارک وادله محکمه پسند ندارد

 

نمی تواند احقاق حق نماید؟!

 

پس آموزش مردم درجهت ایفای  حقوق ایشان جزء اهم واجبات است!

در هزار چهارصد سال قبل   بزرگترین آیه سوره بقره  خداوند می فرماید:

چنانچه به کسی پول دادید ! رسید کتبی بگیرید !

اگر شرایط ثبت نبود  افرادی را شاهد بگیرید!

واگر افرادی نبودند در ازای پول خویش کالایی را رهن بگیرید!

سوال این است برای آشنایی مردم به حقوقشان چقدر تلاش می شود؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

پروردگار ما كيست ؟رابطه همیشگی خداوند با هستی وانسان!!!!

بنام خدا

لااله الاالله الحليم الكريم ( خداوند با ظرفيت ( باتحمل  و بردبار)و کریم و بزرگوار است )

لااله الاالله العلي العظيم (خداوند بلند مرتبه و جلالش خارج از تصور است )

سبحان الله رب السموات السبع ( او پروردگار هفت آسمان است )

ورب الارضين السبع ( او پروردگار هفت زمين است )

مافيهن ومابينهن (او پروردگار همه موجودات در زمين وآسمانهاست)

و رب العرش العظيم ( او پروردگار نور ودانایی وخرد است واوخبیر و رب همه علوم است )


والحمد لله الرب العالمين ( بهترين ستايش مخصوص اوست )

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪


( دعاي فوق را معمولا درقنوت مي خوانند .)

( در بررسی و مقايسه كلمات سبحان  و حمد )

 ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

تسبیحات اربعه


که درركعت سوم و چهارم نماز يوميه مي خوانيم:


سبحان الله والحمدلله ولااله الاالله والله اكبر


خدا پاك است ! يعني چه ؟ ستايش مخصوص اوست يعني چه ؟

معني سبحان الله چيست ؟

گويند خداوند از هرظلم و ستمي پاك و مبرا است .

فكر مي كنم بهتر است ترجمه كنيم !

خداوند در ربوبيت و پروردگاری از هر ظلمي پاك است

مي دانيم بعضي معتقدند خداوند جهان وآفرينش را خلق نموده ومانند ساعتي كوك كرده

وبه خود واگذاشته است يعني خدا ديگر كاري ندارد و قانون ها ی تکوینی كاركرد دارند.

مثلا آتش مي سوزد و مي سوزاند نيروي جاذبه جذب مي كند

باران مي بارد وزمين سبز ميشود وگياهان رشد مي كنند وحيوانات استفاده مي نمايند!

تا حدي كه در قرن قبل گفتند اگر خدايي بوده اوديگر نيست ويا بيكار است

شاید ؟......... ( خدا مرده است )!!!!!!!!!!!!

اما به نظر من از آيات قرآن چنين برداشت مي شود كه خداوند!!!!

 هو الحی القیوماو حیات جاودان دارد!!

رابطه همیشگی باهستی وانسان دارد!!


هورب العالمين است ! رب آسمان وزمين است ! رب العرش العظيم است.

رب الناس است ! رب المشرق والمغرب ! رب كل شي ! رب العزه!

رب الدنیا والاخره     رب الیل والنهار


ودر آخر كار پايان هستي! رجوع به او است

ثم الي ربكم مرجعكم فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون( 164/6 )انعام

سپس بسوي پروردگارتان باز مي گرديد!!!

می توان گفت:

مانند پدر ومادر كه كودك خويش را پرورش مي دهند

مانند باغبان كه گياهان را پرورش مي دهد

مانند معلم ومربي كه آموزش وپرورش مي دهند

خداوند دائم با هستي ارتباط پرورشي دارد.

كل يوم هو في شان! سوره (29/55 )رحمن

پس نتيجه مي گيريم ترجمه سبحان الله

خداوند در پرورش هستي!!!!!!!!!! و پرورش انسانها !!!!! به كسي ظلم روا نمي دارد.

اودر ربوبيت به همه بينهايت رحمن الرحيم است!!!!

حال اگر عميق به اين نكته پي ببريم !!!!

واقعا چه مي گوييم ؟

الحمد لله الحمد لله الحمدلله الحمدلله الحمدلله


برترين ستايش ها مخصوص اوست !!!


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 16  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

هرکه بامش بیش برفش بیشتر

بنام خدا

 

آيا انسان كنترل احساسات وعواطف خويش را بايد داشته باشد؟!!!

 

يا او آزاد است اميال مجاز ومنطقي خويش را ارضاء وسيراب كند؟!

 

انسان ها دو نوع الزام دارند يك نوع الزام قانوني وبراساس وظيفه

 

دوم الزامات  اخلاقي  وداوطلبانه  جهت اهداف متعالي

 

مثلا كساني كه اموالي در اختيار دارند موظفند ماليات بپردازند.

 

واخلاقا موظفند به ديگران كمك كنند.فاميل وغيرفاميل

 

ولي دغدغه گرسنگان را داشتن ؟ ونگران ديگران بودن چي ؟

 

بنظر مي رسد ازنظر دين وظايف بالاتر است

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

ارايت الذي يكذ ب بالدين %  فذالك الذي يدع اليتيم

 

ولايحض علي طعام المسكين

 

فويل للمصلين % الذينهم عن صلاتهم ساهون

 

الذينهم يراءون % ويمنعون الماعون

 

آيا دين فراتر از اخلاق است ؟!!!

 

پس آزادي فردي به كجا مي رود!!!

 

به نظر مي رسد اشخاص پس از طي مراحلي آزادي راتقديم مي نمايند!!!

 

وافوض امري الي الله     ان الله بصیر بالعباد

 

درسوره الحاقه آيات 24الي 37 مي فرمايد:

 

درروز قيامت نامه اعمال هركسي داده مي شود.

 

.......واما من اوتي كتابه بشماله فيقول ياليتني لم اوت كتابيه (25 )

 

ولم ادرما حسابيه  %  يا ليتها كانت القاضيه  % مااغني عنه ماليه

 

هلك عني سلطانيه  %  خذوه فغلوه  % ثم الجحيم صلو ه (31 )

 

ثم في سلسله ذرعها سبعون ذراعا فاسلكوه (32 )

 

انه كان لا يومن بالله العظيم (33 )

 

ولايحض علي طعام المسكين (34 )

 

فليس له اليوم هيهنا حميم  ولاطعام الا غسلين لا ياكله الا الخاطون (37 )

 

باورتان می شود ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

به جرم آيمان نياوردن به خداي بزرگ

 

وكوتاهي نسبت به گرسنگان

 

مجازت سخت مي شوند؟

 

آيا ما مي توانيم موقعيت ها واموال خويش را دست كم بگيريم ؟!

 

صدق الله العلی العظیم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

چگونه انسان ها از جانشینی الهی در زمین برکنار می شوند ؟

بنام خدا

 

انسان داراي كالبد وجسم طبيعي مانند پستانداران است.

 

انسان داراي نيروي حيات وجان مي باشد.

 

انسان داراي روح  مي باشد كه با بدن ازطريق مغز در ارتباط است.

 

اگر بدن انسان سالم وبانشاط باشد روح او فعال و شاداب است .

 

 

چنانچه انسان سلامتي جسم را ونيروي جان را ازدست دهد امكان ارتباط

 

 

روح

 

 

با بدن قطع مي گردد

 

پس وجود  ما سه جزء دارد   جسم  جان   روح 

 

در فرهنگ عامه  گويند چون روح از بدن خارج شود انسان مي ميرد ؟!!

 

درصورتي كه با تعريف  فوق  جان از روح مستقل است

 

در فقه اسلامي نيز گويند جنين در بطن مادر ماه پنجم مرتبط با روح مي شود

 

معني آن اين است كه درچهار ماه اول  جنين داراي جان است ولي روح ندارد.

 

در قرآن كريم سوره زمر39آيه 42 مي فرمايد:

 

الله يتوفي الانفس حين موتها والتي لم تمت في منامها

 

فيمسك التي قضي عليها الموت ويرسل الاخري الي اجل مسمي

 

ان في ذالك لايات لقوم يتفكرون

 

خدا ارواح انسان  را هنگام مرگشان دريابد

 

پس نگاهدارد روح كساني كه مرگ را براو گذرانيده است.

 

وروح را بر مي گرداند بركسي كه ازخواب بيدار مي شود تاسرآمدي

 

همانا دراينست آيتهايي براي گروهي كه بينديشند.نكته آن است

 

وقتي انسان درخواب است روح از ارتباط با بدن دوراست.

 

ولي ما مي دانيم شخصي كه خواب است حيات دارد وتنفس دارد و

 

علائم حياتي او در جريان است

 

در قرن كريم سوره اعراف آيه 179 مي فرمايد:

 

ولقد ذرانا لجهنم كثيرا من الجن والانس لهم قلوب لايفقهون بها

 

ولهم اعين لا يبصرون بها ولهم آذان لايسمعون بها

 

اولئك كا الانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون

 

انساني كه غافل است وتفقه وتفكر ندارد وگوش شنوا ندارد

 

وچشمانش باز نيست تادرست ببيند وقلب او كاركرد ندارد

 

او از انعام چهارپايان گمراه تر است

 

سوال اينست آيا همه  انسانها داراي روح مي باشند؟!!

 

دررابطه با آيه فوق مي توان نتيجه گيري  نمود چون روح منشاء

 

آگاهي واراده است چنانچه انسان تربيت صحيح نشود وروح او رشد نكند

 

زمينه هاي خليفه بودن را از دست مي دهد وكافر شده نعمت خدارا

 

در وجود خويش دفن مي نمايد.

 

واو دیگر جانشین خدا در زمین نیست!

 

 

ونفس وما سويها

 

فا لهمها فجورها و تقويها ۰خداوند به نفس الهام می نماید.

 

ازچه دوری کند وبه چه اقبال نماید.

 

قد افلح من ذكيها  ۰رستگارشد آن کس که نفس خویش را تربیت وتزکیه کرد

 

وقد خاب من دسيها

 

وزيان كرد آنكه استعداد های نفس خويش را دفن كرد!

 

 

 

 

صدق الله العلی العظیم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

تفکیک و شناخت جملات خبری و ...............

بنام خدا

صفات پایدار وصفات موقت

اگر گوییم روغن چرب است

 توصیفی ازصفت پایدارجسم گزارش کردیم

اگر چربی نباشد دیگر روغن وجود ندارد.

شوری هم صفت ذاتی نمک است .

اگرماده ای شور نباشد نمک نیست .

کلمات یا اسم حقیقی اند وحاکی از صفت پایداری

درجسم می باشند.

ویا اسم قراردادی هستند که بر صفتی دلالت ندارند.

مانند اسم هرمز که نام یک پسر واسم لیلا نام دختراست .

ودلالت برصفتی نمی باشد.وبرای هویت  اشخاص نام گزارده اند.

گاهی شخصی فعلی انجام می دهد وما اورا وصف می نماییم.

مثلا هرمز خوابید یا لیلا نشست یا مسعود شنا می کند.

اگرعبارات یک متن راتجزیه وتحلیل کنیم .خواهیم دید جملات آن

یا گزارش از صفت پایداری می نماید ویا گزاره ای خبری است.

درک وتفکیک این گزاره ها بسیارمفیداست

ونقش زبان رادربیان حقایق و  بر  عکس

نقش کلمات رادر ابهامات وفریب ذهن بازگو می نماید.

مثلا شما از جمله ی هوا سرد است برداشت گزاره خبری دارید!!!

شاید خبری صحیح ویا نادرست باشد.

صدق وکذب آن قابل بررسی است.

با جمله ی هرزمان یا روز است ویا شب است .

صفت پایداری رادرباره زمان بازگو می نماییم

به این معنی که زمانی را نمی توانیم

بیابیم که نه روز باشد ونه شب باشد.

وقتی می گوییم هرمز مهربان است آن گزاره خبری است.

اما وقتی می گوییم مادرمهربان است

صفت پایداری رابیان کردیم.

حال پس از این مقدمه

وقتی خداوند به پیامبر می فرماید:

بنام خداوند بخشنده ومهربا ن

 ( بسم الله الرحمن الرحیم)

آیا الله رحمن است گزاره خبری است یا بیان صفت پایداراست؟

(یا محمد) بگو الله احد است ( قل هو الله احد)

آیا خدا یکتا است بیان خبراست یا بیان صفت خدا؟

الله صمد است ( الله الصمد)

بیان خبر است یا بیان صفت خدا ؟

نه زایید ه ( لم یلد )

بیان خبر است یا بیان صفت خدا ؟

و نه زاده شده ( و لم یولد )

بیان خبر است یا بیان صفت خدا ؟

 

وقرار نداده برای خود همتا یی ! ( و لم یکن له کفوا احد )

 

می توان گفت خدا تاکنون کسی را نزاییده !اما عاجز از زاییدن نیست!

تاکنون همتایی برای خود قرارنداده اماعاجز نیست؟

می بینیم چنانچه جملات را گزاره های خبری تلقی کنیم

یا گزاره های بیان صفات پایدار چقدر تفاوت دارد!!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شناخت سخت و آسان چگونه میسر است؟

بنام خدا

آسان ترين كا ر چه ويژگيهايي دارد؟

1- مطابق ميل ما باشد.دل ما بپذ‌يرد.

2- مطابق راحت طلبي ما وسهل الوصول باشد.

3- مفت و رايگان باشد.هزينه اي براي ما نداشته باشد.

4 - ازنظر زماني سريع الوصول باشد.

5 - بي مسووليت باشد وپاسخگويي نخواهد!!!!

6 - تضمين شده باشد

7 - مستلزم دقت وهوشياري دائم نباشد.

8 - بي خطر وبي ريسك باشد.

9 - مارا ملزم به پيروي از قانون وقانونمندي ننمايد.

10 - مثل حرف زدن وآب خوردن باشد .!!!

سخت ترين كارها

- كاري است كه مخالف ميل ما باشد.

-با سختی ومشقت توام باشد

- مستلزم زمان وصبر باشد.

- ترتيب وقانون خاصي داشته باشد.

- ازما دررابطه باآن سوال وامتحان شود.

................................................

آيا واقعيت زندگي روزمره آسان اند؟

آيا سختي وآساني دومفهوم نسبي مي باشند؟

ذهنيات ما وپيش فرض هاي ما  با سوالات فوق چه رابطه اي دارند؟

آیا تجارب زندگی ودرک واقعیت هاظرفیت مارا تغییر می دهند؟

درباره آيه ان مع العسر يسرا فان مع العسر يسرا چه نظري داريد؟

درباره آیه :

عسی من تکرهو شیئا وهوخیرلکم !!!!

چه کارهایی که شما دوست ندارید ولی برایتان خیر ومفید اند!

عسی من تحبو شیئا وهوشر لکم چه نظری دارید؟

چه چیزهایی که شما دوست دارید وبرایتان شر است !!!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 22  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

چرائی خلقت معاد موجودات مقصود مخلوقات و ملکو ت انسان

هوالحي القيوم

بنام خداوندهميشه زنده وجاويد

شناخت حيات طيبه

ملكوت انسان دراين دنيا حيات طيبه ودرپايان عمر لقا ء الله

درقرآن كريم آيه 24سوره انفال

ياايهاالذين امنوااستجيبوالله وللرسول اذادعاكم لما يحييكمواعلمو

ان الله يحول بين المرء وقلبه وانه اليه تحشرون

اگر خداوند متعال ومحمد(ص )رسول گرامي اورا پاسخ گوئيد!

خدا شما را زنده مي نمايدخداوند نزد قلب شماست ..............

درآيه اي ديگر مي فرمايد

فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما

ولا تحسبن اللذين يقاتلون في سبيل الله امواتا

بل احياءعند ربهم يرزقون ( دوام اثرگذاري )

حیات = مفهوم مشترک

حيات بيولژيك =موجودات زنده =غذاخوردن - توليد مثل - حركت

خلق شرايط ومحيط زندگي (توليد اكسيژن توسط گياهان )

ملكوت آب = حيات (وعرشه علي الماء )

حيات = اثرگذاري واثرپذيري (آثار ادبي .هنري )

حيات = آگاهي

ملكوت آگاهي = مسووليت

آيا شنيده ايد كه مي گويند فلاني در بيمارستان است حالش خوب است

اما به هوش نيست كسي را نمي شناسد نماز نمي تواند بخواند معامله ندارد

حيات = هوشمندي

حيات معنوي = آگاهي ودرك وظايف انساني وانجام عمل صالح

وقتي يك موسسه حقوقي مانند شركت سهامي يا نشريه يا حزب تشكيل مي شود

چون داراي حقوقي ازقبل تعريف شده مي باشد ووظايفي قانوني دارد

تا زمانيكه منحل نشود گويند كه آن موسسه داراي حيات است

حيات مجازي =اعتبار اجتماعي

چون انسان كما هو انسان حقوق ووظايفي دارد؟!

هم چنين كساني كه به ديني ايمان مي آورند از لحاظ حقوقي داراي حقوقي مي شوند

و هم چنين داراي تكاليف ووظايفي مي گردند بعبارتي داراي حيات جديدي مي گردند

حيات = حقوق وتكاليف

گاهي براي اجراي پروژه اي اشخاصي راانتخاب كرده دستگاهي راتشكيل مي دهند

وتاپايان آن پروژه و تامين اهداف تصويب شده آن تشكيلات برقراراست

حيات =جريان وصول اهداف

هر موجودي ملكوت دارد يعني سرنوشتي داردمقصدي دارد

ابر وباد ومه خورشید وفلک درکارند

............................................تا تو نانی به کف آری وبه غفلت نخوری

ملكوت خلقت در آغاز آفرينش ( پيدايش حيات ) بود!!!!

ملكوت آغاز حيات (پيدايش آدم) و ملکوت آدم ( خليفه خدا )بود!

ملكوت آدم چيست ؟!!!!انسان كامل

آيا ملكوت انسان را مي دانيد آرمان نهايي او چيست ؟

آيا آفرينش او بيهوده است ؟مقصدي ندارد؟

خلقت او وحيات او براي چيست ؟

افحسبتم انما خلقناكم عبثا وانكم الينا لايرجعون ؟

ملكوت پايان عمرانسان بازگشت به سوي خدا ولقاءالله مي باشد.

انا لله وانا اليه راجعون

معاد ملکوت است در تصور زمان دایره

درزمان به خط مستقیم ملکوت معاد نیست!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 7  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

تصویری ازحقیقت و توهم

بنام خدا

بيزاري ازتوهم :

وقتي انسان درزندگي براي هدفي تلاش مي نمايد ودرآخر متوجه مي شود به نتيجه نخواهد رسيد

بسيار ناراحت وغمگين مي شود كه چرا درانتخاب هدف دقت ننموده است .

مثلا انسان درجستجوي آدرس مطب پزشكي تلاش مي نمايد وبعد مطلع مي شود كه اساسا آن آدرس

پزشك در استان ديگري مي باشد.

يا اينكه انسان به توصيه كسي كالايي راجهت معامله اي سود آور مي خرد ولي بعد متوجه مي شود

بيشتر از قيمت خريد نمي تواند آنرا به فروش برساند.

مثلي است معروف مي گويند انسان درنيمه اول زندگي هميشه به فكر وصال نيمه دوم زندگي است

ولي درنيمه دوم حسرت و افسوس نيمه اول زندگي را ميخورد.

بچه ها آرزو دارند زودتر بزرگ شوند قدرتمند شوند ولي بعد مي فهمند دنياي كودكي چه زيبااست .

يا اينكه بعضي مجرد ها آنقدر درفكر ازدواج اند كه فكر ميكنند بعد از ازدواج هيچ مشكلي نخواهند داشت

اما بعد خواهند فهميد هميشه با هر نوشي نيشي است !!!!!

انسان گاهي فكر مي كند اگر مدرك تحصيلي خاصي راداشته باشد خوشبخت عالم است اما پس از

دريافت خواهد ديد آنطور كه فكر مي كرده نبوده است !!

درسالهاي گذشته عده اي فكر مي كردند اگر ازايران مهاجرت كنند به همه ايده آل هاي خويش مي رسند

اما بعد كه از آنان سوال شد اكثرا مي گويند آسمان همه جا يك رنگ است !!!

سوال اين است چه تصويري از اهداف خويش داشته باشيم تا اغراق آميز نباشد!!!!!!

چگونه ذهن خويش را توهم زدايي كنيم !؟

ما بايد شناخت صحيحي از طبيعت وفيزيك عالم داشته باشيم .تا بدانيم عالم هرجور كه ما فكركنيم

دراختيار مانيست .بلكه ما بايد خود را بانظم طبيعت هماهنگ كنيم .

دررابطه باقانونمندیهای جامعه بعد صحبت می کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 19  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

عمل هدفدار کدام است ؟

بنام خدا

مشخصات دونوع رفتار:

الف : كنش يا عمل

ب : واكنش يا عكس العمل

خوردن غذا براي رفع گرسنگي يك عمل است اماغذاهاي رنگين وفانتزي چون پاسخ يك نيازكاذب است وبصورت صحيح مواد اصلي مورد نياز بدن را تامين نمي كند وبيشتر اشتها را زياد ميكند و لذت آوراست (عكس العمل)

وپاسخ به ميل كاذب انسان مي باشد.

مثلا لباس در حدي كه انسان را ازسرما وگرما محافظت كند زشتيها وعورت انسان راپوشش دهد .وزينت درحد متعارف باشد.رفتار صحيح وقابل قبول مي باشد اما لباس هاي پر زرق وبرق ورنگارنگ وناهنجار

كه معمولا ازلحاظ اندازه يا خيلي تنگ ويا خيلي بلند و ياخيلي كوتاه اندرفتارناصحيح و واكنش مي باشند.

مركب وماشين در حد اينكه نياز هاي اساسي ما را پاسخ دهند قابل قبول واضافه برآن مثل كسي كه ميليونها تومان را جهت پزدادن وفخر فروشي وسيله نقليه سوپردولوكس تهيه مي نمايد واكنش وعكس العمل دارد

درباره مسكن نيز خانه درحد نياز ومتعارف قابل قبول است ولي اتاق هاي اضافه . فرش هاي آن چناني و

مبلمان گرانقيمت و ......تجملات و ........چشم چشمي ورقابت اجتماعي است

تحصيلات ضروري وتحصيلات مدرك گرايي كنش صحيح وواكنش اجتماعي مي باشد!

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

آیا بنای شناخت پایه واساس خاصی دارد؟

بنام خدا

درداستان موسی وشبان مولانا از قول خداوند می گوید:

ما درون را بنگریم وحال را

................................نی برون رابنگریم وقال را

یعنی اساس نیت و باطن اعمال است !

اما فقها وحقوق دانان ملاک را ظاهر اعمال می دانند .

یعنی اگر کسی گفت من مسلمانم به اظهار او اکتفا می شود وازدواج بااو مجاز و کلیه احکام

فقهی بااو رعایت می شود !!!

بعضی گفته اند :

هم درون رابنگریم وحال را

..................................هم برون را بنگریم وقال را

اماسوال این است که اصل درون است یا اصل برون است !

بنظر می رسد همیشه ودرهمه حال نمیتوان عاملی رااصل قرارداد زیرا پروسه اعمال

وشناخت بسیا تودرتو می باشد ومیتوان گفت مابایستی دائم تجدید شناخت کرده

وسازمان آگاهی هایمان را بازسازی کنیم وشناخت حد یقف ونهایتی ندارد.

بعضی گفتند زیربنا واصل مسائل ومشکلات اجتماعی اقتصاد وبعضی فرهنگ میباشد

اما عده ای گفته اند مهم اجراءاهداف ومدیریت مشکلات میباشد .

گاهی اصل طرح است وخلاقیت برنامه ریزان وگاهی اصل حسن نیت ورهبران لایق

بعبارتی شعر رااینطور می نویسیم :

گه درون رابنگریم وحال را

.................................گه برون رابنگریم وقال را

همیشه شرایط خاص راباید درنظرداشت !!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

سوالی درباره مالکیت

بنام خدا

بحثي درباره مالكيت

ميدانيم يكي ازاصول تشكيل ودوام اجتماع مالكيت ميباشد.

وبسيار ازاصول ديگرازآن ناشي مي شود.

مالكيت گاهي ازمنظر حقوقي بررسي ميشود كه تقريبا دراكثر جوامع پذيرفته شده است .

گاهي از منظر حقيقت مالكيت ومباحث ارزشي مورد توجه قرارمي گيرد.

سوال اينست آيا مالك نسبت به مال خود همه اختيارات رادارد؟

در جوامع ليبرال مالك صاخب اختيار اموال خويش است !!!!!!

اما اگرچه نظر فوق مي تواند جنبه هاي مفيد وعملي داشته باشد

ولي جنبه هاي ارزشي را مورد غفلت قرارداده است

سوال اينست آيا مالك نسبت به اموال خود مسئوايت دارد؟

براي حفظ اموال و استفاده صحيح وتوسعه آن چقدر مسئوول مي باشد؟

آيا انسان مي تواند اموال خويش را بي هدف به ديگران ببخشد؟

يا صريح تربپرسم انسان اختيار دارد اموال خويش را ازبين ببرد ؟

به صرف اينكه مالك چيزي هستيم مي توانيم مانع استفاده بهينه آن باشيم ؟

بهتر آن است بگوييم انسان اختيار اموال خويش راداردولي نسبت به آن مسؤوليت اكيد دارد!!!

در قرآن كريم يكي ازصفات جاهلين آنست كه اموال خويش راتباه مي كنند!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 11  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

تلاش کنیم خدارا بشناسیم

 

شما فکرمي کنيداگرکسي درباره خدا باماصحبت ننمايد.پیامبران نیایند

آياخود به وجوداوپي مي بريم ؟

اگرخدايي وجودداردوخالق آسمان وزمين وهمه موجودات است ولي اکنون به ما

کاري نداردوسازمان واداره جهان رابه خودواگذاشته باشدجالب است؟؟؟

آیااوآفریده  وکناررفته وعالم رامانند ساعتي کوک کرده ورهاساخته است؟

آيا اين خداقابل ستايش وپرستش است ؟

بدين ترتيب خدابراي رشد وتکامل ماحدواندازه اي قرارداده است ؟

راستی !!! آيا او ميخواهد انسانها برده اوباشند؟

درآن صورت اوچه فرقي با پادشاهان متکبر دارد؟

بافرض فوق ! او چرانمي خواهد ما رشد بي نهايت داشته باشيم؟

مانند او دانا وتوانا ومهربان وآقا ودورازظلم باشيم ؟

آيا اوفقط بايدمهربان باشد رحمن ورحيم باشد؟

چرا مابايدهميشه روزي خودرا ازاو بخواهيم ؟

گاهي آدمي درعمق دلش آرزو دارد!!!!!!!!!

چه خوب است خدايي باشد همه رادانا توانا عزيز ومهربان بخواهد؟

چه خوب است او به ماکمک کند تاآرزوهاي بزرگ داشته باشيم !!!

به ماکمک کند به لذات آني وخواسته هاي پست دل نبنديم !!!!!!!!

تاهمه همديگر رادوست داشته و آرزوي موفقيت هم راداشته باشيم!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 11  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

حدیث امامان معصوم

بنام خدا

من عرف نفسه  فقد  عرف ربه

کسی که خودراشناخت پروردگار خویش راخواهدشناخت

منظور از ( خود )  چیست ؟

آیا منظورازخود خلقت انسان است ؟

آیا منظور ویژگی خاص انسان است ؟ذهن ورابطه روح انسان با جسم است؟

میدانیم روح انسان امری غیرمادی می باشد.

چگونه وجودی غیرمادی با ارگانیزم ما ارتباط برقرار می نماید؟

یاباید روح نزول پیداکند .(تنزل المائکه والروح )

یاباید ذهن گسترش پیداکرده وتزکیه شود  (رب الشرح لی صدری ویسرلی امری )

ذهن ما بایستی سالم و تحت کنترل عقل باشد.

ضبط خیال وکنترل خیال فقط ازطریق شناخت وتمرین میسراست

ماه رمضان نزدیک است .آیا روزه گرفتن برای تزکیه ورشد ذهن نیست ؟

تغذیه سالم وخواب مناسب چه ارتباطی با ذهن فعال وشاداب دارد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 6  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

طرح چند سوال

بنام خدا

آیا به مفهوم  عدم   دقت کرده اید  اینجانب سالها ست تلاش می کنم عدم رادرذهن خویش

مجسم کنم اما نمی توانم ( حداکثر به ذهنم تاریکی وسیعی همراه خلا میآید )که به هرحال در

مکانی می باشد.

شما عدم را چگونه تصور می نمایید ؟

جالب است که درقرآن بارها تذکر می دهد که ما آفرینش جهان را ازعدم آغاز نمودیم

اگر ما فیزیک داشته باشیم ومتافیزیک .  مرز پیوند وارتباط آندو چیست

اگر روز را فیزیک فرض کنیم وشب رامتافیزیک

غروب .................................................سحر میتواند مرزآندوباشد

اگر بخواهیم نقطه ای را که خدا با جهان ارتباط دارد را تصور کنیم آن نقطه انسان است

انسان چون روح دارد وروح ازطریق ذهن با انسان درتماس است اثر روح دردستگاه شعور

ما یعنی مرکز احساس واندیشه ما (    مغز وسیستم عصبی ) می باشد که با خواب

تغذیه می شود .دقت کردید حیات انسان به خواب نیز وابسته است

انسان هم ماده دارد وهم روح   (نقطه پیوند هستی ونیستی )

اگر رابطه خدارا با هستی انسان کامل بدانیم  (آیا امام زمان نقطه پیوند هستی باخدانیست؟)

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 12  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   |