تبليغاتX
پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

بحث و تحلیل درباره خبر و علم ( تصور و تصدیق)! shenakht dialogue

عرفان و روانکاوی جناب امین مروتی

باسلام

پنجشنبه  مقاله بسیار خوبی با عنوان عرفان به کمک روانکاوی حواندم

بسیار با نظرات من همدلی داشت !

پيوند هاي  خوبي دارند! دکتر موللي.............................................

باموسيقي زيبا  و مناسب ضميمه

ضمن آرزوی موفقیت برای ایشان

شمارا دعوت می نمایم این مقاله را مطالعه فرمایید

 

http://amin-mo.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 16  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

گرامی باد خاطره های استاد علامه محمد تقی جعفری

بانام خدا

کسانیکه پروسه نو اندیشی دینی رادنبال می نمایند به ستاره هایی بر می خورندچون

۱-آیت الله طالقانی . آقای سحابی . مهندس مهدی بازرگان

۲-محمد حنیف نژاد. سعید محسن

۳-دکتر علی شریعتی .دکترسامی. دکترپیمان

آیت اله مطهری .آیت اله محمدباقرصدر. علامه محمدتقی جعفری

که هرکدام درزمینه های خویش ابتکارات وخلاقیتهایی داشتند.

اکنون مهندس عبدالعلی بازرگان

مهندس لطف اله میثمی

استاد علی طهماسبی

به حق ادامه دهندگان راه آنان هستند (۱-۲-۳)

 استاد سروش که بایستی علی الاصول راه استاد جعفری را  می پیمود

خودشان به تنهایی سیر می کند

استاد جعفری چون مرحوم فلسفی درزمینه روانکاوی حرکتهایی آغاز نمودند

ولی به خاطر دشواری و بیرون دینی بودن آن ادامه نیافت

چه خوب است متفکرینی که دستی درعلوم روانشناسی وروانکاوی دارند

این مهمترین ضرورت اجتماعی وتاریخی مارادریابند

نجات قوم از شدیدترین سلطه دین خویی و برتری اندیشی و رهبانی و دنیاطلبی

چون دیگران  همچون یونگ  و..........

استاد سروش  و استاد طهماسبی شاید به ملاحظاتی از زاویه روانکاوی

قرآن و انسان  را تفسیر نمی نمایند .

آیا عرفان   و دین پژوهی بیشتر ضرورت دارد   یا

نهضت بیداری دینداران و همه  مردم ایران وعموم مسلمانان

 و آزادی از چنگ اسارت ناخودآگاهی قومی و تاریخی  خویش

دست آنان را می فشریم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 9  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

دکتر علی شریعتی بازیگر خودآگاهی ایمان و جهاد

 هوالمحبوب

آیا ندیدید  بیشتر  افراد  بازیچه  شرایط  و  تاثیر پذیر از اجتماع  و تاریخ اند ؟

زندگی  و تلاش  آنان  عکس العملی  بیش  نیست!

عکس العمل  در برابر زر داران و زورداران و خناسان

اما  هستند  افرادی  که  مانند  ستاره  می درخشند و نور منتشر  می نمایند.

آنان اول  به خودآگاهی  رسیده  و پس از باخبری

از اسرارهستی

همیشه خبرهایی را دردل زنده نگه می دارند.

 اینکه    الا  تعید  الا  الله

و  نومن   و  نتوکل الی الله

تلاش  برای  وحدت  و  احترام به انسانیت  و شوق زندگی

و تغییر  ترس ها   و  تقلید ها   و  بی مسولیتی ها

و بازیچه  شدن ها .....................................

بی عدالتی ها  و  عدم  احسان به خلق

روشنگر  پندارها    و  تعصب ها

و تواصو  بالحق   و  تواصو     بالصبر

 

یادش  گرامی   وپر رهرو باد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 19  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

درباره خلقت هفت آسمان

بنام خدا

دوستان  درباره هفت آسمان نظرات مختلفی ارائه شده است.

عده ای گویند این نظر هیئت بطلمیوسی است؟ !!!!!!

اما بطلمیوس  که ابزاری نداشت  تا به آسمانها سفر کرده وتئوری پردازی کند!

او نیز به خاطر اینکه در فرهنگ  دینی شاید ناشی ازتورات و.......................

از هفت آسمان صحبت  شده بود نظریه خویش را بامرکزیت زمین داد

اما  کتب دینی  که ناشی از اخبار غیبی است براساس واقعیت می باشد

......

اما نظری که  کلیه آیات قرآن راشامل شود تنها درکتابی به همین نام نوشته ی

مهندس مصطفی ملایری ودکتر کریم رستگاردرسال ۱۳۶۰نگارش شده است

که خلاصه از آن را خواهم نوشت!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 17  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

به یاد ابوذر زمان آیت الله سید محمود طالقانی دامت عزه

بنام خدا

 

اسلام بوعلی سینا   یا  اسلام ابوذر

 

دربررسی قرآن کریم  ودربافت آیات مبین  و بررسی الگوهای

 

عینی اهل بیت وعترت  وسابقون دردین مبین اسلام می یابیم

 

اسلام  دینی که ضمن برخورد با واقعیت های عینی  

 

1- به اصلاح درک افراد ودرک اجتماع می پردازد

 

2-به آنها هشدار می دهد  توجه کنند به برنامه ای که خدا برای آنان دارد

 

3-برای انسان اصالت وارزش قائل است(حق )

4- برای انسان مسوولیت قائل است   ( تکلیف  )

در مرحله اول  عقلانیت ومعنویت قائل است

درمرحله دوم   عشق   و جهاد    قائل است

بیش از سواد  آکادمیک  به درک  پدیده ها و شرایط عینی  تشویق می شود

وقتی می فرماید  اقراء بسم  ربک الذی  خلق

منظور آن است  که  به خلقت توجه کنیم   به ربوبیت خدا توجه کنیم

اگر انسان مانند  ابوذر غفاری  به تبعیض  توجه کند بهتر است ازکسانی که

به حفظ آیات  وکتابت آن بپردازند

ابوذر آیات را درسینه دارد  ودر زندگی  آنها را بکار می برد

ارایت الذی یکذب بالدین  فذالک الذی یدع الیتیم  ولایحض علی طعام المسکین

کسانی دین راتکذیب می کنند که یتیم را می رانندوبرای مسکین طعام نمی دهند

فویل للمصلین  الذین هم عن صلاتهم ساهون الذین هم یرائون ویمنعون الماعون

ودرنماز ورجوع به خداکوتاهی می نمایند وریاکارندومانع رشد جامعه اند

صدق الله العلی العظیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 16  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

پرفسور توشیهیکو ایزوتسو

  •  

    •  مفاهیم اخلاقی در قرآن

      یادواره پرفسور توشی هیکو ایزوتسو

       
      پروفسور توشی هيكو ایزوتسو زبانشناس ، قرآن پژوه ، اسلام شناس و فیلسوف برجسته ژاپنی در چهارم مه سال ۱۹۱۴ م. در شهر توكيو ديده به جهان گشود…

      علاقه من به اسلام چيز مرموزي است كه نمي توانم آنرا توضيح دهم. همين قدر مي توانم بگويم كه اسلام مرا مسحور خود كرده است. (ايزوتسو) پروفسور توشی هيكو ایزوتسو زبانشناس ، قرآن پژوه ، اسلام شناس و فیلسوف برجسته ژاپنی در چهارم مه سال ۱۹۱۴ م. در شهر توكيو ديده به جهان گشود. و در سال ۱۹۵۲ با خانم تویو ایزوتسو ازدواج کرد. وی در سال ۱۹۳۷ م. موفق به اخذ درجه M.A (فوق ليسانس) از دانشگاه كيو (Keio) (یکی از معتبر ترین دانشگاه های خصوصی ژاپن) واقع در شهر توكيو گرديد و در سال ۱۹۶۰ م. دكتراي خود را در دانشكده ادبيات در رشته زبانشناسي (Linguistics)از وزارت آموزش و پرورش ژاپن دريافت كرد. و در همان دانشگاه کیو به تدریس زبانشناسی و فلسفه زبان پرداخت. در مورد آن که چرا پرفسور ایزوتسو رشته زبانشناسی را انتخاب كرد ، پروفسور ويليام سي چيتيك مي گويند : «يكبار از پروفسور ايزوتسو پرسيدم كه چگونه به مطالعه متون اسلامي روي آورد. او گفت كه در كودكي پدرش او را وادار كرده بود تا به كارورزي زاذن (۱) بپردازد ، و اين تجربه او را از اين كار بيزار كرده بود. او به همين دليل تصميم گرفت تا به حوزه اي روي بياورد كه تا حد امكان از نگرش “ذن” نسبت به واقعيت به دور باشد و از اين رو رشته زبانشناسي را انتخاب كرد». (ایزوتسو،۱۰،۱۳۸۳) وي در دوران تحصيل در دانشگاه زبان لاتين و يوناني را فرا گرفت و از ميان زبان هاي شرقي، در سن بیست سالگی ابتدا آموختن صرف و نحو عربي را در نزد خود آغاز کرد و به مطالعه متون ادبي بويژه ادبيات عرب قبل از اسلام پرداخت. (۲) و پس از آشنایی با عالمی تاتاری به نام موسي جارالله(۳)به مدت دو سال در نزد او به قرائت متون و دواوين اشعار عرب اشتغال ورزيد. وی ابتدا “الكتاب” سيبويه (۴) و سپس “صحيح” مسلم را نزد او خواند. پس از آموختن زبان عربي ديري نپائيد كه به مطالعه دقيق ساختار زباني قرآن پرداخت و پس از آن به مطالعه و مفاهيم قرآن كريم علاقمند شد. در این ایام پرفسور ایزوتسو به درخواست انتشارات “ايوانامي شوتن” بزرگترين ناشر ژاپني ، قرآن كريم را در طي مدت ۷ سال از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۸ م. براي نخستين بار از زبان عربي به زبان ژاپني در سه جلد ترجمه كرد. (۵) این ترجمه ابتدا در سال ۱۹۵۸ انتشار پیدا کرد و در سال ۱۹۶۴-۱۹۶۵ با تجدید نظر، مرتبا به چاپ رسید. این ترجمه به اعتقاد تمام اسلام شناسان و قرآن پژوهان دقيق ترين ترجمه قرآن به زبان ژاپني است. پروفسور ايزوتسو در طي سالهايي كه به ترجمه قرآن اشتغال داشت، يادداشت هاي مختلفي در زمينه فلسفه و كلام اسلامي بر مي داشت كه ثمره اين يادداشتها سه کتاب ارزنده ی:(- مفهوم ايمان در كلام اسلامي. ۲- ساختمان مفاهيم ديني – اخلاقي در قرآن. ۳- خدا و انسان در قرآن) است. پرفسور ايزوتسو پس اتمام تحصيلات در دانشگاه كيو در همان دانشگاه مشغول به تدريس شد و پس از تلاش مستمر علمي ، به درجه استاد ممتازی این دانشگاه نائل آمد. عشق به زبان و ذوق زبانشناسي موجب شد كه پرفسور ايزوتسو زبانهاي متعددي را فرا بگيرد که جمع آن ها بالغ بر بیست زبان قدیم و جدید جهان بود. وي انگليسي را در دوران دبيرستان فرا گرفت و در طی مدت تحصیل در دانشگاه زبان روسي را مورد مطالعه قرار داد به گونه اي كه در سن هجده سالگي زبان روسي را در سطح دانشگاهي تدريس مي كرد. همچنین زبان های فرانسه ، آلماني ، ايتاليائي ، اسپانيائي ، يونانی باستان و لاتين را هم در طی این دوران فرا گرفت. پرفسور ایزوتسو در دوران تدریس در دانشگاه کیو با استفاده از بورس بنياد راكفِلِر در سال ۱۹۵۹ م. به مدت دو سال در كشور هاي لبنان و مصر به سر برد و با دانشمندان آن دیار چون “ابراهيم مدكور”، “احمد فؤاد اهواني”، “محمد كامل حسين” رمان نویس مشهور آشنا شد. و با معرفی محمد کامل حسین ، به عضويت فرهنگستان زبان عرب مصر « مجمع اللغة العربية » نائل آمد. پرفسور ایزوتسو از طريق زبان عربي علاقمند به زبان عبري شد و به غير از آن زبان چيني قديم و سانسكريت را هم فرا گرفت ( كه از اولي در مقايسه تصوف اسلامي با تائوئيسم چيني و از دومي در مقايسه پاتنجل ترجمه ابوريحان بیرونی با يوگا سوترا استفاده مي كرد ) و همچنين زماني كه در كانادا به سر می برد. نزد دانشجوي ترك خود “احمد روشن سزر” متون تركي عثماني و تركي استانبولي را مي خواند و هنگامی که دكتر مهدی محقق در دانشگاه مك گيل مشغول به تدريس “اسرار نامه” عطار و “جامع الحكمتين” ناصر خسرو بودند پرفسور ایزوتسو با حضور در این کلاس ها زبان فارسي را فرا گرفت در این ایام دكتر محقق زبان پهلوي را به يكي از پژوهش گران بلوچي درس مي داد و پرفسور ایزوتسو در این جلسات حضور فعال داشت. در اين باره همسر ایشان (خانم تويو ايزوتسو) مي گویند: «شبی كه همسرم فرداي آن روز درس زبان پهلوي داشت ، پنج ساعت وقت خود را صرف جستن معاني لغات پهلوي مي كرد.» (محقق.۸۳) پروفسور ايزوتسو به دعوت “ويلفرد كانتول اسميث” (۶ ) در سال ۱۹۶۱ م. به منترال كانادا در دانشگاه مك گيل عظيمت كرد و به بحث و تفحص درباره كلمات كليدي قرآن و مفاهيم اخلاقي قرآني در دوره رياست “اسميث” پرداخت و همچنین تدريس متون مهم اسلامي را همچون «نجات» ابن سينا در فلسفه و «الاقتصاد في الاعتقاد» امام محمد غزالي در كلام و «فصوص الحكم» محی الدین ابن عربي در عرفان را در دوره رياست “چارلز آدامز” (۷) بر عهده داشت ، در این ایام بود که وی با دكتر مهدي محقق آشنا گردید و علاقمند به تفکر شیعی و فلسفه صدرایی شد. دکتر محقق سبب این آشنایی و همکاری صمیمانه را این گونه بیان می کنند:« آشنایی من با ایزوتسو به سال ۱۳۴۴ بر می گردد که برای تدریس زبان فارسی در موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، واقع در شهر مونترال از بلاد کانادا دعوت شده بودم. من متن اسرار نامه ی عطار را برای تدریس برگزیدم و ایشان در همان روزهای اول به صورت مستمع آزاد در درس من شرکت می کردند و من هم در چنین موقعیتی ناچار بودم که سطح درس را بالا ببرم و در بیان الفاظ به برخی از اشعار شعرای عرب و در بیان معانی به برخی از مطالب فلسفی از منظومه ی حکمت حاج ملا هادی سبزواری استشهاد جویم. وجود استاد در میان دانشجویان، گرمی بیشتری به درس من می داد. من شرح منظومه را برای فلسفه و شرح حادی عشر را برای کلام برگزیدم، و تا آن زمان دانشجویان و استادان آن دانشگاه حتی نام سبزواری و علامه حلّی را نشنیده بودند و این اصل که، فلسفه ی اسلامی با یعقوب بن اسحاق کندی آغاز شده و با ابن رشد اندلسی پایان یافته است، برای آنان خدشه ناپذیر می نمود. در کلام اسلامی هم از جوینی و غزالی و فخر رازی گامی فراتر گذاشته نمی شد. در یکی از روزهای درس فلسفه ی سبزواری، ایزوتسو پس از درس، خطاب به من گفت:” باعث تاسف است که شما چنین متفکرانی بزرگ دارید و دنیای علم از آنان بی خبر هستند! چرا کسی این کتاب را به یکی از زبان های اروپایی ترجمه نمی کند؟” من در پاسخ، همان جا کتاب شرح منظومه را به ایشان دادم و گفتم:” جاهای مختلف کتاب را مطالعه بفرمایید، اگر واقعا جلب نظرتان را کرد، مشترکا آن را ترجمه می کنیم” پس از چند روز به من گفتند” این کتاب از جالب ترین و جذاب ترین آثار فکری است که من تاکنون دیده ام”» (محقق،۷۸،۷۹) پرفسور ایزوتسو از سال ۱۹۶۵-۱۹۶۸ م. در مونترال همکاری خود را با دکتر محقق آغاز کرد و همكاري این دو با تاسيس شعبه تهران موسسه مطالعات اسلامي ادامه پیدا کرد و پرفسور ایزوتسو ابتدا به مدت دو سال مداوم و سپس هر شش ماه يكبار در سال ، طي سالهاي (۱۳۴۷-۱۳۵۳) ش. در ایران اقامت گزید ولیکن پس از اين دوران پرفسور ايزوتسو به علت اين كه تمایل داشت بیشتر در ايران باشد از دانشگاه كيو و مك گيل استعفاء كرد و با پذيرفتن شغل دائمي در انجمن شاهنشاهي فلسفه ايران (موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ایران) از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ ش. مشغول به تدريس و تحقيق شد. پروفسور ايزوتسو در این انجمن ابتدا فصوص الحكم ابن عربي را به طور كامل تدريس كردند و بعد از آن يك دوره درس اشارات و التنبیهات ابن سینا را آغاز كرد كه نيمه تمام ماند. همچنين ایشان يك دوره فلسفه چين (آسياي شرقي) را در انجمن تدريس كردند كه حدود سه سال به طول انجاميد. دكتر غلام رضا اعواني در اين باره مي گويند : «وي آنچنان تسلطي بر فلسفه چين داشت كه واقعا كم نظير بود. معلومات او دست اول بود. وقتي درباره چين صحبت مي كردند ، متون چيني را خوانده بودند. فراموش نمي كنم كه در درسي درباره فلسفه چين ، دستور داده بود سفير ژاپن دو هزار جلد كتاب چيني از چين تهيه كردند و براي ايشان آوردند.» (اعوانی،۳۸) پرفسور ايزوتسو در سال ۱۹۷۹ م. به زادگاه خود بازگشت و از طرف امپراطور ژاپن بالاترين نشان علمي این کشور را كه تا ۳۰ سال پيش از آن به كسي اهداء نشده بود دريافت كردند. وی در زادگاهش آثار فراواني را به زبان ژاپني به رشته تحرير درآورد. از جمله این آثار می توان به کتاب تاريخ اندیشه ی اسلامي و ترجمه دو كتاب “المشاعر” ملاصدرا و “فيه ما فيه” مولوي اشاره کرد. پرفسور ایزوتسو در سن بيست و شش سالگي كتابي به زبان ژاپني تحت عنوان “تاريخ انديشه عربي” و پس از آن كتاب ديگري در باره فلسفه و عرفان ، با تاكيد بر فلسفه نوافلاطوني و عرفان يوناني در سن سي و چهارسالگي تاليف كرد و همينطور كتابي درباره حضرت محمد (ص) به زبان ژاپني نوشت. وي نخستين كتاب خود را به زبان انگليسي تحت عنوان “زبان و سحر” در سال ۱۹۵۶ م. در توكيو منتشر كرد. ترجمه قرآن هم كه پيش از اين ياد شد محصول همين دوران است. او در اين مورد عنوان می کند که:«ترجمه قرآن مرتب چاپ مي شده و از اين نظر براي او بركت داشته است، چه درآمدی مستمر ، ولو مختصر براي او به ارمغان آورده است. (پورجوادي ، ۴۸) پروفسور ايزوتسو با توجه به تسلط بر مفاهيم قرآني به مطالعه ادبيات عرب دوره جاهلي پرداخت تا كلمات كليدي و اساسي را در قرآن رديابي كند و تحول و دگرگوني هايي كه در آنها در زمان ظهور اسلام پيدا شده بود را مشخص نمايد. و با آراء و نظريات دانشمندان اسلامي درباره اين مضامين و مفاهيم آشنا گردد. محصول اين كوشش نشر كتاب «ساختار كلمات اخلاقي در قرآن» بود كه در سال ۱۹۵۱ م. در ژاپن منتشر شد و سپس تحت عنوان “مفاهيم اخلاقي و ديني در قرآن” در سال ۱۹۶۶ در مونترال تجديد چاپ گرديد. (۹) پرفسور ايزوتسو با استفاده از سابقه مطالعات زبانشناسي خود و آگاهي كاملی كه در زمينه مباحث معني شناسي قرآن پيدا كرده بود و به سبب علاقه اي كه “پروفسور اسميث” به طرح و بحث مباحث معنا شناسي قرآني داشت محيط موسسه مطالعات اسلامي مك گيل مونترال بسيار مناسب بود كه ايزوتسو تحصيلات پيشين خود را در سلسله درسها و سخنراني هايش عرضه دارد و به تاليف كتاب هايش نظير ( خدا و انسان در قرآن در سال ۱۹۶۴ م. در توكيو و مفهوم ايمان در كلام اسلامي ۱۹۶۵ م. توكيو ) بپردازد. او به گردآوري مطالب عرفاني از آثار ابن عربي پرداخت و نتيجه مطالعات خود را در كتاب “مفاهيم كليدي فلسفي در تصوف اسلامي” و “تائوئيسم چيني” (۱۰) در توكيو در سال ۱۹۶۶-۱۹۶۷ م. منتشر ساخت و از طرفي با حضور در كلاس دروس عقايد شيعه كه توسط دکتر محقق تدريس مي شد ، علاقمند به حكمت متعاليه و مكتب ملاصدرا شد و با همكاري دکتر محقق متن عربي شرح منظومه حاج ملا هادي سبزواري را در بخش الهيات بالمعني الاعم تصحيح كردند و آنرا مشتركا به زبان انگليسي ترجمه كردند و يكسري مجلاتي تحت عنوان «سلسله دانش ايراني» بنيان نهادند كه در اولين شماره اين مجلات ، ترجمه شرح منظومه چاپ گرديد و در سال ۱۳۴۸ ش. در تهران منتشر شد. و دومي شماره ی چهارِ سلسله، در سال ۱۹۷۷ م./۱۳۵۶ ش. در نيويورك منتشر گشت. لازم به ذكر است در جلسات ترجمه سبزواري برخي از دانشجويان هم شركت داشتند. هدف بعدي در اين همكاري تصحيح و نشر كتاب “القبسات” ميرداماد و “معالم الاصول” حسن بن شهيد ثاني بود كه هر دو كتاب يكبار در مونترال كانادا مورد بازبيني قرار گرفت. در مورد “معالم الاصول” پروفسور ايزوتسو به اتفاق دكتر محقق هفته اي يكشب به خواندن برخي از كتابهاي دانشمندان غربي همچون : اي. تي. اير A. T. Ayer و آر. ام. هير R. M. Hair و جي. ال. استين J. L. Austin مي پرداختند تا موارد مقايسه و تطبيق را در مباحثي همچون صدق و كذب قضايا و جملات خبري و انشائي و قطع و ظن ، بررسي و پيگيري كنند و مقابله القبسات را موكول به آمدن به تهران و استفاده از نسخ خطي آن كردند. از آنجا كه دکتر مهدي محقق مدت اقامتش در كانادا سه سال بود ، ايشان مقدمات تاسيس شعبه تهران «موسسه مطالعات اسلامي» را فراهم كردند تا بدان وسيله پروفسور ايزوتسو با استفاده از مرخصي بتواند براي ادامه همكاري به ايران بيايد. پروفسور ايزوتسو با همكاري دکتر محقق موفق شدند متن الهيات عام شرح منظومه را همراه با مقدمه در شرح احوال حكيم حاج ملا هادي سبزواري ، به انضمام فرهنگ اصطلاحات فلسفي همراه با معادل انگليسي و با حواشی سبزواری و هیدجی و آملی آنرا منتشر سازند و در طي مراسمي در ۱۶ بهمن سال ۱۳۴۸ ش. در محل موسسه مطالعات اسلامی كه به مناسبت يكصدمين سال وفات حاجي سبزواري بر پا شده بود و در آن جلسه بزرگاني همچون پروفسور ايزوتسو ، دکتر محقق و مرحوم استاد سيد جلال الدين آشتياني و دكتر سيد حسين نصر و… حضور داشتند درباره حكيم سبزواري و انديشه هاي فلسفي او به بحث و گفتگو پرداختند و چاپ این کتاب را عرضه کردند. ايزوتسو مقدمه اي تفصيلي بر كتاب ذكر شده به زبان انگليسي نوشت كه ترجمه فارسي آن تحت عنوان “بنياد حكمت سبزواري” بوسيله دكتر سيد جلال الدين مجتبوي ترجمه و در سال ۱۳۴۹ ش. در شماره ۲۹ سلسله دانش ايراني منتشر گشت.(۱۱) ( مرحوم منوچهر بزرگمهر هم بر اساس این مقدمه مقاله ای را تخت عنوان “مقدمه ی پرفسور ایزوتسو بر شرح منظومه” به رشته تحریر در آورد) همچنین پرفسور ایزوتسو در كتابي تحت عنوان “منطق و مباحث الفاظ” كه در سال ۱۳۵۳ ش. منتشر گشت ، دوازده رساله چاپ نشده در منطق را ، با همكاري دكتر محقق مورد تصحيح قرار دادند و بخش فرانسه و انگليسي آنرا هم نظارت نمودند كه در شماره ۸ سلسله دانش ايراني به چاپ رسيد. پروفسور ايزوتسو مقاله اي تحت عنوان پايه هاي نظام انديشه هاي مابعدالطبيعي در اسلام در پنجمين كنفرانس فيلسوفان شرق و غرب در دانشگاه هاوائي عرضه داشت كه در شماره ۴ سلسله دانش ايراني به چاپ رسيد. ايزوتسو به اتفاق دكتر محقق و دكتر ابراهيم ديباجي و دکتر سيد علي موسوي بهبهاني متن “القبسات” ميرداماد را تصحيح كرد و مقدمه اي هم به زبان انگليسي در تحليل و بررسي حدوث دهري ميرداماد تحت عنوان : «فلسفه ميرداماد» بر آن افزود كه در سال ۱۳۵۶ ش. در شماره ۷ سلسله دانش ايراني منتشر گرديد. (۱۲) پروفسور ايزوتسو در طي دوران اقامت در ايران با دانشمندان ايراني همچون سيد محمد مشكوه ، احمد فرديد ، اميرحسين آريانپور ، سيد عبدا… انوار و شيخ عبدا.. نوراني بحثها و گفتگوها داشت. و در چند جلسه در روزهاي چهارشنبه در مدرسه عالي سپهسالار با بزرگان آن مجلس بويژه مرحوم شهيد مرتضي مطهري و شيخ محمد علي حكيم شيرازي ، درباره مباحث فلسفي و عرفاني به مذاكره و مفاوضه مي پرداخت و با برخي از روحانيون تهران از جمله مرحوم رفيعي قزويني و محمد تقي فلسفي واعظ ، ملاقات و گفتگو مي كرد. از دانشمندان خارجي كه در موسسه مطالعات اسلامي سخنراني كردند و با ايزوتسو بحث و گفتگو داشتند مي توان از : عبدالرحمن بدوي ، محمد اركون ، فريد جبر ، ريچارد والزر ، لوي گارده ، مونتگمري وات را نام برد و چند تن از دانشجويان خارجي نيز براي استفاده از محضر پرفسور ايزوتسو به ايران آمدند از جمله احمد روشن سزر دانشجوي ترك و معن زياده دانشجوي لبناني و ديويد ايد دانشجوي آمريكائي از زمره آنها بودند. در طي اين سالها پروفسور ايزوتسو در درس “كفايه الاصول” آخوند خراساني كه در محل موسسه به وسيله دكتر ابوالقاسم گرجي تدريس مي شد شركت مي جست و كوشش مي نمود كه برخي از مباحث اصول فقه را با آنچه غربيان درباره الفاظ و دلالت آن بر معاني بحث كرده اند تطبيق دهد. پس از چندي با روي كار آمدن دولت فرانسوي زبان در ايالات كِبِك كانادا ، كمك دانشگاه مك گيل به موسسه مطالعات اسلامي قطع شد و اين مقارن بود با تاسيس انجمن شاهنشاهي فلسفه ايران (موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران) كه از امكانات فراواني برخوردار بود و پروفسور ايزوتسو دعوت به همكاري شد. دکتر محقق در این باره می گویند:«[ایزوتسو] مایل نبود در محلی که انتساب به مقامی عالی داشته باشد کار کندو ولی عشق به اقامت در ایران، او را وادار به پذیرفتن کار در انجمن فلسفه کرد»(محقق،۸۵) پرفسور ایزوتسو در طي همكاري هاي خود با اين انجمن مقالاتي در مجله جاويدان خرد نوشت كه از جمله مي توان به : «دو ساحت آگاهي ضمير در مذهب ذن» (۱۳) «ضمير شاعرانه و اساطيري در مذهب شامائي و تائوئي» (۱۴) «نفس تجلي يافته در تصوف ، تحليل روانشناسي عارفانه نجم الدين كبري» (۱۵) اشاره كرد.
      + نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 8  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

      روشنفکر دینی مودب به آداب الهی است !!!!

      بنام خدا

       

      دکترعبدالکریم سروش دربیان ویژگیهای روشنفکردینی میگوید:

       

      روشنفکر دینی به مسائل دینی توجه دارد و پایبند است   یعنی

       

      نمازمیخواند به مبداء و معاد عمیقا معتقد است . فرایض دینی را

       

      به جا می آورد 0 با قرآن مانوس است .

       

      حتی درباره خمس وزکوت نظری دارد ومعتقد است بایستی سازمانی

       

      تشکیل شود وعهده دار جمع آوری و تحویل آن به مستحقین شود. 

       

      بانوان نیز باید پایبند به حجاب باشند .

       

      آری تحقیق وتفحص وقرائت نو ازدین منافاتی با انجام فرائض ندارد

       

      عمل به ارکان دین که باعث تقویت ایمان میشود وسبب تقویت

       

       وابستگی به مبدا ومعاد است ضروری میباشد .

       

      روشنفکردینی دغدغه عدالت دارد.

       

      ولی  او مومن شرمگین نیست !!!!!

       

       

       

       

       

      + نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

      کیش مهر علامه طباطبایی

      شعر
       
       
       
       



      همي  گويم  و   گفته ام بارها
                                           بود كيش من مهر دلدارها

      پرستش به مستي است در كيش مهر
                                          برونند زين جرگه هشيارها

      به شادي و آسايش و خواب و خور
                                           ندارند  كاري   دل افکارها

      بجز اشك چشم و   بجز داغ دل
                                            نباشد به دست گرفتارها

      كشيدند    در     كوي دلدادگان
                                           ميان دل   و كام   ديوارها

      چه  فرهادها مرده   در كوه ها
                                           چه حلاج ها رفته بر دارها

      چه دارد جهان جز دل و مهر يار
                                        مگر توده هايي     و پندارها

      ولي   رادمردان و     وارستگان
                                         ننازند هرگز به      مردارها

      بهين   مهرورزان   كه آزاده اند
                                         بريزند از دام    جان   تارها

      به خون خود آغشته و رفته اند
                                      چه گلهاي رنگين به جویبارها

      بهاران كه شاباش   ريزد سپهر
                                          به دامان گلشن ز رگبارها

      كشد رخت سبزه به هامون ودشت
                                       زند بارگه گل   به    گلزارها

      نگارش  دهد   گلبن جويبار
                                       در آيينه     آب     رخسارها

      رود شاخ گل   در بر نيلوفر
                                        هزار      آورد   نغز گفتارها

      به آواي ناي و به آهنگ چنگ
                                    خروشد ز سرو و سمن تارها

      به ياد خم   ابروي  گلرخان
                                       بكش جام در بزم ميخوارها

      گره را ز    راز جهان باز كن
                                      كه آسان كند باده دشوارها

      جز افسون و افسانه نبود جهان
                                       كه بستند چشم خشايارها

      به اندوه آينده    خود را مباز
                                    كه آينده خوابيست چون پارها

      فريب جهان را مخور زينهار
                                      كه در پاي اين گل بود خارها

      بيا پي بكش جام و سرگرم باش
                                        بهل گر بگيرند      بيكارها

      + نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 13  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

      عید غدیر خم برهمه مبارک

      ياعلي

       

       

       

       

      شهریار SHAHRYAR

      علي اي هماي رحمت ، تو چه آيتي خدا را


                                   كه به ماسوا فكندي همه ساية هما را


      دل اگر خداشناسي همه در رُخ علي بين


                                 به علي شناختم من بخدا قسم خدا را


      به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند


                                چو علي گرفته باشد سرچشمة بقا را


      مگر اي سحاب رحمت تو بباري اَرنَه دوزخ


                              به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را


      بر و اي گداي مسكين درِ خانة علي زن


                             كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را


      بجز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من


                               چو اسير تُست اكنون به اسير كن مدارا

       

      به جزازعلی که آرد پسری ابوالعجایب

       

                                که علم کند به عالم شهدای کربلا را؟

       

      چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان

       

                                چو علی که می تواند که به سربردوفارا؟

       


      نه خدا توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت


                               متحيرم چه نامم شهِ ملك لافتي را


      باميد آنكه شايد برسد بخاكپايت


                              چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را


      چه زنم چو ناي هر دم زنواي شوق او دم


                             كه سان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را


      همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي


                                    به پيام آشنائي بنوازد اين گدا را


      زنواي مرغ يا حق بشنو كه در دل شب


                               غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

      حیدربابا

      + نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 13  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

      دکتر عبدالکریم سروش

      بنام خدا

       

      ترا چشیدم و شیرین تر از وفا بودی

      تو ای عزیز که بودی مگر خدا   بودی؟

      سراینده دکتر سروش         

      + نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

      علامه اقبال لاهوری

      بنام خدا

       

      زنقص تشنه لبي دان به عقل خويش مناز

       

      دلت فريب گر ز جلوه سراب نخورد

                                     اقبال لاهوري

      + نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 20  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

      نظر دکترعبد الکریم سروش درباره ذهن وفکر

      بنام خداوند رحمن ورحیم

      دکتر عبدالکریم سروش می گویند انسان بوسیله فکرش هدایت می شود

      یعنی واقعیتها در ذهن منعکس میشود و با اهداف و آرمانها ترکیب شده

      ونهایتن فکر انسان اورا راهنما است صحیح یا نا صحیح پخته یا ناپخته ....

      انسان ازچیزی که فکرکند آلوده وزیان آوراست فرار می کند

       (ممکن است درواقعیت آن چیزبی ضررباشد)

      انسان به معامله ای که فکرکند سودآوراست اقدام مینماید (شاید درعمل زیان کند )

      انسان با چیری که دشمن بپندارد درگیر می شود

      انسان به کاری که فکرمی کند ازاو برمی آید اقدام میکند

      انسان اگر فکر کند دراین دنیا خدایی نیست ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

      انسان اگر تصورکند مرگ مثل خواب است اورادوست دارد

      انسان اگر فکرکند دیگران (مثلا زنان.مردان .کودکان .خارجیها . غیرهمدینان)

      مثل اوهستند باآنان رفتاری دارد که اگرفکرکند دیگران مثل اونیستند متفاوت است

      انسان بانیروی خیال برای خویش پیش فرض هایی میسازد

       وباواسطه آنها بامحیط تعامل و عکس العمل دارد.

      + نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 13  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   |