تبليغاتX
پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

بحث و تحلیل درباره خبر و علم ( تصور و تصدیق)! shenakht dialogue

در شناخت سنت های الهی سنت توبه (بازگشت ) یا عذاب

بنام خدا

 

سنت الهي بازگشت به نظم واعتدال ( توبه ) و يا انتظارعذاب

 

وقتي ما قانون را زيرپا ميگذاريم يا بخاطر ندانستن پيآمدهاي آن است.

 

ويا باعلم به پيامد آن به خواست ميل ومنافع شخصي است

 

چون عنصر اراده (مانند يك سكه ) دوطرف دارد وآن طرفش آگاهي است.

 

يعني انسان زماني كاري را با اراده انجام مي دهد كه به آن آگاهي دارد

.

پيامبران مي آيند كه به مردم آگاهي داده وچنانچه اعمال آنان تحت تاثير

 

 محيط است آگاه شده يا از عمل خويش دست بردارند ويا باآگاهي

 

واراده آن عمل را انجام داده ومستحق داوري شوند.

 

 

اگر انسان عملي رابه جهل انجام دهد چنانچه بازگشت نمايد  و  توبه كند

 

جبران مي شود

 

 

اما اگر اصرار ورزد و تكرارنمايد دچارعذاب مي گردد.

 

قرآن كريم۲۶/۴

 

يريدالله ليبين لكم ويهديكم سنن الذين من قبلكم ويتوب عليكم والله عليم حكيم

 

والله يريد ان يتوب عليكم

                             ويريد الذين يتبعون الشهوات ان تميلو ميلا عظيما

 

خدا مي خواهد راه سعادت رابراي شما بيان كند وشما را ببخشايد

 

وانان كه هوسران اند وپيرو شهوات اند مي خواهند كه از راه حق دورشويد

 

درآيه 2/31بقره

 

                          وعلم آدم الاسماءكلها

 

خداوند به انسان  ظرفيت وتوان فهم نظم راداد

 

(انسان با اتصال به روح خدا هم آگاه شد وهم صاحب اختيار )

 

پس چنانچه قانون رارعايت نكند نمي تواند بهانه بياورد كه ناتوان ازدرك قانون بودم!

 

چنانچه انسان براساس شهوت نيز قانون را زير پا گذارد

 

دوباره خداوند به او فرصت مي دهد تادرزمان معين توبه كند.

 

فتلقي آدم من ربه كلمات  فتاب عليه انه هو التواب الرحيم 37/2

 

صدق الله العلی العظیم

 

وخداوند مهربان کلمه توبه رابه آدم آموخت واومهربان است.

 

درباره اينكه اسماء با كلمات چه فرقي دارند؟

 

 

 

ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

چگونه بدون نفی اراده انسان براو واجتماع انسانی وتاریخ قانونمندی حاکم است؟

بنام خدا

انسان و سازمان و عدالت

 

درپاسخ به پيشنهاد دوستي عدالت درنهاد ها واجتماع بشری بررسی می شود.

 

اول چگونگي نظم در اجتماع ودرتاريخ ودرعملكرد انسان صاحب اختيار.

 

از نظر دين وقرآن  

 

ميدانيم خلقت آسمانها وزمين براساس نظم لايتغيروهندسه ميدان ها ميباشد.

 

1-ميدان گرانش

2-ميدان الكترومغناطيس

3-ميدان هسته اي قوي

4-ميدان هسته اي ضعيف

 

و پروسه پيداش حيات دركره زمين وارتباط اكولوژيك آن بسياردقيق وقانونمنداست.

 

خلقت انسان نيز تا زماني كه كالبد حيواني اش تشكيل شد.براساس طرحي

رياضي .دقيق ومدون بوده است

پس ازاينكه روح به انسان متصل و مربوط شد درانسان اراده وعامل بي نظمي

پديد آمد واو را آگاه و توانا گرداند.

ديگراين انسان هم ميتواند به بينهايت مثبت صعود نموده وهم به بينهايت منفي سقوط نمايد.

 

تصور كنيد. خالق هستي

 

 با خلقت انسان مختار(خليفه )به نظر ميرسد هستي را درمعرض نابودي قرارداد؟

 

 

واحتمالا درداستان گفتگوي ملائكه باخداوند (:قرآن سوره بقره )همين را اشاره دارند.

 

واذ قال ربك للملائكه اني جاعل في الارض خليفه          كه بااعتراض آنان همراه بود.

 

قالو اتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء ؟!!!!!

 

درباره پي آمد  وجود انسان مختار در پهنه هستي بوده است

 

 

اراده انسان در هستي واجتماع سبب مي گشت تا اعمال ورفتار انسان

 

غيرقابل پيش بيني باشد وهرگز نظمي قابل پيروي0متصور نخواهد بود.

 

ميدانيم امتياز علوم تجربي به آنست كه براساس نظم رياضي طبيعت

 

مدون گشته وقانونمندي ها كشف مي گردد تا مورد استفاده قراربگيرد

 

وقابليت تسلط و تسخير انسان بر آسمان وزمين ودريا و..باشد!!

 

اگرارده انسان بخواهد دوام داشته باشد قانونمندي منتفي مي گردد.

 

هرگز جهاني بانظم نخواهيم داشت پس چاره چه بود؟!!

 

خداوند با قرادادن سنت ها(به معني خاص سنت توجه شود)

 

سنت الله   (با سنت رسول - و سنت مقابل مدرنیته اشتباه نشود )

 

دراداره عالم ۰آدم ۰اجتماع انساني وتاريخ قانونمندي جديدي

 

پديد آورد.( قرار    داد   )

 

دكتر رستگار ميگويد براساس ادبيات  قرآن دوگونه نظم وقانون است.

 

اول قانون داريم كه كاركرد آن منطبق با شرايط مادي طبيعت ميباشد.

 

قانون همه يا هيچ است شرايط موجود شود  قانون اجرا مي شود.

 

رد خور ندارد.آب درصد درجه سانتيگراد.بخارميشود.

 

(سنت هاي قرآني كه برانسان مختار وجامعه وتاريخ جاري مي باشد  )

 

دوم (سنت ) داريم كه كاركرد آن مانند قانون مي باشد ولي نه براساس

 

شرايط مادي موجود طبيعت بلكه از بالا وخارج از طبيعت توسط خداوند جاري

 

ونازل مي شود يعني براي حفظ اراده انسان وهم چنين وجود نظم

 

(مانند كاركرد روح بر كالبد انسان كه خارج ازجسم وكالبد ما جاري مي شود.

 

وبا بدن مربوط ومتصل مي شود.)

 

خداوند توسط خويش قانون هاي جديدي به نام سنت ها ايجاد وجاري مي نمايد

 

آنقدر كاركرد سنت ها دقيق است كه بشر تصور مي نمايد سنتها هم قانون اند.

 

به عنوان مثال سنت نصرت خدا براساس عمل انسان است.

 

ان تنصر الله ينصركم ويثبت اقدامكم

 

اگر خدارا ياري كنيد شما را ياري مي نمايد.

 

هرانساني  حنيف  مسيحي يهودي و.........مسلمان چنانچه براي عدل

 

خداوند عملي انجام دهد خداوند اورا نصرت مي دهد

 

 

ومثال ديگر والذين جاهدو فينا لنهدينهم سبلنا

 

كساني كه درراه شناخت حقيقت تلاش نمايند راهنمايي اش مي نماييم

 

 

براي تقريب به ذهن فرض كنيم درموسسه اي  كه نظم آهنين دارد.

 

مديران سازوكاري را تدوين كردند كه بر اساس آن اعضاء آن موسسه زير نظرند

 

وچنانچه حركتي مثبت ومنفي انجام دهند تشويق وتنبيه ويژه مي شوند.

 

ظاهرا آن موسسه  دراین مورد داراي آیین نامه وقانوني خاص نمي باشد

 

 ولي ازموضع بالا وفراقانونی - که غیرقابل پیش بینی است

 

 (مديريت موسسه كاركرد خاص وعادلانه دارد )

 

 

چون قانون ها اعلام نشده وكسي نمي تواند آن قانون را به استخدام بگيرد ولي

 

اراده مثبت اعضاء وابتكارات وشيطنت هاي آنها جواب خواهد داشت

 

لااله الا الله

 

(این نوع قانون ) سنت ها فقط مخصوص خدا مي باشد

 

هيچكس نبايد به جاي خدا بنشيند .سنت گذاری کند.

 

چون قادر نخواهد بود اراده دیگران را محترم بشمارد

 

چون ديده شده بنام سانتراليزم دمكراتيك دمار از اعضاء سازمان هاي سياسي

 

در آورده وبا سوءاستفاده ازاينكه ما خودمان بررسي مي كنيم وهر وقت لازم بود

 

 

 ترفيع وپاداش وتنبيه مي نماييم  ومی گویند:

 

 

شما بايد تسليم سازمان باشيد.

 

 

کوچکترین حرکت شخص حتي آب خوردنش  گزارش مي شود.

 

 

ادامه دارد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

داستان تعلیم خداوند به انسان

بسم الله الرحمن الرحیم

در سوره بقره قرآن مجید آمده است:

واذقال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه .قالو اتجعل فیها من یفسد فیهاویسفک الدماء

ونحن نسبح بحمدک ونقدس لک قال انی اعلم مالاتعلمون

هنگامیکه خداوند به ملایکه فرمود می خواهم درکره زمین موجودجدیدی بنام آدم قراربدهم

ملایکه گفتند موجود (انسان )خلیفه (باقدرت اراده )فساد وخونریزی مینماید.ماتراتسبیح وتقدیس میکنیم

خداوند فرمود من چیزی را می دانم که شمانمی دانید

(چون ملائکه موجودی مجرد وبدون اراده اند. وتجربه داشتن اراده و خوب بودن راندارند )

وعلم آدم السماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه .............................................................

اگر فرض کنیم خداوند وموجوداتی غیرمادی هستند .

موجودات بسیاری نیز مادی هستند.

انسان مرز بین ماده ومجرد می باشند یعنی وجودی مادی دارد وارتباط باغیب ازطریق روح الهی دارد.

خداوند به انسان اسماءرایادداد  .اما ملئکه اسماءرانتوانستند یادبگیرند .

 

اسماءچیست ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   |